사진: Narrata
Ali Goudarzi
علی گودرزی
40세 · Sadeghieh, Tehran
2026년 1월 8일 목요일
이 기록은 검증이 필요합니다 — 잘못된 것도 의심스러운 것도 아니며, 다른 출처가 필요할 뿐입니다.
그들의 이야기
Ali Goudarzi 님이 어떻게 숨졌는지에 대한 기록은 아직 없습니다. 무슨 일이 있었는지 알고 계신다면 알려 주십시오.
그들의 이야기
جاویدنام علی گودرزی
علی گودرزی از فرزندان خرمآباد بود؛ شهری که در دامنهی کوههای لرستان، جوانانش را با غیرت و مهربانی میشناسند. او سالها در تهران زندگی میکرد، مردی ۴۰ ساله که هشت سال از زندگی مشترکش میگذشت. برای خانوادهاش، علی نمادی از شجاعت، مردانگی و بزرگی بود. او همسری عاشق و وفادار، فرزندی دلسوز برای خانواده و دوستی مهربان برای همه بود. همسرش از او چنین یاد میکند: «علی به من آموخت که به دیگران کمک کنم، مهربان باشم و به اطرافیانم انرژی مثبت ببخشم. او باور داشت انسان باید همیشه شکرگزار خدا باشد.» علی سرشار از امید به زندگی بود. در یکی از پستهای اینستاگرامی که از او به یادگار مانده، نوشته است: «مشکل اینجاست که فکر میکنیم وقت زیادی داریم؛ از لحظهها لذت ببریم.» او عاشق طبیعت بود و این دلبستگی را میتوان در پستهایش دید. حیوانات را دوست داشت و برای گربههای خیابانی غذا میبرد. باور داشت گذشت و فداکاری قانون طبیعت است و اگر کسی از این قانون سرپیچی کند، از انرژی مثبت اطرافش محروم میشود. او همیشه آرزو داشت روزی دختری داشته باشد. حتی نامش را هم از پیش برگزیده بود: «نَواز». عزیزانش هنوز صدای او را به یاد دارند، روزی که با ذوقی کودکانه گفت: «اسم دخترم را انتخاب کردهام.» آرزویی که گلولهها نگذاشتند به بار بنشیند و نامی که حالا بیش از هر چیز، یادآور مردی است که دلش برای فردایی روشن میتپید. در دیماه ۱۴۰۴، شاهزاده رضا پهلوی، نخستین فراخوان رسمی و زمانبندیشدهی خود را صادر کردند: شبهای پنجشنبه و جمعه، ۱۸ و ۱۹ دی، رأس ساعت هشت. ایشان از ایرانیان درخواست کردند در آن ساعت، همصدا شعارهای ملی و اعتراضی سر دهند؛ چه با آمدن به خیابانها، برپایی تجمع و بستن راهها و چه از پنجرهها و بامهای خانههایشان. علی این فراخوان را بیپاسخ نگذاشت و به آن لبیک گفت. او در روز ۱۸ دیماه به تجمعات اعتراضی در محلهی صادقیهی تهران پیوست. در آنجا از پشت سر و ناحیهی گردن هدف شلیک مستقیم گلولهی جنگی نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی قرار گرفت و بر اثر شدت جراحات جان باخت. پیکر او را نیروهای امنیتی به سردخانه منتقل کردند. برادر علی ساعتها در کهریزک، در میان پیکرهای دیگر جاویدنامان، به دنبال او گشت. به گفتهی یکی از شاهدان، او نیز همچون پدری که «سپهر بابا» گویان در میان پیکرها فرزندش را صدا میزد، «علی» گویان به دنبال پیکر برادرش میگشت و یکبهیک پیکرها را از نظر میگذراند. سرانجام، برادر، علی را یافت. پیکر او را به زادگاهش خرمآباد بردند و در آرامستان بهشت موعود به خاک سپردند.
This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.
Source: Narrata · Author: نَفَس · Written ۱۴۰۵/۰۷/۱۸ · Read the original story
Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.
사진과 비디오
우리가 아는 것
아직 기록되지 않음: 사인. 이 기록을 완성하는 것을 도와주세요
매장 세부 사항
- 묘지
- آرامستان بهشت موعود خرمآباد
이 기록의 검증 및 완성을 도와주세요
Ali Goudarzi을(를) 아시거나 추가할 것이 있다면 각 세부 사항이 도움이 됩니다.
출처와 증거
명단마다 이름과 지명을 표기하는 방식이 다릅니다. 적힌 그대로 보여 드립니다.
출처들이 이 이름을 기록한 방식 (1)
| 출처 | 기재된 이름 | 장소 | 날짜 |
|---|---|---|---|
| Narrata | علی گودرزی | — | ۱۴۰۴/۱۰/۱۸ |
게시물과 영상 (0)
이 이름에 대해 기록된 게시물이나 영상이 아직 없습니다.
기록 정보
- 기록 번호
- V7F17763
- 근거 등급
- D 이 이름에 대한 신뢰할 수 있는 출처를 아직 찾지 못했습니다
Added 2026년 10월 25일 · updated 2026년 10월 29일
추모 메시지
Ali Goudarzi을(를) 추모하는 몇 마디를 남겨 주세요. 메시지는 검토 후 나타납니다.