Negin Ghadimi
نگین قدیمی
26세 · Shahriar, 테헤란
2026년 1월 9일 금요일
이 기록은 검증이 필요합니다 — 잘못된 것도 의심스러운 것도 아니며, 다른 출처가 필요할 뿐입니다.
그들의 이야기
Negin Ghadimi 님이 어떻게 숨졌는지에 대한 기록은 아직 없습니다. 무슨 일이 있었는지 알고 계신다면 알려 주십시오.
그들의 이야기
جاویدنام نگین قدیمی؛ خال گوشهی لبش را بوسیدم
جاویدنام نگین قدیمی، ۲۶ ساله، متولد سال ۱۳۷۷، ساکن تهران و فارغ التحصیل بیوتکنولوژی بود. نگین، دختر زیبای ایران، عاشق نقاشی و ورزش بود. شنا میکرد، بسیار کتاب میخواند و در تلاش بود تا تحصیلاتش را در مقطع کارشناسی ارشد ادامه دهد. نگین، سرشار از شور و شوق زندگی بود و به گفتهٔ دوستانش، همیشه مراقب حال دیگران و شیفتهٔ ایران بود. نامش و چشمان درخشانش، گواه قلبی بود که چون نگینی در سینهاش میدرخشید. نگین و خانوادهاش برای مسافرت به شهسوار رفته بودند که موج اعتراضات مردمی و انقلاب ایران، در پی فراخوان رضا پهلوی، آغاز شد. براساس اطلاعات دریافتی، حتی پیش از فراخوان نیز مردم شهسوار و بازاریان با شعارهای ضدحکومتی به خیابان آمده بودند، اما از ۱۷ دیماه به بعد، خیابان به قیامت مانند شده بود. نیروهای سرکوب، تا پیش از قطع اینترنت، بیشتر سعی در ترساندن مردم و پراکنده کردن آنها داشتند؛ اما با قطع اینترنت، اوضاع تغییر کرد و نیروهای حکومتی، حمام خون به راه انداختند و مستقیم به مردم معترض در خیابان، که هیچ سلاحی جز صدایشان نداشتند، شلیک کردند. در شب ۱۹ دی ۱۴۰۴، پدر به نگین گفت: «امشب نیا.» اما نگین گفت: «میآیم تا مراقب شما باشم، بابا.» نگین در کنار خانواده بود که در موج اول سرکوب، گاز اشکآور به سوی مردم پرتاب شد و به همین خاطر، خانواده از هم جدا افتادند؛ اما نگین، همانطور که گفته بود، کنار پدرش ماند. پدر گفت: «برگردیم.» اما نگین گفت: «چرا برگردیم، بابا؟ چیزی برای از دست دادن نداریم.» در همین حین، تیراندازی نیروهای سرکوبگر آغاز شد و گلولهای به پهلوی او خورد. نگین به پدرش گفت: «بابا، دارم میسوزم.» مردمی که اطرافشان بودند، به پدرش کمک کردند تا نگین را به خانهای در یکی از کوچهها ببرند. او خونریزی شدیدی داشت اما شرایط خیابان وحشتناک بود. تیراندازی به شکل ممتد ادامه داشت؛ خونریزی نگین هم. در نهایت، او در آغوش پدرش، جان را فدای میهنی کرد که عاشقش بود. پدر در دردناکترین صحنهٔ عمرش، پارهٔ تنش را، با بوسهای بر خال گوشهٔ لبش، برای همیشه بدرقه کرد. مراسم چهلم نگین ایران، با شکوه برگزار شد و باز هم پدر، استوار بر مزار فرزند ایستاد و چنین گفت: «چشم در مقابل چشم، کوتاه نمیآییم. این فرزندانی را که ما از دست دادیم، زیر بته که به عمل نیاورده بودیم. اینها ذرهذره رشد کرده بودند. شبها من نشستم، من دختر خودم را میگم. باور میکنید، موقعی که به دنیا آمد با سرنگ شیرش میدادم. چطور میشه که به راحتی بیان بزنند و بروند. نه، همچین چیزی نیست. انشاالله که به یاری پروردگار این اتفاق خوب در این مملکت بیفتد و ما بتوانیم راه این عزیزان و این جاویدنامان رو ادامه بدیم.» و سخنرانیاش را اینچنین دلیرانه در میان شعارهای ضدحکومتی و ترانههای میهنی به پایان برد: «در انتها میخوام از صمیم قلبم بگم جاوید شاه، جاوید شاه، جاوید شاه. ما رهبر داریم، به موقعش برمیگرده و قضیه حل و فصل میشه.»
This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.
Source: Narrata · Author: کهن · Written ۱۴۰۴/۱۲/۰۵ · Read the original story
Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.
우리가 아는 것
아직 기록되지 않음: 사인. 이 기록을 완성하는 것을 도와주세요
매장 세부 사항
- 묘지
- بهشت زهراي تهران
이 기록의 검증 및 완성을 도와주세요
Negin Ghadimi을(를) 아시거나 추가할 것이 있다면 각 세부 사항이 도움이 됩니다.
출처와 증거
명단마다 이름과 지명을 표기하는 방식이 다릅니다. 적힌 그대로 보여 드립니다.
출처들이 이 이름을 기록한 방식 (1)
| 출처 | 기재된 이름 | 장소 | 날짜 |
|---|---|---|---|
| Narrata | نگین قدیمی | — | ۱۴۰۴/۱۰/۱۹ |
게시물과 영상 (0)
이 이름에 대해 기록된 게시물이나 영상이 아직 없습니다.
기록 정보
- 기록 번호
- VD78863C
- 근거 등급
- D 이 이름에 대한 신뢰할 수 있는 출처를 아직 찾지 못했습니다
Added 2026년 10월 25일 · updated 2026년 10월 29일
추모 메시지
Negin Ghadimi을(를) 추모하는 몇 마디를 남겨 주세요. 메시지는 검토 후 나타납니다.