이란 학살کشتار دی ۱۴۰۴
이 번역은 AI의 도움을 받아 작성되었으며, 아직 원어민의 검토를 거치지 않았습니다. English · فارسی
این صفحه به فارسی

Abolfazl Palizi

ابوالفضل پالیزی

22세 · Jajarm, 북호라산

2026년 1월 8일 목요일

D확인되지 않은 제보

이 기록은 검증이 필요합니다 — 잘못된 것도 의심스러운 것도 아니며, 다른 출처가 필요할 뿐입니다.

#Abolfazl_Palizi#ابوالفضل_پالیزی
정보 추가

그들의 이야기

Abolfazl Palizi 님이 어떻게 숨졌는지에 대한 기록은 아직 없습니다. 무슨 일이 있었는지 알고 계신다면 알려 주십시오.

그들의 이야기

جاویدنام ابوالفضل پالیزی؛ از حوضچه‌ای برای آهوها تا آرزوهای ناتمام

ابوالفضل در سی‌ام مردادماه سال ۱۳۸۲، در روستای جاجرم در استان خراسان شمالی به دنیا آمد. او به‌تازگی دیپلمش را گرفته بود و می‌خواست تحصیلاتش را ادامه دهد، اما در کنار آرزوهایی که برای آینده داشت، برای امرار معاش کارگری می‌کرد و در یک کارگاه معدن مشغول به کار بود. ابوالفضل علاقه‌ی زیادی به حیوانات داشت و همین علاقه، آرزوی محیط‌بان شدن را در دلش شکل داده بود. او می‌خواست تحصیلاتش را ادامه دهد تا بتواند روزی محیط‌بان شود و از طبیعت و حیواناتی که دوستشان داشت مراقبت کند. خواهر ابوالفضل، در شرح یکی از خاطراتش، از علاقه‌ی عمیق او به حیوانات گفته است. او به یاد می‌آورد که ابوالفضل روزی برایش تعریف کرده بود: «آبجی، وقتی با پوکه زمین رو می‌کنم، آب میاد بیرون. با دستم حوضچه درست می‌کنم تا آهوها، خرگوش‌ها و کبوترها بیان اونجا آب بخورن.» خاطره‌ای ساده که نشان می‌دهد علاقه‌ی ابوالفضل به حیوانات تنها یک آرزو برای آینده نبود؛ او حتی در همان روزهای کارگری هم به فکر حیوانات و آب خوردنشان بود. ابوالفضل در کنار علاقه‌اش به طبیعت و حیوانات، عاشق موتور هم بود و به‌خصوص موتورهای هزار را خیلی دوست داشت. این علاقه آن‌قدر برایش شیرین بود که حتی با کمک هوش مصنوعی، تصویری از خودش ساخته بود که او را سوار بر یک موتور هزار نشان می‌داد؛ تصویری از یکی از علاقه‌ها و آرزوهایی که در ذهن این جوان برای آینده‌اش شکل گرفته بود. ابوالفضل جوانی بسیار مهربان و دلسوز بود. با وجود سن کم، بخشی از بار زندگی خانواده را بر دوش می‌کشید و نان‌آور خانه بود. پدر و مادرش بیمار بودند و او کار می‌کرد تا بتواند خرج خانه را تأمین کند و کمکی برای خانواده‌اش باشد. جوانی که از یک سو برای آینده خودش آرزو داشت و از سوی دیگر، مسئولیت خانواده‌اش را فراموش نمی‌کرد. اما زندگی ابوالفضل و تمام آرزوهایی که برای فردایش در سر داشت، خیلی زود خاموش شدند؛ آرزوی ادامه تحصیل، محیط‌بان شدن، مراقبت از حیوانات و روزهایی که هنوز فرصت نکرده بود زندگی‌شان کند. با فراخوان اعتراضات هجدهم و نوزدهم دی‌ماه، ابوالفضل به همراه دایی‌اش، محمد قلعه‌نویی، که او نیز از اهالی همان روستا بود، به اعتراضات خیابانی پیوستند. در جریان اعتراضات، هنگامی که نیروهای سرکوب به سوی مردم شلیک کردند، ابوالفضل نیز در میان جمعیت بود. گلوله‌ی نخست به پایش اصابت کرد و گلوله‌ی دیگری از پشت به کتفش خورد. بر اساس روایت مطرح‌شده، وقتی دیدند ابوالفضل هنوز از پا نیفتاده است، تیر خلاص را به گردنش شلیک کردند. ابوالفضل در هجدهم دی‌ماه، در کنار دایی‌اش محمد قلعه‌نویی، جانش را از دست داد. کشته شدن ابوالفضل غم سنگینی بر دل خانواده‌اش گذاشت، اما رنج از دست دادن او، پایان آنچه بر این خانواده گذشت نبود. بنا بر روایت خانواده، پنج روز طول کشید تا پیکر ابوالفضل را به آن‌ها تحویل دهند؛ پنج روزی که با فشار، تهدید و آزار نیروهای امنیتی همراه بود. حتی در روز خاکسپاری نیز خانواده نتوانستند آن‌گونه که می‌خواستند با عزیزشان وداع کنند. به گفته‌ی خانواده، پیکر ابوالفضل را آن‌قدر دیر تحویل دادند که هنگام خاکسپاری هوا رو به تاریکی می‌رفت. فضای امنیتی شدیدی نیز بر مراسم حاکم بود و جز خانواده، دیگران امکان حضور نداشتند. در نهایت، ابوالفضل در دمدمه‌های غروب، در حضور شمار محدودی از اعضای خانواده و مأموران لباس‌شخصی که در محل حضور داشتند، به خاک سپرده شد؛ وداعی غریبانه با جوانی که خانواده‌اش حتی فرصت برگزاری آزادانه‌ی مراسم خاکسپاری‌اش را نیز پیدا نکردند. مراسم چهلم ابوالفضل کمی آزادانه‌تر از مراسم خاکسپاری‌اش برگزار شد، اما بنا بر روایت خانواده، باز هم حضور و فشار نیروهای امنیتی اجازه نداد تا خانواده و نزدیکانش در فضایی آزادانه برای او سوگواری کنند و یادش را گرامی بدارند. پس از آن، نام ابوالفضل در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی بر سر زبان‌ها افتاد و روایت زندگی و کشته شدنش میان مردم دست‌به‌دست شد. داستان او، روایت جوانی بیست‌ساله است که آرزوهای زیادی برای فردایش داشت؛ می‌خواست درس بخواند، محیط‌بان شود، از حیوانات مراقبت کند، موتور رؤیاهایش را داشته باشد، به خانواده‌اش کمک کند و بیشتر زندگی کند؛ اما فرصت رسیدن به هیچ‌کدام از آن فرداها را پیدا نکرد.

This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.

Source: Narrata · Author: آناهیتا · Written ۱۴۰۵/۰۶/۱۱ · Read the original story

Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.

우리가 아는 것

나이
22
사망일
2026년 1월 8일 목요일
장소
Jajarm, 북호라산
Born
2003년 8월 21일 목요일 ↗

아직 기록되지 않음: 사인. 이 기록을 완성하는 것을 도와주세요

We do not know yet where Abolfazl Palizi is buried. Help locate this grave

이 기록의 검증 및 완성을 도와주세요

Abolfazl Palizi을(를) 아시거나 추가할 것이 있다면 각 세부 사항이 도움이 됩니다.

이것은 내 가족입니다 · 증거 보내기 · 개인정보 보호 또는 삭제 요청

출처와 증거

명단마다 이름과 지명을 표기하는 방식이 다릅니다. 적힌 그대로 보여 드립니다.

출처들이 이 이름을 기록한 방식 (1)
출처기재된 이름장소날짜
Narrata ابوالفضل پالیزی — ۱۴۰۴/۱۰/۱۸
게시물과 영상 (0)

이 이름에 대해 기록된 게시물이나 영상이 아직 없습니다.

기록 정보

기록 번호
V2DC2152
근거 등급
D 이 이름에 대한 신뢰할 수 있는 출처를 아직 찾지 못했습니다

Added 2026년 10월 25일 · updated 2026년 10월 29일

오류 신고 또는 삭제 요청 · 검증 방법

추모 메시지

Abolfazl Palizi을(를) 추모하는 몇 마디를 남겨 주세요. 메시지는 검토 후 나타납니다.

Write a message for Abolfazl Palizi…

Abolfazl Palizi을(를) 추모하는 몇 마디를 남겨 주세요. 메시지는 검토 후 나타납니다. 짧고 친절한 메시지만. 개인 정보나 전화번호는 금지됩니다.

당신의 안전이 최우선: 실명은 필요하지 않습니다. 보내는 것이 안전한가요? · 익명으로 보내기

메뉴

설정 · 개인정보

설정

안전

빠른 종료Esc를 두 번 눌러 사이트를 즉시 떠나세요.
신중한 탭 제목브라우저 탭에 사이트 이름 대신 “메모”가 표시됩니다.

저장된 사이트 옵션, 저장된 이름, 오프라인 복사본을 삭제하고 로그아웃합니다.

언어

외관

데이터 사용

저데이터 모드목록의 사진을 숨기고 움직임을 끕니다. 느리거나 비싼 연결에 더 좋습니다.

계정

모든 설정 · 쿠키 설정

어떻게 보내시겠습니까?

저장하는 것과 누가 보는지 · 다른 방법 (X, Instagram)

채팅

전체 페이지 열기

친절하게 하세요. 개인 공격, 개인 정보, 전화번호는 금지됩니다. 메시지는 모더레이터에 의해 삭제될 수 있습니다.