The Iran Massacreکشتار دی ۱۴۰۴
Diese Übersetzung entstand mit Hilfe von KI und wurde noch nicht von Muttersprachlern geprüft. English · فارسی
این صفحه به فارسی

Seyed Jafar Hosseini Kamsari

سیدجعفر حسینی کمسری

47 Jahre · Shahrak Andisheh, Teheran

Freitag, 9. Januar 2026

DUnbestätigte Meldung

Dieser Eintrag braucht Verifizierung — er ist nicht falsch oder zweifelhaft, braucht nur eine weitere Quelle.

#Seyed_Jafar_Hosseini_Kamsari#سیدجعفر_حسینی_کمسری
Informationen ergänzen

Ihre Geschichte

Wie Seyed Jafar Hosseini Kamsari getötet wurde, ist bisher nicht festgehalten. Wenn Sie wissen, was geschehen ist, teilen Sie es uns mit.

Ihre Geschichte

جاویدنام سیدجعفر حسینی؛ مردی که آرزوی بازگشت به خانه را با خود برد

سید جعفر حسینی، متولد اول آذر ۱۳۵۷، در روستای نصرالله‌محله از دهستان گشت فومن به دنیا آمد؛ جایی در میان شالیزارها، کوه‌های سبز گیلان، رودخانه‌ها و مهِ صبحگاهی. در خانواده‌ای پرجمعیت، میان سه خواهر و شش برادر بزرگ شد؛ کودکی و نوجوانی‌اش در همان طبیعتی گذشت که بعدها، هرچه از آن دورتر شد، دلبستگی‌اش به آن بیشتر ماند. سال‌ها بعد، زندگی او را به اندیشه کشاند؛ شهری که محل کار و تلاشش شد و جعفر در آن برای ساختن زندگی خانواده‌اش ماند. تحصیلاتش تا دوره متوسطه اول بود، اما اطرافیانش او را مردی باهوش، باسواد و صاحب‌نظر می‌دانستند؛ کسی که وقتی دیگران مشکلی داشتند، سراغش می‌آمدند و به مشورتش اعتماد می‌کردند. برای آدم‌ها وقت می‌گذاشت، دردشان را می‌شنید و تا جایی که می‌توانست گرهی از کارشان باز می‌کرد. او مرد کار و خانواده بود. متأهل شد و پدر یک دختر و یک پسر. آنچه از زندگی می‌خواست، پیچیده نبود؛ کار کند، خانواده‌اش آسوده باشند و آینده‌ی فرزندانش را بسازد. ساکن اندیشه بود و بنگاه مشاوره‌ی املاک داشت، میان مردم نیز به غیرت، مرام، مهربانی و قدرت بدنی‌ ستودنی بود.  طبیعت را دوست داشت و علاقه‌ای خاص به حیوانات، به‌ویژه اردک‌ها، داشت. با وجود سال‌هایی که در اندیشه زندگی کرد، دلش همچنان در گیلان مانده بود. آرزو داشت روزی دوباره به نصرالله‌محله برگردد و باقی زندگی‌اش را در همان جایی بگذراند که کودکی‌اش را در آنجا آغاز کرده بود. اما ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴، مسیر زندگی‌اش را برای همیشه تغییر داد. آن روز، خیابان ولیعصر اندیشه‌، صحنه‌ی اعتراضات مردمی بود. او نیز در میان معترضان حضور داشت. در جریان درگیری با نیروهای امنیتی، مورد ضرب‌وشتم قرار گرفت و بر اساس گزارش‌ها، بر اثر ضربات پی در پی  باتوم به پشت سرش به‌شدت آسیب دید و جان باخت. مرگ او در همان خیابان، پایان زندگی مردی بود که هنوز برای خانواده‌اش مسئولیت داشت، برای فرزندانش آینده می‌خواست و برای بازگشت به خانه‌ای که در آن بزرگ شده بود، رؤیا در سر داشت. پس از ناپدیدشدنش، خانواده دو روز را در جست‌وجوی او گذراندند. سرانجام در ۲۰ دی‌ماه، به کهریزک مراجعه کردند و پیکرش را در حیاط پشت  سردخانه‌ی بهشت زهرا یافتند؛ جایی که خانواده با واقعیتی روبه‌رو شدند که تا آن لحظه هنوز امیدوار بودند هرگز اتفاق نیفتاده باشد. یک روز بعد، پیکر جعفر به نصرالله‌محله بازگردانده شد؛ به همان روستایی که سال‌ها پیش از آنجا برای ساختن زندگی‌اش راهی شده بود. تشییع، نیمه‌شب و در فضایی آکنده از هراس برگزار شد؛ بدون مسجد و مداحی و در نگرانی از حضور نیروهای امنیتی. با این حال، مردم روستا خانواده را تنها نگذاشتند. روزها و شب‌ها در خانه‌ی پدری، کنار آنان ماندند و در مراسم هفتم و چهلم نیز جمعیتی گسترده حضور پیدا کرد. فشارها ادامه داشت، اما خانه‌ی پدری جعفر به محل ایستادگی خانواده تبدیل شد. مأموران اجازه‌ی ورود به خانه را پیدا نکردند، هرچند تماس‌ها و فشارها برای کنترل مراسم و نحوه یادکردن از او ادامه داشت. خانواده، با تصمیم برادر بزرگ‌تر، از واکنش‌هایی که می‌توانست خطر بیشتری برای آنان ایجاد کند پرهیز کردند؛ اما نگذاشتند یاد جعفر آن‌گونه که دیگران می‌خواستند روایت شود. در میان همه‌ی تصاویر و خاطراتی که از او باقی مانده، یکی بیش از همه در ذهن نزدیکانش مانده است: آخرین تصویری که از او در حیاط خانه‌ی پدری ثبت شد. مردی که برای لحظه‌ای ایستاد؛ شاید به آسمان نگاه کرد، شاید به خانه، شاید به فرزندانی که باید آینده‌شان را می‌ساخت و بعد رفت. قرار بود روزی خودش به آن خانه بازگردد. اما بازگشت جعفر، نه با قدم‌های خودش، که با پیکرش اتفاق افتاد؛ در ۲۱ دی‌ماه، به همان روستایی که آرزوی زندگی دوباره در آن را داشت. در چهلم او، جمعیت زیادی گرد آمدند. مردم آمدند، کنار خانواده ایستادند و با دست‌زدن، یاد جعفر را گرامی داشتند. خانه‌ای که روزی محل رفت‌وآمد و زندگی بود، حالا جای خالی مردی را در خود داشت که سال‌ها برای خانواده‌اش زحمت کشیده بود. جعفر را نمی‌شود فقط با روز مرگش به یاد آورد. پیش از آن روز، ۴۷ سال زندگی کرده بود؛ کودکی در گیلان، سال‌هایی از کار و تلاش در اندیشه، همسری، پدری، برادری و دوستی که برای آدم‌های اطرافش وقت می‌گذاشت و به بودن در کنار خانواده‌اش دل بسته بود. او برای آینده‌ی فرزندانش برنامه داشت و برای بازگشت به زادگاهش رؤیا. اما هیچ‌کدام از آن رویاها به سرانجام نرسید. آنچه از جعفر باقی مانده، خانه‌ای است که هنوز جای او را می‌شناسد، خانواده‌ای که نبودنش را هر روز زندگی می‌کنند و روستایی که سرانجام او را، نه آن‌گونه که آرزو داشت، بلکه در سکوت و اندوه، دوباره در آغوش گرفت.

This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.

Source: Narrata · Author: رودابه · Written ۱۴۰۵/۰۵/۲۸ · Read the original story

Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.

Was wir wissen

Alter
47
Getötet
Freitag, 9. Januar 2026
Ort
Shahrak Andisheh, Teheran
Born
Mittwoch, 22. November 1978 ↗
Interests
طبیعت (auf Persisch) ↗

Noch nicht erfasst: Todesursache. Hilf, diesen Eintrag zu vervollständigen

Beerdigungsdetails

Friedhof
روستای نصراله‌ محله گشت در فومن

Hilf mit, diesen Eintrag zu verifizieren und zu vervollständigen

Wenn du Seyed Jafar Hosseini Kamsari kennst oder etwas hinzuzufügen hast, hilft jedes Detail.

Das ist mein Familienmitglied · Belege senden · Anfrage zu Privatsphäre oder Entfernung

Quellen und Beweise

Jede Liste schreibt Namen und Orte auf ihre eigene Weise. Wir zeigen sie so, wie sie dort stehen.

Wie die Quellen diesen Namen erfasst haben (1)
QuelleName wie geschriebenOrtDatum
Narrata سیدجعفر حسینی کمسری — ۱۴۰۴/۱۰/۱۹
Beiträge und Videos (0)

Zu diesem Namen sind noch keine Beiträge oder Videos erfasst.

Eintragsinformationen

Eintragsnummer
V0539CB8
Beweisstufe
D Für diesen Namen gibt es noch keine vertrauenswürdige Quelle

Added 25. Oktober 2026 · updated 29. Oktober 2026

Fehler melden oder Entfernung beantragen · Wie wir verifizieren

Gedenknachrichten

Hinterlasse ein paar Worte zur Erinnerung an Seyed Jafar Hosseini Kamsari. Nachrichten erscheinen nach Prüfung.

Write a message for Seyed Jafar Hosseini Kamsari…

Hinterlasse ein paar Worte zur Erinnerung an Seyed Jafar Hosseini Kamsari. Nachrichten erscheinen nach Prüfung. Nur kurze, freundliche Nachrichten. Keine persönlichen Details oder Telefonnummern.

Deine Sicherheit kommt zuerst: kein echter Name nötig. Ist es sicher zu senden? · Anonym senden

Menü

Einstellungen · Datenschutz

Einstellungen

Sicherheit

Schneller AusgangDrücke zweimal Esc, um die Seite sofort zu verlassen.
Diskreter Tab-TitelDer Browser-Tab zeigt „Notizen“ statt des Seitennamens.

Löscht gespeicherte Seitenoptionen, gespeicherte Namen und Offline-Kopien und meldet dich ab.

Sprachen

Darstellung

Datennutzung

DatensparmodusVerbirgt Fotos in Listen und schaltet Bewegung aus. Besser für langsame oder teure Verbindungen.

Konto

Alle Einstellungen · Cookie-Einstellungen

Wie möchtest du es senden?

Was wir behalten und wer es sieht · Andere Wege (X, Instagram)

Chat

Vollseite öffnen

Sei freundlich. Keine persönlichen Angriffe, private Details oder Telefonnummern. Nachrichten können von Moderatoren gelöscht werden.