دی ۱۴۰۴ قیرغینیTHE IRAN MASSACRE
بو ترجومه سۆنی ذکانین کؤمگی ایله حاضیرلانیب و هله آنا دیلی تۆرکجه اولان بیری اونو یوخلاماییب. English · فارسی
این صفحه به فارسی
محمدرضا صاعدی محمدیه

شکیل: Narrata

جاویدنام محمدرضا صاعدی محمدیه

Mohammadreza Saedi Mohammadieh

۲۰ یاش · مشهد

Dهله تأیید اولونماییب

بو رکورد تأیید لازیم‌دیر — جعلی یا شکلی دئییل، یالنیز باشقا منبع لازیم‌دیر.

حوکومتین رسمی لیستینده آدلانمیش (سطر ۲۱۸۲)

#محمدرضا_صاعدی_محمدیه#Mohammadreza_Saedi_Mohammadieh
بیلگی آرتیر

حکایه‌لری

محمدرضا صاعدی محمدیه نئجه اؤلدورولوب؟ بو باره‌ده هله هئچ بیر شرح قئیده آلینماییب. نه باش وئردیگینی بیلیرسینیزسه، بیزه یازین.

بو آد ایران حکومتینین اؤز سیاهیسیندا دا گلیب.

اونون روایتی

جاویدنام محمدرضا صاعدی محمدیه

محمدرضا صاعدی محمدیه بیست سال داشت. اهل مشهد بود و در محدوده‌ی خواجه ربیع زندگی می‌کرد. دانشجوی تراشکاری بود و در همین حرفه هم کار می‌کرد. دستانش با فلز، آشنا بود و در کارش استادی ماهر به شمار می‌رفت؛ جوانی که آینده‌اش را با مهارت دستانش می‌ساخت. خانواده و آشنایانش او را پسری نجیب، باشرف و بااصالت می‌شناسند. روحیه‌ای سرشار از انرژی داشت؛ فعال بود، سرزنده بود و حضورش گرمای جمع بود. اما آنچه او را از بسیاری متمایز می‌کرد، احساس مسئولیتش در برابر وطن و هم‌وطنانش بود. این احساس را می‌توان در آخرین پیامی که به مادرش فرستاد دید: «می‌رم برای وطن، برای خانواده. خوبی بدی دیدی حلال کن.» شانزدهم دی‌ماه، شاهزاده رضا پهلوی در پیامی ویدیویی نخستین فراخوان رسمی خود را منتشر کردند.محمدرضا این فراخوان را بی‌پاسخ نگذاشت. هجدهم دی‌ماه، خیابان امیر در مشهد یکی از کانون‌های تجمعات اعتراضی مردم بود. در ساعاتی از آن شب، کنترل خیابان‌ها از دست نیروهای یگان ویژه خارج شده بود و معترضان سنگربندی کرده و در برابر ماموران سرکوب ایستاده بودند. محمدرضا هم در همان‌جا در قلب شلوغی‌ها و بین مردم بود. در همان شب، گلوله‌ی جنگی به پهلو و شکمش اصابت کرد. محمدرضا پس از آن شب ناپدید شد. هجده روز، خانواده‌اش وجب به وجب شهر مشهد را به دنبال او گشتند. به بیمارستان‌ها رفتند، به نهادهای مختلف حکومتی سر زدند، سردخانه‌ها را یکی‌یکی جست‌وجو کردند؛ اما اثری از او نیافتند. هجده روز بی‌خبری، هجده روز امید و هراس. خواهرش در پستی در اینستاگرام نوشته است که دو هفته، تمام شهر را به دنبالش گشتند و تنها فکرشان این بود که محمدرضا در چه شرایطی است. آیا به او غذا می‌دهند؟ آیا جایی که نگهش داشته‌اند گرم است؟ آیا سردش نمی‌شود؟ خانواده امید زیادی داشت که او بازداشت شده و زنده باشد. حتی برنامه ریخته بودند که پس از آزادی‌اش با هم به سفر بروند تا حال و هوای محمدرضا عوض شود، اما آن سفر هرگز انجام نشد. بعدها مشخص شد محمدرضا را در سردخانه‌ی بیمارستان امام رضا نگهداری می‌کردند و در نهایت، خانواده، بدن بی‌جان فرزندشان را در سردخانه‌ی آرامستان بهشت رضا پیدا کردند. پیکر این جوان دلاور در آرامستان خواجه ربیع مشهد به خاک سپرده شد؛ در همان محله‌ای که در آن بزرگ شده بود، زندگی کرده بود و از آن، برای آخرین بار، راهی خیابان شده بود. او به حرفی که زده بود باور داشت. همان‌طور که به مادرش گفته بود، برای وطن و برای خانواده رفت و جانش را فدای ایران کرد. و پدر و مادری ماندند که هجده روز، هر صبح به امید پیدا کردن فرزندشان از خانه بیرون رفتند و هر شب دست‌خالی برگشتند. هجده روز به هر تلفنی دل بستند، هر در بسته‌ای را زدند و هر نشانی را دنبال کردند، به این امید که محمدرضا هنوز جایی زنده باشد و روزی دوباره از در خانه وارد شود. اما آنچه در پایان به دستشان رسید، پیکر بی‌جان پسر بیست‌ساله‌شان بود. مادری ماند که آخرین پیام پسرش را بارها خوانده است: «می‌رم برای وطن، برای خانواده. خوبی بدی دیدی حلال کن.» و پدری که جوانش را با دست‌های خودش به خاک سپرد. محمدرضا برای آن‌ها و برای ایران رفت، و نامش در دل خانواده‌اش و در حافظه‌ی این سرزمین جاودانه ماند.

منبع: نراتا · نویسنده: نَفَس · تاریخ نگارش: ۱۴۰۵/۰۷/۰۴ · مشاهده‌ی روایت اصلی

با اجازه‌ی نراتا و بی‌هیچ تغییری بازنشر شده است. همه‌ی حقوق این روایت از آنِ نویسنده و نراتاست.

عکس‌لر و ویدیولار

محمدرضا صاعدی محمدیه
شکیل: Narrata
محمدرضا صاعدی محمدیه
شکیل: Narrata

نه‌یی بیلیریک

یاش
۲۰
یئر
مشهد
آتاسینین آدی
جواد ↗

هله قئید اولماییب: اؤلوم سببی، اؤلدورولدویو تاریخ. بو رکوردو تکمیل ائتمه‌گه کؤمک ائت

بو رکوردو تأیید و تکمیل ائتمه‌گه کؤمک ائدین

محمدرضا صاعدی محمدیه تانیییرسینیزسا، یا علاوه ائده‌جک شئینیز وارسا، هر جزئیات کؤمک ائدیر.

بو عائله اوزومون دور · مدرک گؤندر · گئزلیلیک یا سیلینمه درخواستى

منبع‌لر و سند

هر لیست آدلاری و یئرلری اؤز بیچیمینده یازیب. بیز اونلاری یازیلدیغی کیمی گؤستریریک.

بو آدین قایناقلاری (۲)
قایناقآد، یازیلدیغی کیمییئرتاریخ
فهرست رسمی دولت محمدرضا صاعدی محمدیه — —
Narrata محمدرضا صاعدی محمدیه — ۱۴۰۴/۱۰/۱۸
پستلر و ویدئولار (۱)

۱ پست تاپیلیب. هر باغلانتی اؤز اصلی صحیفه‌سینده آچیلیر.

رکورد معلوماتی

رکورد نومره‌سی
VC45A4E4
مدرک سویه‌سی
D بو آد اوچون هله اعتبارلی بیر قایناق تاپیلماییب

افزوده‌شده در ۲۳ مهر ۱۴۰۵ · به‌روزشده در ۷ آبان ۱۴۰۵

یانلیشی بیلدیر یا سیلینمه‌سینی ایسته · نئجه تأیید ائدیریک

یاد پیام‌لاری

محمدرضا صاعدی محمدیه یادا بیر نئچه سؤز یازین. پیام‌لار یوخلامادان سونرا گؤرونور.

برای محمدرضا صاعدی محمدیه پیامی بنویسید…

محمدرضا صاعدی محمدیه یادا بیر نئچه سؤز یازین. پیام‌لار یوخلامادان سونرا گؤرونور. یالنیز قیسا و مهربان پیام‌لار. شخصی جزئیات یا تلفن نومره‌سی یوخ.

امنیّتینیز بیرینجی‌دیر: حقیقی آد لازیم دئییل. گؤندرمک امن‌دیر؟ · ناشناس گؤندرمک

منو

تنظیمات · شخصی حریم

تنظیمات

امنیّت

تئز چیخیشEsc-ی ایکی دفعه باسین فوراً سایتدان چیخین.
گیزلی تب عنوانیبراوزر تبی صفحه آدی یئرینه «قئیدلر» گؤستریر.

سایتین ساخلا‌نان سئچیم‌لرینی، ساخلا‌نان آدلارینی و آفلاین کپی‌لرینی سیلیر، و سیزی چیخاریر.

دیللر

گؤرونوش

دیتا ایشلت‌مه

آز اینترنت مصرفیلیست‌لرده عکس‌لری گیزلدی و حرکتی باغلاییر. یواش یا باهالی باغلاشما اوچون ان یاخشی.

حساب

بوتون تنظیمات · کوکی تنظیم‌لری

نئجه گؤندرمک ایسته‌ییرسینیز؟

نه‌یی ساخلاییریک و کیم گؤرور · باشقا یوللار (X، اینستاگرام)

چت

کامل صفحه‌نی آچ

مهربان اولون. شخصی هجوم، خصوصی جزئیات یا تلفن نومره‌سی یوخ. پیام‌لار ناظرلر طرفیندن سیلینه‌بیلر.