شکیل: Narrata
جاویدنام مهدی باقری
Mehdi Bagheri
۳۳ یاش · کرج شهریار، تهران
پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴
بو رکورد تأیید لازیمدیر — جعلی یا شکلی دئییل، یالنیز باشقا منبع لازیمدیر.
حکایهلری
مهدی باقری نئجه اؤلدورولوب؟ بو بارهده هله هئچ بیر شرح قئیده آلینماییب. نه باش وئردیگینی بیلیرسینیزسه، بیزه یازین.
اونون روایتی
جاویدنام مهدی باقری؛ بابای پرنسا کوچولو
زنی جوان کنار مزار مهدی سر بر سنگ سرد او گذاشته بود؛ سنگی که روی آن، کنار عکس مهدی، فقط چند کلمه به چشم میخورد: «بابای پرنسا کوچولو». پرنسا، دختر هشتماههی مهدی، با لباس صورتی روی سنگ مزار پدرش نشسته بود؛ تصویری که در روز چهلم، روایت تلخ یک خانواده را بینیاز از توضیح میکرد. مهدی باقری، فرزند منوچهر و فرشته، متولد ۱۷ اسفند ۱۳۷۰ بود؛ مردی ۳۳ ساله، متأهل و پدر یک دختر. پرنسا در بهار ۱۴۰۴، به دنیا آمد؛ دختر کوچکی که در همان هشت ماه اول زندگی، به یکی از بزرگترین دلخوشیهای مهدی تبدیل شده بود. مهدی سالها در مغازهی آرایشگریاش با قیچی، شانه و آینه کار کرده بود و از مهارت دستانش نان حلال به خانه میبرد. مردی منصف و خوشاخلاق بود و با دقت و مهارتی که در کارش داشت، توانسته بود اعتماد مشتریها را به دست بیاورد. مهدی از شرایطی که مردم سالها با آن زندگی کرده بودند، بیخبر نبود؛ از گرانی و فشارهای زندگی گرفته تا اینکه خیلیها حتی نمیتوانستند درباره مشکلاتشان و چیزی که از زندگی میخواستند، راحت حرف بزنند. انتقاد از وضعیت موجود میتوانست برای آدمها هزینه داشته باشد و بسیاری ترجیح میدادند حرفهایشان را در سکوت نگه دارند. حالا که پرنسا به دنیا آمده بود، مهدی بیشتر به این فکر میکرد که دخترش قرار است در چه جامعهای بزرگ شود؛ جامعهای که بتواند حرفش را بزند، انتخاب کند و بدون ترس از بیان نظرش، زندگی کند. چند روزی بود که در سراسر ایران اعتراضاتی علیه نظام جمهوری اسلامی شکل گرفته بود تا اینکه با فراخوان شاهزاده رضا پهلوی در ۱۸ دی ۱۴۰۴، خیابانهای شهریار نیز به صحنهی حضور گستردهی معترضان تبدیل شد. هوای سرد، صورتهای پوشیدهی معترضان، دود و فریاد، خیابان را به میدان رویارویی مردم و نیروهای سرکوبگر تبدیل کرده بود. مهدی دیگر نخواست تماشاگر باشد. کارش را نیمهکاره رها کرد، پیشبندش را آویخت، کرکرهی مغازه را پایین کشید و به جمعیت پیوست. روبهروی مردمی که جز مشتهای گرهکرده و فریادهایی که از میان گلولهها رها میشد و چیزی برای دفاع نداشتند، نیروهای سرکوبگر اسلحهبهدست ایستاده بودند؛ اسلحههایی پرشده از گلولههای جنگی. صدای شلیک در فضا پیچید. معترضان به دنبال پناهگاهی میگشتند تا از تیررس گلولهها در امان بمانند. ناگهان گلولهای مهدی را هدف گرفت؛ گلوله به قلب و سینهاش اصابت کرد، مهدی افتاد و همانجا جان باخت. شناسنامهاش در شامگاه ۱۸ دی ۱۴۰۴ با سربی گداخته در خاک شهریار باطل شد تا نامش در ردیف ستارههای بیافول وطن، برای همیشه جاودانه شود. پیکر او در آرامستان بهشت رضوان شهریار، به خاک سپرده شد.
منبع: نراتا · نویسنده: سایه · تاریخ نگارش: ۱۴۰۵/۰۶/۲۱ · مشاهدهی روایت اصلی
با اجازهی نراتا و بیهیچ تغییری بازنشر شده است. همهی حقوق این روایت از آنِ نویسنده و نراتاست.
عکسلر و ویدیولار
نهیی بیلیریک
- یاش
- ۳۳
- اؤلدورولدویو تاریخ
- پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴
- یئر
- کرج شهریار، تهران
- تاریخ تولد
- شنبه ۱۷ اسفند ۱۳۷۰ ↗
هله قئید اولماییب: اؤلوم سببی. بو رکوردو تکمیل ائتمهگه کؤمک ائت
دفن جزئیاتلاری
- مزارلیق
- بهشت رضوان شهریار ،فاز ۲
- بؤلوم
- ۱۹
بو رکوردو تأیید و تکمیل ائتمهگه کؤمک ائدین
مهدی باقری تانیییرسینیزسا، یا علاوه ائدهجک شئینیز وارسا، هر جزئیات کؤمک ائدیر.
بو عائله اوزومون دور · مدرک گؤندر · گئزلیلیک یا سیلینمه درخواستى
منبعلر و سند
هر لیست آدلاری و یئرلری اؤز بیچیمینده یازیب. بیز اونلاری یازیلدیغی کیمی گؤستریریک.
بو آدین قایناقلاری (۱)
| قایناق | آد، یازیلدیغی کیمی | یئر | تاریخ |
|---|---|---|---|
| Narrata | مهدی باقری | — | ۱۴۰۴/۱۰/۱۸ |
پستلر و ویدئولار (۰)
بو آد اوچون هله پست یا ویدئو قئیده آلینماییب.
رکورد معلوماتی
- رکورد نومرهسی
- V845C972
- مدرک سویهسی
- D بو آد اوچون هله اعتبارلی بیر قایناق تاپیلماییب
افزودهشده در ۳ آبان ۱۴۰۵ · بهروزشده در ۷ آبان ۱۴۰۵
یاد پیاملاری
مهدی باقری یادا بیر نئچه سؤز یازین. پیاملار یوخلامادان سونرا گؤرونور.
برای مهدی باقری پیامی بنویسید…
مهدی باقری تانییرسینیز؟ معلومات یا عکس علاوه ائدین
بیر آد، بیر عکس یا بیر جزئیات بو رکوردو تکمیل ائتمهگه کؤمک ائده بیلر.
معلومات یا عکس علاوه ائت