وێنە: Narrata
نەمر حمیدرضا باقری
Hamidreza Bagheri
۲۰ ساڵ · اسلامشهر حصارک، تهران
پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴
ئەم تۆمارە پێویستی بە پشتڕاستکردنەوە هەیە — ساختە یان گوماناوی نییە، تەنها پێویستی بە سەرچاوەیەکی تر هەیە.
چیرۆکەکەیان
هێشتا هیچ گێڕانەوەیەکی پشتپێبەستراو لەوەی حمیدرضا باقری چۆن گیانی لەدەست دا بە دەستمان نەگەیشتووە. ئەگەر دەزانیت چی بەسەری هات، بۆمان بنووسە.
چیرۆکی ئەو
جاویدنام حمیدرضا باقری
حمیدرضا باقری جوانی بیستساله و اصالتاً کُرد بود؛ ورزشکاری از رشتههای کیکبوکسینگ و پرورش اندام. او در رشتهی کیکبوکسینگ بهعنوان فایتر حرفهای شناخته میشد و در مسابقات رزمی ایران به مقام قهرمانی رسیده بود. دانشجوی حسابداری بود و همزمان در یک شرکت حسابداری کار میکرد. دوستانش از اخلاق ورزشی او یاد میکنند و میگویند یکی از بارزترین ویژگیهایش وفاداری به دوستانش بود. با وجود توانایی بدنی بالا، جوانی متواضع و محبوب بود و هرگز از قدرت خود سوءاستفاده نمیکرد. او یکی از پنج شیر حصارک بود، در کنار محمدرضا موسوی، آرش قریشی، مسعود سوگلیزاده و جواد کاظمی؛ پنج رفیقی که پای رفاقتشان ماندند و در یک شب «جاویدنام» شدند. هجدهم دیماه، منطقهی حصارک پایین، شاهد یکی از روزهایی بود که برای همیشه در تاریخ ایران باقی میماند. مردمی که برای حقوق سلبشدهشان به خیابان آمدند تا به فراخوان شاهزاده رضا پهلوی پاسخ مثبت بدهند. حمیدرضا هم در میان این جمعیت بود. او در پیادهرو و کمی جلوتر از یکی از آشنایانش در حرکت بود که هدف شلیک گلولهی جنگی نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی قرار گرفت. گلوله از پشت به قلبش اصابت کرد و پس از عبور از زیر بغل، به بازویش خورد، بهطوری که استخوان بازو کاملاً خرد شد. یکی از کسانی که در آن جمع بود، به پدرش خبر داد. مردمی که اطراف او بودند تلاش کردند او را به بیمارستان برسانند، اما با شنیدهشدن صدای گلوله پراکنده شدند. دقایقی بعد دوباره برگشتند و به کمکش آمدند. پدر هم با شنیدن خبر به سراغ پسرش شتافته بود. او را به سمت بیمارستان منتقل کردند، اما افسوس که در همان مسیر، حمیدرضا در آغوش پدر جان داد. پدرش آن لحظه را چنین روایت میکند: «پسرم تو بغل خودم جاودانه شد. گلوله از پشت به قلبش و از زیر کتفش به دستش خورده بود. فقط پیکرش را به بیمارستان دادیم. بقیهٔ همرزمانش هم با گلولهٔ مستقیم جاودانه شدند.» پس از انتقال به بیمارستان، پیکر حمیدرضا توسط نیروهای امنیتی به سردخانه منتقل شد. خانواده برای تحویلگرفتن پیکر او ناچار شدند مبلغی بپردازند و تعهدنامهای مبنی بر عدم اطلاعرسانی جزئیات ماجرا امضا کنند. مراسم خاکسپاری در شرایط شدید امنیتی برگزار شد. پس از خاکسپاری، مراسمی برای بزرگداشت «پنج شیر حصارک» برگزار شد. در این مراسم جوانان، بازوبند سیاه بستند و با زنجیرزنی و بلندکردن علمهای مشکی، یاد آنان را گرامی داشتند. حضور باشکوه مردم حصارک (اسلامشهر و نسیمشهر) در مراسم یادبود پنج شیر، فراتر از یک سوگواری معمولی بود. مردم با حضور گستردهٔ خود، همبستگی مدنی خود را نشان دادند و قهرمانان محله را گرامی داشتند. آنها با چاپ بنرهایی از «پنج شیر حصارک» و دیگر جاویدنامان محله، یاد آنان را زنده نگه داشتند. بنری با تصویر ورزشی حمیدرضا در لباس کیکبوکسینگ، هویت قهرمانی او را تأیید میکرد و مردم بهجای «شهید»، او را «قهرمان وطن» نامیدند. در حاشیهٔ مراسم، مردم با سر دادن شعار و همخوانی سرودهایی در وصف قهرمانان وطن، یاد و خاطرهٔ آن پنج رفیق را گرامی داشتند.
منبع: نراتا · نویسنده: نَفَس · تاریخ نگارش: ۱۴۰۵/۰۷/۰۱ · مشاهدهی روایت اصلی
با اجازهی نراتا و بیهیچ تغییری بازنشر شده است. همهی حقوق این روایت از آنِ نویسنده و نراتاست.
وێنە و ڤیدیۆکان
ئەوەی دەیزانین
- تەمەن
- ۲۰
- ڕێکەوتی کوژران
- پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴
- شوێن
- اسلامشهر حصارک، تهران
- تاریخ تولد
- چهارشنبه ۲ آذر ۱۳۸۴ ↗
هێشتا تۆمار نەکراوە: هۆی گیانلەدەستدان. یارمەتی بدە بۆ تەواوکردنی ئەم تۆمارە
یارمەتی بدە بۆ پشتڕاستکردنەوە و تەواوکردنی ئەم تۆمارە
ئەگەر حمیدرضا باقری دەناسیت، یان شتێکت هەیە زیاد بکەیت، هەر وردەکارییەک یارمەتی دەدات.
ئەمە ئەندامی خێزانمە · ناردنی بەڵگە · داواکاریی تایبەتمەندی یان لابردن
سەرچاوە و بەڵگە
هەر لیستێک ناو و شوێنەکانی بە شێوەی خۆی نووسیوە. ئێمە وەک خۆیان پیشانیان دەدەین.
سەرچاوەکانی ئەم ناوە (۱)
| سەرچاوە | ناو، وەک نووسراوە | شوێن | ڕێکەوت |
|---|---|---|---|
| Narrata | حمیدرضا باقری | — | ۱۴۰۴/۱۰/۱۸ |
پۆست و ڤیدیۆکان (۰)
هێشتا هیچ پۆست یان ڤیدیۆیەک بۆ ئەم ناوە تۆمار نەکراوە.
زانیاری تۆمار
- ژمارەی تۆمار
- VCECEB25
- ئاستی بەڵگە
- D هێشتا هیچ سەرچاوەیەکی متمانەپێکراو بۆ ئەم ناوە نەدۆزراوەتەوە
افزودهشده در ۳ آبان ۱۴۰۵ · بهروزشده در ۷ آبان ۱۴۰۵
پەیامەکانی یادەوەری
چەند وشەیەک لە یادەوەری حمیدرضا باقری بنووسە. پەیامەکان دوای پشکنین دەردەکەون.
برای حمیدرضا باقری پیامی بنویسید…
حمیدرضا باقری دەناسیت؟ زانیاری یان وێنە زیاد بکە
ناوێک، وێنەیەک یان وردەکارییەک دەتوانێت یارمەتی تەواوکردنی ئەم تۆمارە بدات.
زانیاری یان وێنە زیاد بکە