کوشتاری دی ۱۴۰۴THE IRAN MASSACRE
ئەم وەرگێڕانە بە یارمەتیی زیرەکی دەستکرد کراوە و هێشتا هیچ کوردزمانێک پێیدا نەچووەتەوە. English · فارسی
این صفحه به فارسی
عرفان کیانی

نەمر عرفان کیانی

Erfan Kiani

اصفهان

شنبه ۵ اردیبهشت ۱۴۰۵

Aلانیکەم دوو لیستی سەربەخۆ

#عرفان_کیانی#Erfan_Kiani
زیادکردنی زانیاری

چیرۆکەکەیان

عرفان کیانی، پیک موتوری ۲۴ ساله و ساکن اصفهان بود که ۷ تیر ۱۳۸۰ به دنیا آمد. موتورش را به‌سختی و قسطی خریده بود و روزهای طولانی در خیابان‌های شهر کار می‌کرد تا قسط‌هایش را بپردازد. به گفتهٔ نزدیکانش، در جریان اعتراضات دی ۱۴۰۴ دید که مأموران دو نفر از دوستانش را بازداشت کرده‌اند؛ یکی از آن‌ها پدر نداشت و نان‌آور خانواده‌اش بود. عرفان جلو رفت، دوستانش را از دست مأموران بیرون کشید، موتورش را به آن‌ها داد تا فرار کنند و خودش همان‌جا بازداشت شد. حکومت بعدها او را «سرکردهٔ گروهی از عوامل دشمن» و «مأمور اجاره‌ای موساد» معرفی کرد. دادگاه انقلاب اصفهان او را به اتهام «محاربه» از جمله حمل قمه، آتش‌زدن و حمله به مأموران به اعدام محکوم کرد و دیوان عالی کشور حکم را تأیید کرد. خانواده‌اش می‌گویند اعترافات او زیر فشار گرفته شده بود؛ بخشی از این اعترافات از تلویزیون حکومتی پخش شد. عرفان سحرگاه ۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ اعدام شد؛ نهمین معترض خیزش دی‌ماه که اعدام شد. پیکرش در قطعهٔ ۸۶ باغ رضوان اصفهان به خاک سپرده شده است.

ئەم گێڕانەوەیە فعلاً تەنیا بە فارسی بەردەستە.

ئەوەی سەرچاوەکان تۆماریان کردووە

  • هرانا — زمستان سرخ: Executed
  • هه‌نگاو: Executed

دۆسیەی لەسێدارەدان: لەسێدارە دراوە — بینینی دۆسیەکە و سەرچاوەکەی

چیرۆکی ئەو

جاویدنام عرفان کیانی

جاویدنام عرفان کیانی، جوانی ۲۴ ساله و ساکن اصفهان بود. زندگی او شباهت زیادی به زندگی هزاران جوان دیگر داشت که برای ساختن آینده‌ای بهتر کار می‌کنند و با دشواری‌های معیشتی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. پیک موتوری بود و بخش زیادی از روزهایش را در خیابان‌های شهر می‌گذراند. موتوری که با آن کار می‌کرد را به‌سختی و به‌صورت قسطی خریده بود. درآمدش صرف هزینه‌های زندگی و پرداخت همان قسط‌ها می‌شد و تازه یکی از قسط‌های موتور را پرداخت کرده بود که سرنوشتش به شکلی غیرقابل بازگشت تغییر کرد. روز ۱۹ دی، عرفان در خیابان با موتور خود در حال رفت‌وآمد بود که متوجه شد مأموران دو نفر از دوستانش را بازداشت کرده‌اند. یکی از آن دو دوست، پدر نداشت و مسئولیت تأمین معاش خانواده بر دوش او بود. عرفان می‌توانست مانند بسیاری از رهگذران از کنار ماجرا عبور کند، اما تصمیم دیگری گرفت. او برای کمک به دوستانش وارد ماجرا شد، آن‌ها را از دست مأموران خارج کرد و موتور خود را در اختیارشان گذاشت تا بتوانند از محل دور شوند. از دوستانش خواست فرار کنند، اما خودش در همان صحنه بازداشت شد. بازداشتی که با تلاش برای نجات دوستانش آغاز شده بود، به تشکیل پرونده‌ای سنگین انجامید. در روند بازجویی و دادرسی، عرفان کیانی با عنوان «مأمور اجاره‌ای موساد» متهم شد؛ اتهامی که مبنای صدور حکم اعدام او قرار گرفت. خانواده و نزدیکانش می‌گویند اعترافات اخذشده از او تحت فشار گرفته شده بود. بخشی از این اعترافات نیز از طریق برنامه خبری ۲۰:۳۰ شبکه دو صداوسیما پخش شد. در آن تصاویر، جوانی دیده می‌شد که در پرونده رسمی با اتهاماتی امنیتی معرفی شده بود، اما در زندگی روزمره‌اش پیک موتوری‌ای بود که برای پرداخت قسط‌های موتور خود ساعت‌های طولانی کار می‌کرد. عرفان در زندان هم‌بند ساسان آزادوار بود. به گفته خانواده، زمان اجرای حکم را به شکلی متفاوت به او و نزدیکانش اعلام کرده بودند و انتظار می‌رفت چند روز بعد برای اجرای حکم اقدام شود. اما سحرگاه سوم اردیبهشت، یک هفته پیش از اعدام ساسان آزادوار، حکم اعدام عرفان اجرا شد. او تنها ۲۴ سال داشت. پس از اجرای حکم، پیکر عرفان را در باغ رضوان اصفهان، قطعه ۸۶، به خاک سپردند. خانواده و دوستانش اکنون هر سال با نزدیک شدن هفتم تیر، روز تولد او را به یاد می‌آورند؛ روزی که می‌توانست فرصتی برای ادامه زندگی باشد، اما به یادآوری فقدان جوانی تبدیل شده است که آینده‌اش ناتمام ماند. آنچه بیش از هر چیز در روایت زندگی عرفان باقی مانده، نه پرونده قضایی او و نه اتهاماتی است که در اسناد رسمی ثبت شد؛ بلکه همان تصمیم کوتاهی است که در یکی از خیابان‌های اصفهان گرفت. لحظه‌ای که دید دو دوستش گرفتار شده‌اند و به جای آنکه راه خود را بگیرد و برود، ایستاد. موتور خود را به آن‌ها سپرد تا بگریزند و خودش ماند. شاید زندگی عرفان را بتوان در همان انتخاب چندثانیه‌ای خلاصه کرد؛ انتخابی که برای او هزینه‌ای سنگین داشت، اما تصویری روشن از منش و شخصیتش در ذهن نزدیکانش بر جای گذاشت.

منبع: نراتا · نویسنده: جاوید · تاریخ نگارش: ۱۴۰۵/۰۴/۰۳ · مشاهده‌ی روایت اصلی

با اجازه‌ی نراتا و بی‌هیچ تغییری بازنشر شده است. همه‌ی حقوق این روایت از آنِ نویسنده و نراتاست.

ئەوەی دەیزانین

ڕێکەوتی کوژران
شنبه ۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
شوێن
اصفهان
هۆی گیانلەدەستدان
سێدارەدرا
تاریخ تولد
پنجشنبه ۷ تیر ۱۳۸۰ ↗

هێشتا تۆمار نەکراوە: تەمەن. یارمەتی بدە بۆ تەواوکردنی ئەم تۆمارە

ئەم کەسە دەناسیت؟

ئەگەر عرفان کیانی دەناسیت، یان شتێکت هەیە زیاد بکەیت، هەر وردەکارییەک یارمەتی دەدات.

ئەمە ئەندامی خێزانمە · ناردنی بەڵگە · داواکاریی تایبەتمەندی یان لابردن

سەرچاوە و بەڵگە

هەر لیستێک ناو و شوێنەکانی بە شێوەی خۆی نووسیوە. ئێمە وەک خۆیان پیشانیان دەدەین.

سەرچاوەکانی ئەم ناوە (۳)
سەرچاوەناو، وەک نووسراوەشوێنڕێکەوت
هرانا — زمستان سرخ عرفان کیانی — 2026-04-25
هه‌نگاو عرفان کیانی — 2026-04-25
Narrata عرفان کیانی — ۱۴۰۵/۰۲/۰۳
پۆست و ڤیدیۆکان (۰)

هێشتا هیچ پۆست یان ڤیدیۆیەک بۆ ئەم ناوە تۆمار نەکراوە.

زانیاری تۆمار

ژمارەی تۆمار
V3A496F5
ئاستی بەڵگە
A تۆمارکراو لە لانیکەم دوو لیستی سەربەخۆدا

افزوده‌شده در ۳ آبان ۱۴۰۵ · به‌روزشده در ۷ آبان ۱۴۰۵

ڕاپۆرتی هەڵە یان داوای سڕینەوە · چۆن پشتڕاست دەکەینەوە

پەیامەکانی یادەوەری

چەند وشەیەک لە یادەوەری عرفان کیانی بنووسە. پەیامەکان دوای پشکنین دەردەکەون.

برای عرفان کیانی پیامی بنویسید…

چەند وشەیەک لە یادەوەری عرفان کیانی بنووسە. پەیامەکان دوای پشکنین دەردەکەون. تەنها پەیامی کورت و میهرەبان. هیچ وردەکاری کەسی یان ژمارەی تەلەفۆن.

سەلامەتیت یەکەمە: ناوی ڕاستەقینە پێویست نییە. ئایا ناردن سەلامەتە؟ · ناردن بە شێوەی نەناسراو

مێنوو

ڕێکخستنەکان · تایبەتمەندی

ڕێکخستنەکان

ئاسایش

دەرچوونی خێراEsc دوو جار دابگرە بۆ دەرچوونی خێرا لە سایت.
ناونیشانی تابی شاراوەتابی وێبگەڕ «تێبینییەکان» پیشان دەدات لە جیاتی ناوی پەڕە.

هەڵبژاردنە پاشەکەوتکراوەکانی سایت، ناوە پاشەکەوتکراوەکان و کۆپی ئۆفلاینەکان دەسڕێتەوە، و تۆ دەردەکات.

زمانەکان

ڕووکار

بەکارهێنانی داتا

دۆخی داتای کەموێنەکان لە لیستەکان دەشارێتەوە و جووڵە دەکوژێنێتەوە. باشترین بۆ پەیوەندی هێواش یان گران.

هەژمار

هەموو ڕێکخستنەکان · ڕێکخستنەکانی کوکی

چۆن دەتەوێت بینێریت؟

چی پاشەکەوت دەکەین و کێ دەیبینێت · ڕێگاکانی تر (X، ئینستاگرام)

چات

پەڕەی تەواو بکەرەوە

میهرەبان بە. هیچ هێرشی کەسی، وردەکاری تایبەت یان ژمارەی تەلەفۆن. پەیامەکان لەلایەن چاودێرانەوە دەسڕدرێنەوە.