イランの虐殺کشتار دی ۱۴۰۴
この翻訳はAIの助けを借りて作成されたもので、まだネイティブスピーカーによる確認を受けていません。 English · فارسی
این صفحه به فارسی

Vahab Haghighi

وحاب حقیقی

22歳 · Enghelab Square, Tehran

2026年4月3日 金曜日

D未確認の報告

この記録は検証が必要です — 間違っているわけでも疑わしいわけでもなく、別のソースが必要なだけです。

#Vahab_Haghighi#وحاب_حقیقی
情報を追加

彼らの物語

Vahab Haghighiさんがどのように殺害されたのか、その経緯はまだ記録されていません。 何が起きたかご存じでしたら、お知らせください。

その人の物語

جاویدنام وهاب حقیقی؛ از جنگل‌های هیرکانی تا میدان انقلاب

چند روز پیش، به عادت همیشگی، داشتم اخبار را چک می‌کردم که ناگهان یک مطلب توجهم را جلب کرد: «وهاب حقیقی جان باخت!» شوکه شدم، دوباره به خبر برگشتم؛ درست دیده بودم، وهاب مرده بود. همان پسری که چند سالی می‌شد در اینستاگرام دنبالش می‌کردم. صفحه‌ای که مرا از جنگل‌های هیرکانی تا سواحل هرمز و قشم و از آن‌جا به کوهستان‌های کردستان می‌برد. در آن تصاویر مهارتش آشکار بود؛ کوه‌نوردی را به‌خوبی می‌شناخت و هر فضایی را که در آن قدم می‌گذاشت، با دقت تجربه می‌کرد. همیشه او را با یک کوله تصور می‌کردم که یکی‌یکی شهرهای ایران را می‌گردد و با آن چهره‌ی معصومش در اینستاگرام پست می‌گذارد؛ پسری آزاد و سبز که بیشتر وقتش را در جنگل‌های هیرکانی به سر می‌برد. وقتی با او آشنا شدم، به خودم گفتم این جنگل‌ها چه چیزی دارند که وهاب این‌قدر آن‌جا را دوست دارد؟ تحقیق کردم؛ جنگل‌های هیرکانی یکی از کهن‌ترین و ارزشمندترین اکوسیستم‌های جنگلی جهان‌اند، با گونه‌های زیادی از گیاهانی چون بلوط، توسکا و شمشاد. به همین علت بود که آن‌جا را دوست داشت؛ صدای بادی که وسط درختان بلوط می‌پیچید، صدای آب، صدای باران، صدای رودخانه و وهابی که شب‌ها با دوستانش دور آتش می‌نشست و غذا آماده می‌کرد. وهاب معمولاً برای این‌که در جنگل‌های هیرکانی باشد، بین مازندران و گیلان در سفر بود، و همین سفرها بود که مرا جذب خودش کرده بود؛ سفری ساده که فقط می‌خواست ببیند، بشناسد و تجربه کند. او شب‌ها را در چادر تک‌نفره‌اش می‌گذراند و صبح‌ها با صدای پرنده‌ها و بادی که میان درختان بلوط می‌پیچید بیدار می‌شد؛ موهای بلند و زیبایش را به دست باد می‌سپرد، با دوستانش آتشی درست می‌کرد و صبحانه‌ای راه می‌انداختند؛ تخم‌مرغ، پنیر، لوبیا و نان، بوی سوختن چوب و وهابی که فارغ از دغدغه‌های جوانی زندگی می‌کرد. در پستی اینستاگرامی، جایی که وهاب می‌خواست از جنگل‌های هیرکانی به زندگی شهری برگردد، با نگاهی که به دوربین گوشی انداخت، دور خودش چرخید و گفت: «من نمی‌خوام برگردم.» انگار او زاده شده بود که آزاد باشد و از قید و بند زندگی شهری رها. در سفری که به قشم رفته بود، میان غروب خورشید که سایه‌اش در دریا افتاده بود و اقامتگاه‌های سنتی، پسری که ناگهان از هیرکانی سر از جنوب درمی‌آورد نشان می‌داد روح آزادش یک‌جا قرار نمی‌گیرد؛ میان تپه‌های شنی قشم و دریای جنوب. روزی هم به کاشان رفت و در کویر، میان ماسه‌ها، با فراغ خاطر می‌دوید، مثل باد؛ انگار از دنیای بی‌خیالی بود، از دنیای آرامش. و دوباره آتش، این‌بار در شب‌های کویر، به‌جای هیرکانی میان ماسه‌ها، و وهابی که آرامش را با خودش به همه منتقل می‌کرد. در یکی از ویدیوهایش به اصفهان سفر کرده بود و دوباره راهی کویر شد. شب‌های کویر عجب آرامشی دارد؛ گویی ستاره‌ها با تو حرف می‌زنند و می‌توانی با آن‌ها درد دل کنی. صدای پای وهاب روی ماسه‌های کویر، باد، و یک دنیا بی‌خیالی. وهاب سفرهایی به کردستان، ایلام و کرمانشاه هم داشت؛ آن‌جا هم سفرش با بقیه فرق می‌کرد، بی‌دغدغه و با همان کوله‌ی همیشگی، در دشت‌های کردستان، میان کوه‌های سبز و خانه‌های روستایی. در سفر کرمانشاه، وهاب در حالی‌که در ماشین نشسته بود، ملخی با چشمانی درشت و سبزرنگ را با دو دستش نگه داشته بود و می‌گفت: «سعی کردم نجاتش بدم ولی مرد!» پس از دیدن خبر، به جست‌وجو پرداختم. مصاحبه‌ای یافتم که با چند نفر از آشنایانش گفت‌وگو کرده بود. او در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی در تجمعات اعتراضی حوالی میدان انقلاب حضور داشت؛ جایی که یکی از کانون‌های اصلی اعتراضات در تهران بود و نیروهای امنیتی و نظامی برای متفرق کردن معترضان، علاوه بر تیراندازی با سلاح‌های جنگی و ساچمه‌ای، از حجم گسترده‌ی گاز اشک‌آور استفاده می‌کردند. یکی از نزدیکانش می‌گوید: «روز ۱۹ دی پدرش به او زنگ زد و گفت خیابان‌ها خطرناک است، برگرد خانه. اما وهاب گفت اجازه بده کارمان را تمام کنیم.» وهابی که برای نجات یک ملخ ساعت‌ها با دستانش از او محافظت کرده بود، حالا می‌گفت «اجازه بده کار را تمام کنیم». وهاب به خیابان رفته بود تا آزادی و کرامت انسانی را به ایران بازگرداند. او پس از ساعت‌ها حضور در تجمعات خیابانی، در ۱۹ دی‌ماه به خانه بازگشت، اما متأسفانه دچار سرفه‌های شدید و تنگی نفس شده بود که در روزهای بعد نه‌تنها بهتر نشد، بلکه رو به وخامت گذاشت. وهاب تلاش کرد وخامت حالش و تنگی نفسش را تاب بیاورد. آن شب، فضای امنیتی بر شهر حاکم بود و نیروهای امنیتی و سرکوب در مراکز درمانی و بیمارستان‌ها حضور داشتند؛ بسیاری از خانواده‌هایی که مجروح داشتند، همانند خانواده‌ی وهاب، نتوانستند به بیمارستان مراجعه کنند. پس از بیست روز، وضعیت جسمی وهاب رو به وخامت گذاشت و خانواده مجبور شدند او را در بیمارستان امام خمینی تهران بستری کنند. در بیمارستان به آن‌ها گفته شد گازهای اشک‌آور حاوی برخی مواد شیمیایی خطرناک بوده که به ریه‌ی وهاب آسیب رسانده است. اما روند درمان با عوارض متعددی همراه شد و پزشکان نتوانستند جانش را نجات دهند. او در تاریخ ۱۴ فروردین ۱۴۰۵ جان باخت؛ مرگی که در سکوت کامل خبری اتفاق افتاد. الان که این روایت را می‌نویسم، وهاب را تصور می‌کنم که از چادر تک‌نفره‌اش در جنگل‌های هیرکانی بیرون می‌آید، در حالی‌که آتشی روشن است؛ با آن هودی آبی‌رنگش دور آتش می‌چرخد، نگاهی به من می‌اندازد و یکی از همان خنده‌هایی که آرامش هدیه می‌داد را به رویم می‌پاشد. از این پس هرگاه به جنگل‌های هیرکانی رفتید، وهاب را تصور کنید که هنوز زیر باران قدم برمی‌دارد، و گاهی کنار رودخانه‌ای که میان مه گم شده راه می‌رود. جسم وهاب رفت، اما روحش هنوز در جنگل‌های هیرکانی قدم می‌زند و آزادی را نفس می‌کشد. وهاب زاده شده بود که آزاد باشد؛ او برای زندگی در جنگل‌های وحشیِ شهری به دنیا نیامده بود. حالا برای خودش، آزادانه، به نقطه‌نقطه‌ی ایران سفر می‌کند، اما هنوز در انتظار ایرانی سبز و آزاد است.

This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.

Source: Narrata · Author: نَفَس · Written ۱۴۰۵/۰۵/۳۰ · Read the original story

Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.

知っていること

年齢
22
死亡日
2026年4月3日 金曜日
場所
Enghelab Square, Tehran
Born
2003年5月8日 木曜日 ↗

まだ記録されていません:死因。 この記録の完成を手伝う

We do not know yet where Vahab Haghighi is buried. Help locate this grave

この記録の検証と完成を手伝う

Vahab Haghighiを知っている、または追加するものがある場合、各詳細が役立ちます。

これは私の家族です · 証拠を送る · プライバシー・削除依頼

ソースと証拠

名簿ごとに名前や地名の表記は異なります。ここでは書かれたとおりに示しています。

各出典はこの名前をどう記録したか (1)
出典記載された名前場所日付
Narrata وحاب حقیقی — ۱۴۰۵/۰۱/۱۴
投稿と動画 (0)

この名前について記録された投稿や動画はまだありません。

記録情報

記録番号
VB971772
裏付けの段階
D この名前について信頼できる出典はまだ見つかっていません

Added 2026年10月25日 · updated 2026年10月29日

誤りの報告・削除の依頼 · 検証方法

追悼メッセージ

Vahab Haghighiを偲んで数言残してください。メッセージは確認後に表示されます。

Write a message for Vahab Haghighi…

Vahab Haghighiを偲んで数言残してください。メッセージは確認後に表示されます。 短く親切なメッセージのみ。個人情報や電話番号は禁止です。

あなたの安全が第一:実名は不要です。 送信は安全ですか? · 匿名で送信

メニュー

設定 · プライバシー

設定

安全

クイックイグジットEscを2回押してサイトをすぐに離れます。
控えめなタブタイトルブラウザタブにサイト名の代わりに「メモ」と表示されます。

保存されたサイトオプション、保存された名前、オフラインコピーを削除し、ログアウトします。

言語

外観

データ使用

低通信量モードリストの写真を非表示にし、動きをオフにします。遅いまたは高額な接続に適しています。

アカウント

ログイン アカウント作成 保存

すべての設定 · Cookie設定

どのように送信しますか?

保存するものと誰が見るか · 他の方法(X、Instagram)

チャット

フルページを開く

優しくしてください。個人攻撃、私的な詳細、電話番号は禁止です。メッセージはモデレーターによって削除される場合があります。