이란 학살کشتار دی ۱۴۰۴
이 번역은 AI의 도움을 받아 작성되었으며, 아직 원어민의 검토를 거치지 않았습니다. English · فارسی
این صفحه به فارسی

Hossein Ghavi

حسین غاوی

28세 · Ahvaz, 후제스탄

2026년 4월 5일 일요일

D확인되지 않은 제보

이 기록은 검증이 필요합니다 — 잘못된 것도 의심스러운 것도 아니며, 다른 출처가 필요할 뿐입니다.

#Hossein_Ghavi#حسین_غاوی
정보 추가

그들의 이야기

Hossein Ghavi 님이 어떻게 숨졌는지에 대한 기록은 아직 없습니다. 무슨 일이 있었는지 알고 계신다면 알려 주십시오.

그들의 이야기

جاویدنام حسین غاوی؛ از اتهام جاسوسی تا قتل در زندان

یاد جنگ دوازده روزه افتادم که کشته شدن سرداران سپاه، مردم ایران را به رقص و پایکوبی واداشت. از جمله خود من را. این‌که دقیق موشک‌ها را در نقطه‌ای که باید، فرود می‌آوردند تحسین‌برانگیز بود. این شگفتی، در جنگ اخیر با کشته شدن رهبر ام‌القرای جهان شیعه، بیشتر هم شده بود. آن هم فقط نیم ساعت پس از شروع جنگ! آن همه سال، اقتصاد و محیط‌زیست ایران فدای یک شاخ موی کیلومترها شهرک موشکی شده بود. عجیب بود که برای جلوگیری از نشت اطلاعات، هیچ کاری نکرده بودند؟ شاید هم سیستم‌های جاسوسی اسراییل پیشرفته‌تر از آن بود که نظام بتواند جلوی‌شان را سد کند. نتیجه تحقیقاتم، از نظارت ماه‌ها رفت‌و‌آمد سران رژیم توسط ماهواره‌ها، به هک کردن دوربین‌های خیابانی در تهران رسیده بود. یعنی در بدنه عریض و طویل قلدر منطقه، یک هکر نبود؟! یکی از آن بچه‌های هجده نوزده‌ساله خوره کامپیوتر که همه‌جای دنیا می‌بینیم و درباره کارهایشان می‌خوانیم؟ عجیب بود که یک تیم پدافند غیر عامل درست و حسابی در بدنه نظام تشکیل نشده بود. تیمی که بتواند ماهواره‌ها را کور کند یا متوجه هک شدن شبکه دوربین‌های نظارتی شده باشد. آن وقت با این همه ضعف امنیتی، یک دکه‌دار توی هرم گرما مجرم شناخته شده! معلولیت پایت هم جلوی دادستان اهواز را برای صدور حکم نگرفته بود! فکر می‌کردم تو به‌زودی آزاد خواهی شد. خصوصا بعد از آن‌که اظهار نظر اسماعیل خطیب را مبنی بر نفوذ به موساد، در شبکه بی‌بی‌سی دیدم. با ناباوری گفتم: «یعنی اینا هم تونستن موساد رو هک کنن؟!» همه‌جای اینترنت را گشتم، حتی شبکه‌های اجتماعی. هیچ اثری از رصد، توسط ماهواره‌ها یا هک دستگاه‌ها و دوربین‌ها توسط رژیم ایران نبود. شاید نظام روش‌های متفاوتی برای این‌کار داشت. البته بعد از چند روز، خبر جدید همه چیز را تغییر داد: «یکی از مقرهای اطلاعات در کوه‌های جماران مورد حمله موشکی قرار گرفت.» خطیب پودر شد، آن هم درست در زمان قضای حاجت توی توالت! اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود: «نکنه با پای چپ وارد توالت شده!» اگر پای درست را جلو گذاشته که خوشا به سعادتش. احتمالا همین حالا با شرت مامان‌دوزی که قبل از ترکیدن، پایش بوده در حال چک و چانه بر سر قیمت با چند حوری است! شاید هم دو سه تا غلمان! تنها شانسش این است که هیچ دوربین نظارتی در بهشت نیست. البته تا جایی که من می‌دانم. اگر بود تا الان ویدیوهای خطیب در فضای مجازی ترند شده بودند. ماجرای ضعف امنیتی به همینجا ختم نمی‌شد. هنوز بعد از حدود چهل روز، خبری از آقا مجتبی نبود. “آقا مجتبی” را دیروز از دهان ع. د. توی یکی از اطاق‌های کلاب‌هاوس شنیدم. به‌نظرم پروژه جدید نظام است، برای احساس نزدیکی به رهبر نو. حتی یکی دو نفر در چت اطاق از ع. د. پرسیده بودند: «می‌شه ما ایشون رو مجی صدا کنیم؟» هنوز هیچی نشده، از ولی امر مسلمین جهان، رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای، رسیده‌ایم به مجی! مجی که از منظر کارهای اجرایی در حوزه سیاست کاملا آکبند بود، از اعماق زمین هر از گاهی پیامی را مخابره می‌کرد. شاید مهم‌ترین دلیل که هیچ تنابنده‌ای او را از چهل روز پیش ندیده جز موشها، ترس شدید از معضلات امنیتی نظام بود. البته بعد از تصحیح خبر دستگیری تو در شبکه‌های اجتماعی، یک احتمال دیگر هم به ذهنم خطور کرد: «دستگیری حسین غاوی به جرم ارسال ویدئوی انفجار  به شبکه‌های معاند» این‌که در این بی‌نظمی رژیم هیچ‌کس سر جای خودش نیست. مثلا همین رادان کج و معوج. خوب یادم هست چند سال پیش فارل ویلیامز از همه خواسته بود کلیپی برای آهنگ جدیدش بسازند. آهنگ «خجسته». تعدادی نوجوان هم روی پشت‌بام آپارتمانی در تهران کلیپی ساخته بودند. هنوز نیم‌ساعت از ارسال کلیپ‌شان نمی‌گذشت که رادان و تیمش آن‌ها را دستگیر کردند. فکر می‌کنم با من موافقی که امکان ندارد فارل ویلیامز جاسوس نظام بوده و به رادان خبر داده باشد. پس چرا رادان و تیمش را مسئول پدافند غیر عامل نمی‌کنند! شاید این‌ها بتوانند جلوی نشت اطلاعات را بگیرند! نکند تمرکز رژیم، به‌جای اسراییل و آمریکا بر مردم ایران است. آن هم غیرخودی‌ها. اگر یادت باشد تا زمانی که پای خاوری به کانادا نرسید، گوش از بینی خبر نشد. حتی نیروی انتظامی تهران بزرگ از مثلا قصد فرار او از کشور اظهار بی‌اطلاعی کرد. اصلا مگر می‌شود که این همه اطلاعات از رخت‌خواب رده‌های اول مملکت به‌دست اسراییل برسد، کسی هم ککش نگزد. بعد تویی که تنها نان‌آور خانواده‌ای متهم شوی به جاسوسی برای شبکه‌های معاند؟ آن هم با فیلم‌برداری از یک صحنه بمباران! صحنه‌ای که احتمالا درست همان لحظه توی همه شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست می‌شده. حتی قبل از این‌که تو فیلم‌برداری را تمام کنی! یک جای کار می‌لنگد!!! امکان ندارد کسی که دستور توقیف تو را داده، به چیزهایی که من فکر می‌کنم، فکر نکرده باشد؟ شاید موضوع چیز دیگری است. دارم تصور می‌کنم یک روز بعد از آن‌که تو آن صحنه را شکار کردی، مردی آراسته به کت و شلواری خاکستری سراغت آمده. پیراهن سفید اتو کشیده‌ای بر تن دارد که یخه سه‌ساتتی آن را بسته. ریشش سه‌تیغ زده شده. البته از جوش‌های زخم شده صورتش می‌توانی حدس بزنی که تا همین امروز صبح یک من پشم داشته. شاید کنار دکه‌ات ایستاده، اطراف را با دقتی وسواس‌گونه برانداز کرده و پرسیده: «آقای غاوی یه چایی برام می‌ریزی؟» تو هم مثل همیشه لبخند زدی و گفتی: «رو چشمم هم‌شهری، الان یه دبشش رو می‌دم خدمت آقای خودم.» طرف نزدیکتر شده و گفته: «دکت خیلی جای خوبیه آقا حسین! می‌خوای یه شغل نون و آبدار بذارم تو دومنت که از این وضع در بیای؟» تو هم بی‌هوا گفتی: «ها هم‌شهری! کی از پول بدش میاد؟» او هم لبخند زده و گفته: «مثل همون فیلمی که از انفجار گرفتی، هر روز از مردم و رفت‌و‌آمدشون فیلم بگیر. خصوصا اگه حرکت مشکوکی دیدی. اگه مثلا دیدی کسی علیه حکومت شعار می‌ده، حرفی می‌زنه. یا اگه دیدی چند نفر دور هم جمع شدن. از همه مهمتر، زنای بی‌حجاب و بد‌حجاب.» و تو در حالی که ترست را پنهان می‌کردی، لیوان چایی که برایش ریخته بودی را توی جوی بغل خالی کردی و گفتی: «من جاسوسی اهوازیا رو نمی‌کنم. خوش اومدی.» نه… نه نه. این هم با عقل جور در نمی‌آید! مگر امثال رادان و تیمش مرده باشند که از یک دکه‌دار کمک بخواهند. اگر موضوع فقط همکاری بود چرا برای اعتراف به هم‌دستی با شبکه‌های معاند، آن‌قدر شکنجه‌ات کرده‌اند که کشته شدی! شاید سروکله ونی مشکی روز بعد از ارسال ویدئو جلوی دکه‌ات پیدا شده. تعدادی روبسته با اسلحه به سمتت آمده‌اند. تو را کشان‌کشان توی ون پرت کرده‌اند. حتی نگذاشتند چوب‌های زیر بغلت را برداری. در حالی که حیرت و ترس در چهره‌ات ماسیده بود. نمی‌دانم حسین جان. شاید هم همه این‌ها فقط و فقط برای ایجاد وحشت بین ما غیرخودی‌هاست! اگر این باشد، باید نتیجه را قبل از انتشار این متن می‌گرفتم! شاید حسین غایی بعدی من باشم. اگر این اتفاق افتاد، امیدوارم کس دیگری مرا روایت کند. این‌جا را ببین حسین! ببین وحید آنلاین چی نوشته! «رییس سازمان اطلاعات سپاه کشته شد.»

This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.

Source: Narrata · Author: روایتگر · Written ۱۴۰۵/۰۱/۲۳ · Read the original story

Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.

우리가 아는 것

나이
28
사망일
2026년 4월 5일 일요일
장소
Ahvaz, 후제스탄

아직 기록되지 않음: 사인. 이 기록을 완성하는 것을 도와주세요

이 기록의 검증 및 완성을 도와주세요

Hossein Ghavi을(를) 아시거나 추가할 것이 있다면 각 세부 사항이 도움이 됩니다.

이것은 내 가족입니다 · 증거 보내기 · 개인정보 보호 또는 삭제 요청

출처와 증거

명단마다 이름과 지명을 표기하는 방식이 다릅니다. 적힌 그대로 보여 드립니다.

출처들이 이 이름을 기록한 방식 (1)
출처기재된 이름장소날짜
Narrata حسین غاوی — ۱۴۰۵/۰۱/۱۶
게시물과 영상 (0)

이 이름에 대해 기록된 게시물이나 영상이 아직 없습니다.

기록 정보

기록 번호
VFD94EE8
근거 등급
D 이 이름에 대한 신뢰할 수 있는 출처를 아직 찾지 못했습니다

Added 2026년 10월 25일 · updated 2026년 10월 25일

오류 신고 또는 삭제 요청 · 검증 방법

추모 메시지

Hossein Ghavi을(를) 추모하는 몇 마디를 남겨 주세요. 메시지는 검토 후 나타납니다.

Write a message for Hossein Ghavi…

Hossein Ghavi을(를) 추모하는 몇 마디를 남겨 주세요. 메시지는 검토 후 나타납니다. 짧고 친절한 메시지만. 개인 정보나 전화번호는 금지됩니다.

당신의 안전이 최우선: 실명은 필요하지 않습니다. 보내는 것이 안전한가요? · 익명으로 보내기

메뉴

설정 · 개인정보

설정

안전

빠른 종료Esc를 두 번 눌러 사이트를 즉시 떠나세요.
신중한 탭 제목브라우저 탭에 사이트 이름 대신 “메모”가 표시됩니다.

저장된 사이트 옵션, 저장된 이름, 오프라인 복사본을 삭제하고 로그아웃합니다.

언어

외관

데이터 사용

저데이터 모드목록의 사진을 숨기고 움직임을 끕니다. 느리거나 비싼 연결에 더 좋습니다.

계정

모든 설정 · 쿠키 설정

어떻게 보내시겠습니까?

저장하는 것과 누가 보는지 · 다른 방법 (X, Instagram)

채팅

전체 페이지 열기

친절하게 하세요. 개인 공격, 개인 정보, 전화번호는 금지됩니다. 메시지는 모더레이터에 의해 삭제될 수 있습니다.