Arshia Rashidian
ارشیا رشیدیان
٢٥ سنوات · Tehran
الخميس ٨ يناير ٢٠٢٦
هذا السجل يحتاج تحققًا — ليس مزيفًا أو مشكوكًا، يحتاج مصدرًا آخر فقط.
قصتهم
لم تُسجَّل بعد أي رواية عن كيفية مقتل Arshia Rashidian. إن كنت تعرف ما حدث، فأخبرنا.
روايتهم
جاویدنام ارشیا رشیدیان؛ دوازده روز بینشان
ارشیا، جوانی ۲۵ ساله بود که خانوادهاش هزاران آرزو برای او در سر داشتند. پس از استخدام در شرکت ایرانخودرو، آیندهای روشن را برای تکپسرشان تصور میکردند. آیندهای که در آن ارشیا روزی لباس دامادی بر تن میکرد، خانوادهای تشکیل میداد و زندگی آرامی در پیش میگرفت. اما هرگز گمان نمیکردند سرنوشت، مسیر دیگری برای او رقم زده باشد. با انتشار فراخوان اعتراضات روزهای پنجشنبه و جمعه، ۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴، روزهایی آغاز شد که پس از آن، تاریکی بر زندگی خانواده رشیدیان و هزاران خانواده ایرانی سایه انداخت. روز جمعه، ۱۹ دیماه ۱۴۰۴، ارشیا مانند همیشه از خانه بیرون رفت، اما این بار برای آنکه سهم کوچکی در ساختن آیندهای بهتر برای ایران داشته باشد. شب که فرا رسید، صدای تیراندازی لحظهای قطع نمیشد. همزمان اینترنت و راههای ارتباطی نیز قطع شده بود و خانواده ارشیا هیچ راهی برای باخبر شدن از فرزندشان نداشتند. هر ساعت بیخبری، اضطرابشان را بیشتر میکرد، اضطرابی که نه یک شب، بلکه دوازده روز ادامه یافت. سرانجام، صبح چهارشنبه اول بهمنماه ۱۴۰۴، حدود ساعت ۱۰، با عموی ارشیا تماس گرفتند و خبر دادند که میتوانند پیکر عزیزشان را در آرامستان بیبی سکینه کرج پیدا کنند. خانواده، پس از یافتن پیکر تنها فرزندشان، دریافتند که ارشیا همان شب جمعه بر اثر اصابت گلوله به شکم، پس از ساعتها خونریزی، جان خود را از دست داده است. اما رنج خانواده به همینجا ختم نشد. مأموران امنیتی هنگام تحویل پیکر، خانواده را تحت فشار قرار دادند و اعلام کردند که تنها در صورتی اجازه تحویل و خاکسپاری خواهند داشت که ارشیا را خارج از تهران یا کرج به خاک بسپارند. همچنین به آنان گفته شد که هزینهای برای تحویل پیکر دریافت نخواهد شد، زیرا پدربزرگ ارشیا از جانباختگان جنگ ایران و عراق بوده است. در آن لحظه دشوار، مادر و پدر ارشیا تصمیم گرفتند پیکر عزیزشان را در امامزاده اسحاق ساوه، همان جایی که پدربزرگش سالها در آن زندگی کرده بود، به خاک بسپارند. نه توانستند مراسمی در شأن فرزندشان برگزار کنند و نه اجازه داشتند صدای اندوهشان را به گوش دیگران برسانند. شاید آن روزها خانواده رشیدیان گمان میکردند که مرگ پسرشان نیز در سکوت دفن خواهد شد، تصور میکردند دیگر کسی نام ارشیا را بر زبان نخواهد آورد و هیچکس به یاد نخواهد داشت که جوان ۲۵ سالهشان برای رؤیای ایرانی بهتر جان خود را از دست داده است. اما سرانجام، سرنوشت روایت دیگری نوشت. امروز نام ارشیا از مرزهای خانوادهاش فراتر رفته است. انسانهای بسیاری او را با عنوان جاویدنام به یاد میآورند، داستان زندگی و مرگش را روایت میکنند و با هر نوشته، هر تصویر و هر یادبود، نامش را زنده نگه میدارند. و شاید برای یک پدر و مادر، هیچ مرهمی بزرگتر از این نباشد که بدانند فرزندشان تنها در قلب آنان زنده نمانده است، بلکه در حافظه مردمی جاودانه شده که آرمان او را از یاد نخواهند برد.
This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.
Source: Narrata · Author: آناهیتا · Written ۱۴۰۵/۰۴/۱۰ · Read the original story
Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.
ما نعرفه
- العمر
- ٢٥
- تاريخ المقتل
- الخميس ٨ يناير ٢٠٢٦
- المكان
- Tehran
لم يُسجَّل بعد: سبب الوفاة. ساعد في إكمال هذا السجل
تفاصيل الدفن
- المقبرة
- امامزاده اسحاق ساوه
ساعد في التحقق من هذا السجل وإكماله
إذا كنت تعرف Arshia Rashidian، أو لديك شيء تضيفه، كل تفصيل يساعد.
المصادر والأدلة
لكل قائمة طريقتها في كتابة الأسماء والأماكن. نعرضها كما وردت.
كيف سجّلت المصادر هذا الاسم (١)
| المصدر | الاسم كما ورد | المكان | التاريخ |
|---|---|---|---|
| Narrata | ارشیا رشیدیان | — | ۱۴۰۴/۱۰/۱۸ |
منشورات ومقاطع فيديو (٠)
لم يُسجَّل بعد أي منشور أو مقطع فيديو لهذا الاسم.
معلومات السجل
- رقم السجل
- V11389AD
- درجة الدليل
- D لم يُعثر بعد على مصدر موثوق لهذا الاسم
Added ٢٥ أكتوبر ٢٠٢٦ · updated ٢٩ أكتوبر ٢٠٢٦
رسائل تذكارية
اكتب بضع كلمات في ذكرى Arshia Rashidian. تظهر الرسائل بعد المراجعة.
Write a message for Arshia Rashidian…
هل تعرف Arshia Rashidian؟ أضف معلومات أو صورًا
اسم أو صورة أو تفصيل واحد يمكن أن يساعد في إكمال هذا السجل.
أضف معلومات أو صورًا