이란 학살کشتار دی ۱۴۰۴
이 번역은 AI의 도움을 받아 작성되었으며, 아직 원어민의 검토를 거치지 않았습니다. English · فارسی
این صفحه به فارسی
Majid Nikandish

Majid Nikandish

مجید نیک اندیش

25세 · Quchan, 라자비호라산

2026년 9월 30일 수요일

A독립된 명단 2개 이상에서 확인

#Majid_Nikandish#مجید_نیک_اندیش
정보 추가

그들의 이야기

Majid Nikandish was a young Kurdish man from Quchan in Razavi Khorasan province; rights groups give his age as 23 or 25. He worked as a car body repairman and helped support his family. He took part in the protests in Mashhad on 8 and 9 January 2026 and was arrested on 10 January (20 Dey 1404). Some accounts say he was doing his military service in Mashhad at the time and was detained after refusing an order to fire on protesters; rights groups have not confirmed this. The authorities linked him to clashes in the Tabarsi area of Mashhad on 8 January in which four security personnel were killed. A source told Iran Human Rights that he spent about three months in solitary confinement and was tortured during interrogation: he was hung by his hands, his jaw was broken and his shoulder was dislocated. He was sentenced to death for "moharebeh" on the basis of confessions that rights groups say were forced. He was hanged at dawn on 30 September 2026 (8 Mehr 1405), reportedly in Mashhad's Vakilabad Prison. In a will published after his death, he wrote to his mother: "Tonight I've become like a little child who is afraid of an injection. There is only one question in my mind: why?" He asked his family to be happy at his burial, to look after his sisters and brother, Mahnaz, Abolfazl and Razieh, and to always stand by one another.

이 글은 영어로만 제공됩니다.

출처들이 기록한 내용

  • HRANA: Executed
  • Iran Human Rights (IHRNGO): Executed

처형 사례: 처형됨 — 사례와 그 출처 보기

그들의 이야기

جاویدنام مجید نیک‌اندیش؛ سرباز شریف وطن

سحرگاه هشتم مهرماه، خط باریکی از نور خاکستری بر دیوارهای بلند و سرد زندان وکیل‌آباد مشهد دوید. در آن سکوت سنگین و گزنده، ثانیه‌ها به کندی حرکت می‌کردند. در انتهای یکی از راهروهای تاریک، جوانی با گام‌هایی خسته اما استوار به‌سوی سرنوشتی محتوم قدم برمی‌داشت. او مجید نیک‌اندیش بود؛ فرزندی از خاک قوچان که تقدیرش در روزهای پرالتهاب زمستان سال گذشته، با کوچه‌های مشهد و فریادهای اعتراضات منطقه طبرسی گره خورد و اکنون در آستانه‌ی سپیده‌دم، ایستگاه پایانی زندگی‌اش را نظاره می‌کرد. همه‌چیز از دی‌ماه آغاز شد؛ زمانی که موجی از اعتراضات سراسری در پی تورم افسارگسیخته، فروپاشی معیشت و انسداد شدید اجتماعی و سیاسی، کشور را فراگرفت. پس از جرقه‌های اولیه در هفتم دی‌ماه، انتشار فراخوان‌های سراسری شاهزاده رضا پهلوی برای هجدهم و نوزدهم دی، خشم انباشته‌شده‌ی مردم را به خیابان‌ها کشاند. مجید، جوانی بیست‌و‌پنج‌ساله و کارگر صافکاری خودرو که مانند میلیون‌ها هم‌نسل خود کوله‌باری از آرزوهای کوچک و بزرگ به دوش داشت و زیر فشارهای طاقت‌فرسای اقتصادی خرد شده بود، در این زمان دوران خدمت وظیفه‌ی عمومی (سربازی) خود را در مشهد می‌گذراند. او در پاسخ به این فراخوان‌ها و به امید دستیابی به آزادی، رفاه و پایان دادن به فقر و محرومیت‌های تحمیلی، به صفوف معترض پیوست. او که با دست‌های پینه‌بسته از کار صافکاری، نان‌آور خانواده‌اش بود، تنها حق زندگی، شغل ثابت و شادی را طلب می‌کرد. نقطه‌‌ی عطف هولناک سرنوشت او در لباس سربازی رقم خورد؛ در بحبوحه‌ی آن روزهای پرالتهاب و در جریان درگیری‌های شدید خیابانی، به او دستور داده شد تا اسلحه‌ی خود را به سمت معترضان و هم‌وطنان بی‌دفاعش نشانه رود و شلیک کند. اما مجید، پایبند به وجدان و شرافت، از این دستور صریح سرپیچی کرد و حاضر نشد دستش به خون مردم آلوده شود. این تمرد بزرگ، خشم شدید سیستم امنیتی را برانگیخت. در جریان همان درگیری‌ها، چهار تن از نیروهای امنیتی کشته شدند؛ واقعه‌ای که بهانه‌ای شد تا مأموران امنیتی در بیستم دی‌ماه، مجید را به‌عنوان یکی از لیدرهای اعتراضات بازداشت کنند و کینه‌ی سرپیچی او از شلیک به مردم را در قالب اتهامات سنگین نظامی و امنیتی تلافی کنند. ماه‌ها در تاریکی سلول‌های انفرادی گذشت. زیر سایه‌ی سنگین شکنجه‌های روحی و جسمی برای اعتراف‌گیری و بدون حق دسترسی به وکیل مستقل، او و هم‌پرونده‌اش، علی همتی سیستانی، مجبور به امضای اعترافاتی اجباری علیه یکدیگر شدند؛ اعترافاتی که در بیست‌وپنجم اردیبهشت توسط قاضی غلامرضا اکبری‌مقدم در شعبه اول دادگاه انقلاب مشهد، مبنای صدور حکم مرگ آن‌ها به اتهام محاربه شد. در آخرین شب، وقتی تکه کاغذی به مجید داده شد تا وصیت کند، او با تیتر «به نام یزدان پاک» شروع به نوشتن کرد. او هیچ مال و اموالی در این دنیا نداشت. در سطر اول با قناعت غریبانه‌ای نوشت: «اینجانب مجید نیک اندیش وصیت میکنم مقدار لوازمی در زندان دارم که امیدوارم به‌عنوان یادگاری به دست خانواده‌ام برسد». سپس خطاب به مادری که می‌دانست پس از این سحرگاه، کمرش زیر بار غم خواهد شکست، نوشت: «سلام مادرجان میدانم در طول زندگی بسیار مکافات کشیدی و شرمنده‌ام که پسر خوبی نبودم حلالم کنید و ناراحت نباش خواهش می‌کنم برای مراسم خاک‌سپاری‌ام شاد باشید مراقب مهناز، ابوالفضل و راضیه باش». او با شجاعتی معصومانه روی کاغذ اعتراف کرد: «امشب عین بچه‌های کوچک شدم که از آمپول می‌ترسه». او ترسیده بود؛ مانند کودکی در تاریکی. اما در میان همان لرزش قلم، عمیق‌ترین پرسش زندگی‌اش را مکتوب کرد: «فقط یک سوال تو ذهنمه، چرا؟». او نامه را با این کلمات صمیمانه به پایان رساند: «آبجی مهناز آبجی راضیه خیلی دوستتون دارم ، داداش ابوالفضل خیلی دوست دارم دلم براتون تنگ شده، آخرین درخواستم، مراقب هم باشید تو هر شرایطی کنار هم باشید.» سحرگاه چهارشنبه هشتم مهرماه، باد سرد پاییزی در حیاط زندان وکیل‌آباد می‌وزید. مجید نیک‌اندیش و علی همتی پای چوبه دار ایستادند. طناب‌های دار آویزان بودند و در گرگ‌و‌میش صبحگاهی تکان می‌خوردند. صندلی از زیر پای مجید کشیده شد و او در سکوت خبری اعدام شد. مأموران امنیتی برای جلوگیری از تجمع، پیکر بی‌جان او را مخفیانه دفن کردند. اما داستان او پایان نیافت؛ تصویر آن دست‌نوشته با سوال بزرگ «چرا؟» و جمله‌ی تکان‌دهنده «امشب من مثل بچه‌ها می‌ترسم»، از دیوارهای بلند زندان عبور کرد تا نام مجید نیک‌اندیش برای همیشه در حافظه جمعی یک ملت به‌عنوان سرباز شریف وطن و جاویدنام معترض زنده بماند.

This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.

Source: Narrata · Author: سایه · Written ۱۴۰۵/۰۷/۲۳ · Read the original story

Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.

사진과 비디오

Majid Nikandish
사진: Narrata
Majid Nikandish
사진: Narrata

우리가 아는 것

나이
25
사망일
2026년 9월 30일 수요일
장소
Quchan, 라자비호라산
사인
처형됨

We do not know yet where Majid Nikandish is buried. Help locate this grave

이 사람을 아시나요?

Majid Nikandish을(를) 아시거나 추가할 것이 있다면 각 세부 사항이 도움이 됩니다.

이것은 내 가족입니다 · 증거 보내기 · 개인정보 보호 또는 삭제 요청

출처와 증거

명단마다 이름과 지명을 표기하는 방식이 다릅니다. 적힌 그대로 보여 드립니다.

출처들이 이 이름을 기록한 방식 (3)
출처기재된 이름장소날짜
HRANA مجید نیک اندیش — 2026-09-30
Iran Human Rights (IHRNGO) مجید نیک اندیش — 2026-09-30
Narrata مجید نیک اندیش — ۱۳۸۰/۰۷/۰۸
게시물과 영상 (0)

이 이름에 대해 기록된 게시물이나 영상이 아직 없습니다.

기록 정보

기록 번호
V9BE153A
근거 등급
A 독립된 명단 2개 이상에 기록

Added 2026년 10월 25일 · updated 2026년 10월 29일

오류 신고 또는 삭제 요청 · 검증 방법

추모 메시지

Majid Nikandish을(를) 추모하는 몇 마디를 남겨 주세요. 메시지는 검토 후 나타납니다.

Write a message for Majid Nikandish…

Majid Nikandish을(를) 추모하는 몇 마디를 남겨 주세요. 메시지는 검토 후 나타납니다. 짧고 친절한 메시지만. 개인 정보나 전화번호는 금지됩니다.

당신의 안전이 최우선: 실명은 필요하지 않습니다. 보내는 것이 안전한가요? · 익명으로 보내기

메뉴

설정 · 개인정보

설정

안전

빠른 종료Esc를 두 번 눌러 사이트를 즉시 떠나세요.
신중한 탭 제목브라우저 탭에 사이트 이름 대신 “메모”가 표시됩니다.

저장된 사이트 옵션, 저장된 이름, 오프라인 복사본을 삭제하고 로그아웃합니다.

언어

외관

데이터 사용

저데이터 모드목록의 사진을 숨기고 움직임을 끕니다. 느리거나 비싼 연결에 더 좋습니다.

계정

모든 설정 · 쿠키 설정

어떻게 보내시겠습니까?

저장하는 것과 누가 보는지 · 다른 방법 (X, Instagram)

채팅

전체 페이지 열기

친절하게 하세요. 개인 공격, 개인 정보, 전화번호는 금지됩니다. 메시지는 모더레이터에 의해 삭제될 수 있습니다.