イランの虐殺کشتار دی ۱۴۰۴
この翻訳はAIの助けを借りて作成されたもので、まだネイティブスピーカーによる確認を受けていません。 English · فارسی
این صفحه به فارسی

Mehdi Abdali

مهدی ابدالی

42歳 · Isfahan

2026年1月8日 木曜日

D未確認の報告

この記録は検証が必要です — 間違っているわけでも疑わしいわけでもなく、別のソースが必要なだけです。

#Mehdi_Abdali#مهدی_ابدالی

جاویدنام مهدی ابدالی — جان باختن مهدی ابدالی 42 ساله در ایران اصفهان پل اصفهان — نویسنده: نَفَس — در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه، اصفهان نیز یکی از شهرهایی بود که شگفتی آفرید. مردمان دلیر و آزاده اصفهان به…

情報を追加

その人の物語

جاویدنام مهدی ابدالی

در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه، اصفهان نیز یکی از شهرهایی بود که شگفتی آفرید. مردمان دلیر و آزاده اصفهان به خیابان‌ها آمدند تا برای کرامت انسانی، آزادی و حقوقی که سال‌ها از آنان دریغ شده بود، فریاد بزنند. در میان آنان، مهدی ابدالی نیز حضور داشت؛ جوانی که با وجود نگرانی مادر و قولی که پیش از خروج از خانه به او داده بود، سرنوشتش با آن روزهای پرالتهاب گره خورد. مهدی در جریان اعتراضات ۱۸ دی‌ماه، در نزدیکی پل اصفهان هدف شلیک مستقیم نیروهای سرکوبگر قرار گرفت. گلوله‌ای به قلب او اصابت کرد و او را بر زمین انداخت. با این حال، بنا بر روایت خانواده، پس از آن نیز تیر خلاصی به گلوی او شلیک شد و زندگی این جوان برای همیشه خاموش گشت. پیکر مهدی پس از روزها بی‌خبری و جست‌وجوی بی‌وقفه خانواده، سرانجام در آرامستان باغ رضوان اصفهان به خاک سپرده شد. مزار او در قطعه ۷۵، ردیف ۲ قرار دارد؛ جایی که از آن زمان تاکنون به محل حضور خانواده، دوستان و مردمی تبدیل شده است که برای گرامی‌داشت یاد و نام او بر سر مزارش گرد هم می‌آیند. مادر مهدی ابدالی در تماسی با شبکه اینترنشنال از فرزندش گفت؛ از جوانی که ستون خانه بود و با رفتنش، جهان پدر و مادرش فرو ریخت. او میان گریه‌هایی که مجال بند آمدن نداشت، گفت: «مهدی نان‌آورم بود، مونسم بود. بعد از رفتن او، من و پدرش یتیم شدیم. بچه‌ام را کشتند، بچه‌ام را تیر خلاص زدند.» مادر مهدی از دلتنگی روزهای پس از او چنین روایت می‌کند: «هر روز لباس‌هایش را بو می‌کنم و هنوز منتظرم برگردد.» آخرین دیدارشان، روایتی دردناک و ماندگار در حافظه اوست. می‌گوید: «روز آخر آمد و پرسید داروهای پدرش تمام شده یا نه. گفتم نه مادر، هنوز چند تا دارد. گفت برایش می‌گیرم. بعد آمد توی آشپزخانه. به او گفتم: مادر، چقدر من را دوست داری؟ هر دو دستش را بالا برد و گفت: خیلی زیاد. به او گفتم: مامان، نرو توی این شلوغی‌ها. مهدی گفت: نمی‌روم. رفت و دیگر هیچ‌وقت ندیدمش.» پس از ناپدید شدن مهدی، خانواده روزهای تلخی را پشت سر گذاشتند. مادرش می‌گوید: «پنج روز دنبالش گشتم. من را به زندان‌ها و بازداشتگاه‌های مختلف می‌فرستادند. خیلی ما را اذیت کردند.» سرانجام پس از پنج روز، پیکر فرزندش را به خانواده تحویل دادند. او با اندوهی عمیق از آخرین وداع می‌گوید: «صورتش را داغون کرده بودند.» مهدی ابدالی پیش از آن نیز بارها گفته بود که اگر روزی برایش اتفاقی افتاد، اجازه ندهند نام و یادش به فراموشی سپرده شود. به گفته مادرش، وصیت کرده بود: «اگر برای من اتفاقی افتاد، نام مرا جهانی کنید.» چهلم مهدی به صحنه‌ای از عشق، اندوه و یادآوری نام او تبدیل شد. جمعیت زیادی از دوستداران، بستگان و مردم بر سر مزارش گرد آمده بودند. بسیاری لباس‌های سفید و مشکی بر تن داشتند و مزار او را با گل پوشاندند. بادکنک‌های سفید در دستان حاضران بود؛ نمادی از پاکی و پرواز روح جوانی که زندگی‌اش در اوج جوانی از او گرفته شد. در این مراسم، حاضران آیینی نمادین از مراسم عقد را بر سر مزار مهدی برگزار کردند؛ آیینی تلخ و تأثربرانگیز که حسرت آرزوهای ناتمام و آینده ربوده‌شده او را به تصویر می‌کشید. صدای دست‌زدن و هم‌خوانی جمعیت در فضای آرام آرامستان می‌پیچید و یاد او را زنده نگه می‌داشت. در میان جمعیت، مادر مهدی بیش از همه نگاه‌ها را به خود جلب می‌کرد. او در حالی که اشک از چشمانش جاری بود، بی‌قرار و پریشان بر مزار فرزندش می‌رقصید؛ رقصی آمیخته با سوگ، عشق و دلتنگی. گویی می‌خواست با هر گام، خاطره روزهایی را زنده کند که مهدی در کنار او بود. اشک می‌ریخت، دست می‌افشاند و نام فرزندش را در دل زمزمه می‌کرد؛ فرزندی که اگرچه از میان آنان رفته بود، اما حضورش در قلب مادر و در یاد مردمی که برای بزرگ‌داشتش آمده بودند، همچنان زنده و ماندگار بود. امروز از مهدی، تنها خاطراتی در ذهن عزیزانش، عکسی بر دیوار خانه و مزاری در باغ رضوان اصفهان بر جای مانده است؛ اما آن‌چه هرگز از میان نخواهد رفت، عشق مادری است که هنوز نام فرزندش را با اشک بر زبان می‌آورد و چشم‌انتظار دیداری است که دیگر در این جهان ممکن نیست.

This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.

Source: Narrata · Author: نَفَس · Written ۱۴۰۵/۰۴/۰۱ · Read the original story

Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.

知っていること

年齢
42
死亡日
2026年1月8日 木曜日
場所
Isfahan
Born
1983年6月20日 月曜日 ↗

まだ記録されていません:死因。 この記録の完成を手伝う

埋葬詳細

墓地
باغ رضوان اصفهان
セクション
75
列
2

この記録の検証と完成を手伝う

Mehdi Abdaliを知っている、または追加するものがある場合、各詳細が役立ちます。

これは私の家族です · 証拠を送る · プライバシー・削除依頼

ソースと証拠

名簿ごとに名前や地名の表記は異なります。ここでは書かれたとおりに示しています。

各出典はこの名前をどう記録したか (1)
出典記載された名前場所日付
Narrata مهدی ابدالی — ۱۴۰۴/۱۰/۱۸
投稿と動画 (1)

1件の投稿が見つかりました。各リンクは元のサイトで開きます。

記録情報

記録番号
V03684A9
裏付けの段階
D この名前について信頼できる出典はまだ見つかっていません

Added 2026年10月25日 · updated 2026年10月29日

誤りの報告・削除の依頼 · 検証方法

追悼メッセージ

Mehdi Abdaliを偲んで数言残してください。メッセージは確認後に表示されます。

Write a message for Mehdi Abdali…

Mehdi Abdaliを偲んで数言残してください。メッセージは確認後に表示されます。 短く親切なメッセージのみ。個人情報や電話番号は禁止です。

あなたの安全が第一:実名は不要です。 送信は安全ですか? · 匿名で送信

メニュー

設定 · プライバシー

設定

安全

クイックイグジットEscを2回押してサイトをすぐに離れます。
控えめなタブタイトルブラウザタブにサイト名の代わりに「メモ」と表示されます。

保存されたサイトオプション、保存された名前、オフラインコピーを削除し、ログアウトします。

言語

外観

データ使用

低通信量モードリストの写真を非表示にし、動きをオフにします。遅いまたは高額な接続に適しています。

アカウント

ログイン アカウント作成 保存

すべての設定 · Cookie設定

どのように送信しますか?

保存するものと誰が見るか · 他の方法(X、Instagram)

チャット

フルページを開く

優しくしてください。個人攻撃、私的な詳細、電話番号は禁止です。メッセージはモデレーターによって削除される場合があります。