Saeid Abdolmaleki
سعید عبدالملکی
28세 · Shahrak Andisheh, 테헤란
2026년 1월 8일 목요일
이 기록은 검증이 필요합니다 — 잘못된 것도 의심스러운 것도 아니며, 다른 출처가 필요할 뿐입니다.
그들의 이야기
Saeid Abdolmaleki 님이 어떻게 숨졌는지에 대한 기록은 아직 없습니다. 무슨 일이 있었는지 알고 계신다면 알려 주십시오.
그들의 이야기
جاویدنام سعید عبدالملکی؛ سعید طلا
سعید عبدالملکی، جوانی ۲۸ ساله که در میان نزدیکانش به «سعید طلا» شهرت داشت، اهل الیگودرز در استان لرستان بود، اما سالها بود که در شهرک اندیشه تهران زندگی میکرد و یک برادر و یک خواهر داشت. سعید در همان شهرک یک مغازه گیمنت را اداره میکرد که روزگارش را از آن میگذراند. او هنوز مجرد بود، اما زندگیاش در آستانهی فصلی تازه قرار داشت؛ درست همان روزی که جانش را از دست داد، قرار بود خانوادهاش برای خواستگاری از دختری بروند که سعید قصد ازدواج با او را داشت. کسانی که سعید را میشناختند، از او با احترام و دلتنگی یاد میکنند؛ جوانی بامعرفت، مردمی، آرام و باادب که در محلهی محبوب همه بود. روز هجدهم دیماه، شهرک اندیشه یکی از کانونهای اعتراضات مردمی بود. جمعیت انبوهی از ساکنان در فاز یک، در ورودی خیابان چهارم، گرد هم آمده بودند و یکصدا شعار میدادند. سعید نیز در میان همین جمعیت حضور داشت؛ جوانی که قرار بود برای خواستگاری برود، آن روز در کنار همسایگان و هممحلهایهایش ایستاده بود. در همان لحظات، نیروهای سرکوبگر، شلیک گلوله بهسوی معترضان را آغاز کردند. در پی درگیری، یک دکه در خیابان چهارم شرقی آتش گرفت. در همان دقایق، یک تکتیرانداز که بر بام ساختمان بهداشت مستقر شده بود، بهسمت سعید شلیک کرد. گلوله به سینه و قلب او اصابت کرد و سعید در همان محل جان باخت؛ رؤیای ازدواجی که هرگز به واقعیت نپیوست. آنچه پس از مرگ سعید بر خانوادهاش گذشت، رنجی دیگر بود. آنها سه روز تمام در جستوجوی پیکر او سرگردان ماندند، تا اینکه سرانجام جسدش را در سردخانهی کهریزک شناسایی کردند. اما حتی در این لحظه هم فشارها پایان نیافت؛ مأموران حکومتی از خانوادهی سعید، مبلغی بهعنوان «حق تیر» مطالبه کردند و آنها را وادار کردند تعهد بدهند که سکوت رسانهای پیشه کنند و از برگزاری مراسم خاکسپاری خودداری کنند. پیکر سعید سرانجام در بهشت رضوان شهریار، فاز ۲، به خاک سپرده شد. با این همه، علیرغم تمام این فشارها، مراسم چهلم سعید، با شکوهی چشمگیر برگزار شد. جمعیتی که در آن گرد آمده بودند، با سردادن شعارهایی چون «قسم به خون یاران، ایستادهایم تا پایان» و «میکشم، میکشم، آنکه برادرم کشت»، یاد سعید را زنده نگه داشتند. در میان آن مراسم، تصویری ماندگار شکل گرفت: مادر سعید، در حالیکه از حاضران برای آمدن به «عروسی پسرش» تشکر میکرد، میگفت: «سعید من زنده است، خوش آمدید» و از مردم میخواست برایش برقصند و دست بزنند؛ گویی میخواست همان جشنی را که قرار بود سعید در آن داماد شود، برایش برپا کند، حتی اگر پسرش دیگر در میانشان نباشد. سعید، همان روزهایی را پشت سر میگذاشت که برای هر جوانی، سرشار از هیجان و امید است؛ روزهایی که آدم برای زندگیاش نقشه میکشد، به فردا فکر میکند، و به آیندهای که قرار است با کسی که دوستش دارد بسازد. او برای خواستگاری آماده میشد، برای شروع خانهای تازه، برای نقشی که میخواست بهعنوان همسر و شاید روزی پدر ایفا کند. اما آن آینده هرگز از راه نرسید. سعید در آستانهی دری ایستاده بود که باید به رویش باز میشد. آنچه باقی ماند، نه یک عروسی، که یادی از جوانی بود که میخواست زندگی کند، دوست بدارد و دوست داشته شود؛ و این یاد، همانطور که مادرش گفت، هرگز نمرده است.
This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.
Source: Narrata · Author: نَفَس · Written ۱۴۰۵/۰۶/۱۴ · Read the original story
Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.
우리가 아는 것
- 나이
- 28
- 사망일
- 2026년 1월 8일 목요일
- 장소
- Shahrak Andisheh, 테헤란
- Born
- 1997년 9월 9일 화요일 ↗
아직 기록되지 않음: 사인. 이 기록을 완성하는 것을 도와주세요
매장 세부 사항
- 묘지
- بهشت رضوان شهریار فاز ۲
이 기록의 검증 및 완성을 도와주세요
Saeid Abdolmaleki을(를) 아시거나 추가할 것이 있다면 각 세부 사항이 도움이 됩니다.
출처와 증거
명단마다 이름과 지명을 표기하는 방식이 다릅니다. 적힌 그대로 보여 드립니다.
출처들이 이 이름을 기록한 방식 (1)
| 출처 | 기재된 이름 | 장소 | 날짜 |
|---|---|---|---|
| Narrata | سعید عبدالملکی | — | ۱۴۰۴/۱۰/۱۸ |
게시물과 영상 (0)
이 이름에 대해 기록된 게시물이나 영상이 아직 없습니다.
기록 정보
- 기록 번호
- V0047D59
- 근거 등급
- D 이 이름에 대한 신뢰할 수 있는 출처를 아직 찾지 못했습니다
Added 2026년 10월 25일 · updated 2026년 10월 29일
추모 메시지
Saeid Abdolmaleki을(를) 추모하는 몇 마디를 남겨 주세요. 메시지는 검토 후 나타납니다.