他们的故事
关于Mojtaba Rezvani遇害经过的叙述尚未记录。 如果您知道发生了什么,请告诉我们。
他们的故事
جاویدنام مجتبی رضوانی؛ لالاییِ یک مادر
جاویدنام مجتبی رضوانی، جوان ۲۴ سالهی گیلک، متولد ۱۳۸۰ در میشامندان رشت بود. او از پنج سال پیش کار چوببری و کابینتسازی را در کارگاه برادرش آغاز کرده بود. در شامگاه ۱۹ دیماه ۱۴۰۴، مجتبی به همراه جمعی از دوستان و اطرافیانش، در پی فراخوان رضا پهلوی و همزمان با اعتراضات مردمی در بسیاری از شهرهای ایران، به جمع معترضان در کردمحلهی رشت پیوست. به گفتهی شاهدان، حوالی ساعت ۸ شب تکتیراندازها از بالای مسجد همان محله شروع به تیراندازی هدفمند به سوی معترضان کردند و مجتبی از ناحیهی شکم هدف گلولهی جنگی قرار گرفت. او را به سرعت به بیمارستان پورسینا رساندند اما به گفتهی شاهدان شمار مجروحان آنقدر زیاد بود که کادر درمانی توان رسیدگی به همه را نداشتند. فضای بیمارستان نیز برای پذیرش این تعداد زخمی کافی نبود و بسیاری از مجروحان در راهروهای بیمارستان جان باختند. مجتبی نیز بر اثر جراحت شدید در ناحیهی شکم و خونریزی فراوان، در همانجا جان خود را از دست داد. نیروهای حکومتی پیکر جانباختگان را با کانتینر به باغ رضوان رشت منتقل کردند. خانوادهی مجتبی نیز مانند بسیاری از خانوادههای دیگر، پس از یک روز جستوجو پیکر او را در میان کشتهشدگان یافتند و شامگاه ۲۱ دیماه در رستمکلا به خاک سپردند. به گفتهی دوستان و خانواده، مجتبی جوانی مهربان، آرام و کمحرف بود؛ آرامشی که به ندرت در کسی دیده میشد. در آن شب، به جوانی بیگناه و بیسلاح که لبخند از لبش دور نمیشد، از بالای مسجدی که جایگاه دین، بانگ اذان و نماد عدالت شمرده میشود، با بیرحمی و بیعدالتیِ تمام در برابر چشمان دوستان و عزیزانش شلیک شد. پیکر مجتبی اگرچه در سکوت و تاریکی شب به خاک سپرده شد، اما مراسم چهلمین روز درگذشت او، که همراه با سه تن از دوستانش- که آن شب با هم به خیابان رفته بودند- در آرامستان رستمکلا برگزار شد، با شکوه فراوان همراه بود. در یادبود این چهار جوان، خانوادههای داغدار برخلاف مراسم سوگواری مذهبی و حکومتی، رقص سوگ کردند و ترانه خواندند تا به مزدوران حکومت نشان دهند که دیگر عرف و آیینشان نزد ایرانیان بیارزش است و سوگ این جوانان اگرچه کمرشان را خَم و مویشان را سپید کرد اما آنان را خاموش نخواهد کرد. صدای هر جوان از هزاران حنجره فریاد خواهد شد. در یکی از سوزناکترین تصاویرِ این سوگ جمعی، مادر مجتبی قاب عکس پسرش را بر پاهایش میخواباند و برای او لالایی میخواند و کسی چه میداند که چه تصاویری از کودکش پیش چشمانش میرقصد.
This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.
Source: Narrata · Author: کهن · Written ۱۴۰۴/۱۲/۱۹ · Read the original story
Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.
我们所知
- 年龄
- 24
- 遇害日期
- 2026年1月9日 星期五
- 地点
- Kordmahalleh, Rasht, 吉兰
尚未记录:死因。 帮助完成此记录
We do not know yet where Mojtaba Rezvani is buried. Help locate this grave
帮助验证并完成此记录
如果您认识Mojtaba Rezvani或有要添加的内容,每个细节都有帮助。
来源与证据
每份名单对姓名和地名的拼写各不相同。我们按原文照录。
各来源如何记录这个姓名 (1)
| 来源 | 原文姓名 | 地点 | 日期 |
|---|---|---|---|
| Narrata | مجتبی رضوانی | — | ۱۴۰۴/۱۰/۱۹ |
帖文与视频 (0)
尚未记录与这个姓名相关的帖文或视频。
记录信息
- 记录编号
- VF7DFB6E
- 证据等级
- D 尚未找到该姓名的可信来源
Added 2026年10月25日 · updated 2026年10月25日
纪念消息
为Mojtaba Rezvani留下几句纪念的话。消息经审查后显示。