写真: Narrata
彼らの物語
Seyed Mehdi Hosseiniさんがどのように殺害されたのか、その経緯はまだ記録されていません。 何が起きたかご存じでしたら、お知らせください。
その人の物語
جاویدنام سیدمهدی حسینی؛ مامان هنوز نمیداند
مهدی جوانی اهل تهران بود؛ عاشق ورزش و بدنسازی، مهربان و عزیزِ خانواده. او ازدواج نکرده بود و پس از آنکه پدرش را از دست داد، مسئولیت بیشتری بر دوشش افتاد و نانآور خانواده شد. در کنار تأمین هزینههای زندگی، از مادر بیمارش که با تومور مغزی دستوپنجه نرم میکرد نیز مراقبت میکرد. مهدی برای مادرش تنها یک فرزند نبود؛ پرستار، همراه و تکیهگاه او بود. او خواهرزادهای داشت که بسیار دوستش میداشت و میان آن دو رابطهای نزدیک و صمیمی شکل گرفته بود؛ رابطهای که پس از هجدهم دیماه، حتی برای خواهرزادهاش معنای دیگری پیدا کرد. شامگاه هجدهم دیماه ۱۴۰۴، همهچیز برای این خانواده تغییر کرد. مهدی که آن شب در محدودهی پیروزی تهران بود، ابتدا هدف شلیک قرار گرفت و سه گلوله به پایش اصابت کرد. او پس از مجروح شدن سوار یک تاکسی شد، اما تنها دو کوچه پایینتر، در همان خودرو، بار دیگر به او شلیک شد و دو گلولهی دیگر به او اصابت کرد. پیکر مهدی از حدود ساعت دهونیم شب تا نزدیک ظهر روز بعد، حوالی ساعت دوازده، در کوچه باقی ماند. در نهایت همسایهها پتویی روی پیکر او انداختند. پس از انتقال پیکر، خانواده او را در کهریزک پیدا کردند. خواهر مهدی در مراسمی که برای او برگزار شده بود، در حالی که بر سر و صورت خود میزد، از آخرین شب زندگی برادرش گفت: «برای داداشم حرف میزنم. اون شب چقدر صدام کردی... قربونت بشم، الهی خواهرت بمیره که نتونستم به دادت برسم.» او در همان مراسم، خطاب به کسانی که به برادرش شلیک کردند، از خشم و اندوه خود گفت: «تو عزیزم را گرفتی. انشاءالله تیر به قلب عزیزانت بخوره که برادرم را ازم گرفتی.» خواهر مهدی همچنین تصویری از مادرشان در فضای مجازی منتشر کرد و در کنار آن نوشت: «مامان، مرسی که همچین قهرمانی رو به دنیا آوردی؛ ولی من شرمندهام که نمیتونم بهت بگم پسرت رو کشتن و تیر خلاص بهش زدن.» پس از آن شب، حتی روز تولد مهدی نیز برای خانوادهاش معنای دیگری پیدا کرد؛ روزی که زمانی بهانهای برای جشن گرفتن بود، حالا یادآور جای خالی اوست. خواهرش در نخستین تولد مهدی پس از کشتهشدنش نوشت: «تولدت مبارک، برادر آسمانیام. امسال اولین تولدیست که بدون تو از راه رسیده و هیچ واژهای توان گفتن دلتنگی خواهرت را ندارد.» اما در تمام این مدت، این خواهر مهدی است که نهتنها داغ از دست دادن برادرش را بر دوش میکشد، بلکه باید مراقب مادری باشد که هنوز نمیداند فرزندش کشته شده است؛ مادری که مهدی روزی پرستار و تکیهگاهش بود.
This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.
Source: Narrata · Author: آناهیتا · Written ۱۴۰۵/۰۷/۰۷ · Read the original story
Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.
写真と動画
知っていること
まだ記録されていません:死因。 この記録の完成を手伝う
埋葬詳細
- 墓地
- بهشت زهرا
- セクション
- 112
- 列
- 69
この記録の検証と完成を手伝う
Seyed Mehdi Hosseiniを知っている、または追加するものがある場合、各詳細が役立ちます。
ソースと証拠
名簿ごとに名前や地名の表記は異なります。ここでは書かれたとおりに示しています。
各出典はこの名前をどう記録したか (1)
| 出典 | 記載された名前 | 場所 | 日付 |
|---|---|---|---|
| Narrata | سیدمهدی حسینی | — | ۱۴۰۴/۱۰/۱۸ |
投稿と動画 (0)
この名前について記録された投稿や動画はまだありません。
記録情報
- 記録番号
- V95F78CA
- 裏付けの段階
- D この名前について信頼できる出典はまだ見つかっていません
Added 2026年10月25日 · updated 2026年10月29日
追悼メッセージ
Seyed Mehdi Hosseiniを偲んで数言残してください。メッセージは確認後に表示されます。