他们的故事
关于Alireza Naderi遇害经过的叙述尚未记录。 如果您知道发生了什么,请告诉我们。
他们的故事
جاویدنام علیرضا نادری؛ خطه سیران
در نیمهی نخستین ماه از اولین فصلِ تابستان سال، در روستای دوسیرانِ شهرستان کوهچنار استان فارس، پسری چشم به جهان گشود که نامش را علیرضا گذاشتند. علیرضا از نگاه خانواده، برادری مهربان، همدل و حامی بود؛ کسی که در روزهای سخت، پناه و تکیهگاه عزیزانش به شمار میرفت. مهربانی او تنها به خانوادهاش محدود نمیشد. یکی از دوستان علیرضا در روایتی که در شبکههای اجتماعی منتشر شده، از نخستین آشنایی خود با او میگوید؛ روایتی که تصویری روشن از روحیهی مهماننواز و قلب بزرگ او به دست میدهد. او نقل میکند که سالها پیش، زمانی که به همراه همسرش در مسیر بوشهر بود، برای خرید به سوپرمارکتی رفت که علیرضا در آن مشغول به کار بود. علیرضا پس از آشنایی کوتاهی با آنها، با خانوادهاش تماس گرفت و خواست که این زوج را برای صرف ناهار به خانه دعوت کنند. همان دیدار صمیمانه، آغاز دوستی عمیقی شد که سالها ادامه یافت و در ذهن دوستش، بهعنوان یکی از زیباترین خاطرات از سخاوت علیرضا باقی ماند. علیرضا نیز مانند بسیاری از جوانان همنسل خود، در اندیشهی ساختن آیندهای روشن بود. او برای آغاز زندگی مستقل، تصمیم گرفته بود مغازهای کوچک در زادگاهش راهاندازی کند تا با تلاش و پشتکار، آیندهای را که در سر داشت، بسازد. اما شامگاه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴، در جریان فراخوان شاهزاده رضا پهلوی در جمع معترضین در فلکهی امامِ کوهچنار، مسیر زندگی این جوان پرانرژی و باانگیزه برای همیشه تغییر کرد. او نیز مانند بسیاری از ایرانیانی که آن شب به خیابانها آمده بودند، در محل حضور داشت. دوستانش روایت میکنند که علیرضا در لحظات تیراندازی، با فریادِ «بخوابین روی زمین!» تلاش کرد جان اطرافیانش را نجات دهد، اما خودش بر اثر اصابت مستقیم گلوله از طرف نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی به ناحیهی سر بهشدت مجروح و به بیمارستان ولیعصر کازرون منتقل شد. گزارشها حاکی از آن است که به دلیل شرایط امنیتیِ حاکم بر بیمارستان، انجام بهموقعِ عمل جراحی و روند درمان او با تأخیر مواجه شد. علیرضا پس از یک هفته مبارزه برای زندگی، سرانجام در ۲۴ دیماه ۱۴۰۴ جان باخت. خانوادهی علیرضا، در تصمیمی انساندوستانه، قلب و کلیههای او را به بیماران نیازمند اهدا کردند تا قلب فرزندشان در سینهی انسانی دیگر به تپیدن ادامه دهد و زندگی، هرچند به شکلی دیگر، جریان پیدا کند. مراسم چهلم علیرضا همزمان با بزرگداشت دو جاویدنامِ دیگر، فرزانه ساسانی و بهبود حسنزاده در همان شهر برگزار شد. حضور گستردهی مردم، گلباران مزار این سه جانباخته و اجرای موسیقی محلی، بازتاب گستردهای در شبکههای اجتماعی داشت و بار دیگر نام علیرضا و همشهریانش را بر سر زبانها انداخت. امروز، نام و یاد علیرضا همچنان در قلب خانوادهاش زنده است. اعضای خانواده با انتشار روزانهی عکسها، خاطرات و روایتهایی از زندگی او، تلاش میکنند یادآور شوند که علیرضا که بود، چگونه زندگی کرد و چه از خود به یادگار گذاشت. در کنار آنها، بسیاری از مردم ایران نیز با بازنشر داستان زندگی این جاویدنام در شبکههای اجتماعی، در زنده نگه داشتن نامش سهیم هستند و اجازه نمیدهند خاطرهاش به فراموشی سپرده شود.
This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.
Source: Narrata · Author: آناهیتا · Written ۱۴۰۵/۰۴/۰۳ · Read the original story
Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.
我们所知
- 年龄
- 28
- 遇害日期
- 2026年1月14日 星期三
- 地点
- Dusiran village, Shiraz, 法尔斯
尚未记录:死因。 帮助完成此记录
We do not know yet where Alireza Naderi is buried. Help locate this grave
帮助验证并完成此记录
如果您认识Alireza Naderi或有要添加的内容,每个细节都有帮助。
来源与证据
每份名单对姓名和地名的拼写各不相同。我们按原文照录。
各来源如何记录这个姓名 (1)
| 来源 | 原文姓名 | 地点 | 日期 |
|---|---|---|---|
| Narrata | علیرضا نادری | — | ۱۴۰۴/۱۰/۲۴ |
帖文与视频 (0)
尚未记录与这个姓名相关的帖文或视频。
记录信息
- 记录编号
- V39FBD84
- 证据等级
- D 尚未找到该姓名的可信来源
Added 2026年10月25日 · updated 2026年10月27日
纪念消息
为Alireza Naderi留下几句纪念的话。消息经审查后显示。