جاویدنام پیمان قدیری
Peyman Ghadiri
۴۵ یاش · قرچک ورامین قرچک، تهران
بو رکورد تأیید لازیمدیر — جعلی یا شکلی دئییل، یالنیز باشقا منبع لازیمدیر.
حکایهلری
پیمان قدیری نئجه اؤلدورولوب؟ بو بارهده هله هئچ بیر شرح قئیده آلینماییب. نه باش وئردیگینی بیلیرسینیزسه، بیزه یازین.
اونون روایتی
جاویدنام پیمان قدیری
۱۸ دی ۱۴۰۴، مردم در پاسخ به فراخوان شاهزاده رضا پهلوی به خیابانها آمدند. آن شب، بسیاری از آنان، صحنههایی را به چشم دیدند که فراموشکردنشان آسان نبود؛ شلیک، خون و مردمی که در خیابانهای شهرهای مختلف با خشونت روبهرو شدند. بااینحال، شامگاه ۱۹ دی، با وجود آنچه شب قبل گذشته بود، مردم دوباره به خیابانها رفتند. پیمان قدیری هم یکی از آنها بود. پیمان ۴۵ سال داشت و در قرچک زندگی میکرد. شامگاه ۱۹ دی از خانه بیرون رفت و بعد به خانه برگشت، اما مأموران حکومتی او را تا منزلش تعقیب کردند. خانهای که باید پناه او میبود، به صحنهی تیراندازی تبدیل شد. مأموران هنگام ورود به منزل، از فاصلهی نزدیک به سر پیمان شلیک کردند. گلوله به او اصابت کرد و او به کما رفت. آن شب، فرزند پیمان نیز بازداشت شد. بازداشت او برای تحت فشار قرار دادن خانواده و وادار کردن آنها به سکوت دربارهی تیراندازی صورت گرفت. خانوادهای که ناگهان با مجروحشدن پیمان روبهرو شده بود، حالا باید نگران فرزند خود هم میبود؛ درحالیکه هنوز نمیدانستند پیمان زنده میماند یا نه. پیمان پیش از آن شب، زندگی خودش را داشت. دانشآموختهی رشته هنر بود و بهعنوان طراح دکوراسیون ساختمان کار میکرد. نزدیکانش از او بهعنوان مردی نیکوکار یاد کردهاند؛ کسی که هزینهی برگزاری مراسم ازدواج چند نفر را تأمین کرده و سرپرستی تعدادی از کودکان بیسرپرست را بر عهده گرفته بود. او در کنار کار و زندگی خودش، برای کسانی که به کمک نیاز داشتند نیز قدم برمیداشت. اما از شامگاه ۱۹ دی، زندگی پیمان و خانوادهاش در انتظار گذشت. پیمان به کما رفته بود و روزها و ماهها سپری میشد، بیآنکه خانواده بتواند به زندگی پیش از آن شب برگردد. حدود نه ماه، امید به بهبود او با نگرانی از دستدادنش همراه بود؛ نه ماه که هر روزش میتوانست خبری تازه بیاورد و هر بار چشمانتظاری، خانواده را با یک پرسش تکراری روبهرو کند: آیا پیمان به هوش خواهد آمد؟ سرانجام، در ۲۱ مهر ۱۴۰۵، خبر جانباختن او منتشر شد. نه ماه از شبی گذشته بود که پیمان به خانه برگشت و هدف گلوله قرار گرفت؛ نه ماه انتظار برای مردی که خانوادهاش نمیخواستند باور کنند دیگر به زندگی بازنمیگردد. آن امید طولانی، سرانجام به سوگ تبدیل شد. دیگر قرار نبود پیمان چشم باز کند، صدای عزیزانش را بشنود یا دوباره به کار و زندگیاش برگردد. پس از مرگ او، گزارشهایی نیز از محدودیتهای مربوط به مراسم خاکسپاریاش منتشر شد. خانوادهای که ماهها برای زندهماندن پیمان دعاوار انتظار کشیده بود، حالا باید با نبودنش کنار میآمد و برای آخرین وداع آماده میشد. نه ماه پیش، هنوز میشد به بازگشت او امید داشت؛ حالا آن انتظار طولانی با خبری پایان یافته بود که هیچ خانوادهای پس از چنین روزهایی آمادگی شنیدنش را ندارد. پیمان رفت، اما برای عزیزانش، آن شب و ماههای پس از آن در خاطرهای ماند که پایانش نه بهبود و بازگشت او، بلکه وداعی بود که پس از نه ماه انتظار از راه رسید.
منبع: نراتا · نویسنده: جاوید · تاریخ نگارش: ۱۴۰۵/۰۷/۲۴ · مشاهدهی روایت اصلی
با اجازهی نراتا و بیهیچ تغییری بازنشر شده است. همهی حقوق این روایت از آنِ نویسنده و نراتاست.
نهیی بیلیریک
- یاش
- ۴۵
- یئر
- قرچک ورامین قرچک، تهران
هله قئید اولماییب: اؤلوم سببی، اؤلدورولدویو تاریخ. بو رکوردو تکمیل ائتمهگه کؤمک ائت
هنوز نمیدانیم پیمان قدیری کجا به خاک سپرده شده. کمک به پیدا کردن مزار
بو رکوردو تأیید و تکمیل ائتمهگه کؤمک ائدین
پیمان قدیری تانیییرسینیزسا، یا علاوه ائدهجک شئینیز وارسا، هر جزئیات کؤمک ائدیر.
بو عائله اوزومون دور · مدرک گؤندر · گئزلیلیک یا سیلینمه درخواستى
منبعلر و سند
هر لیست آدلاری و یئرلری اؤز بیچیمینده یازیب. بیز اونلاری یازیلدیغی کیمی گؤستریریک.
بو آدین قایناقلاری (۱)
| قایناق | آد، یازیلدیغی کیمی | یئر | تاریخ |
|---|---|---|---|
| Narrata | پیمان قدیری | — | ۱۴۰۵/۰۷/۲۱ |
پستلر و ویدئولار (۰)
بو آد اوچون هله پست یا ویدئو قئیده آلینماییب.
رکورد معلوماتی
- رکورد نومرهسی
- V5AA2C17
- مدرک سویهسی
- D بو آد اوچون هله اعتبارلی بیر قایناق تاپیلماییب
افزودهشده در ۳ آبان ۱۴۰۵ · بهروزشده در ۳ آبان ۱۴۰۵
یاد پیاملاری
پیمان قدیری یادا بیر نئچه سؤز یازین. پیاملار یوخلامادان سونرا گؤرونور.
برای پیمان قدیری پیامی بنویسید…
پیمان قدیری تانییرسینیز؟ معلومات یا عکس علاوه ائدین
بیر آد، بیر عکس یا بیر جزئیات بو رکوردو تکمیل ائتمهگه کؤمک ائده بیلر.
معلومات یا عکس علاوه ائت