دی ۱۴۰۴ قیرغینیTHE IRAN MASSACRE
بو ترجومه سۆنی ذکانین کؤمگی ایله حاضیرلانیب و هله آنا دیلی تۆرکجه اولان بیری اونو یوخلاماییب. English · فارسی
این صفحه به فارسی
امیرمحمد موحدی بهدانی

شکیل: Narrata

جاویدنام امیرمحمد موحدی بهدانی

Amirmohammad Movahedi Behdani

۲۵ یاش · رشت

Dهله تأیید اولونماییب

بو رکورد تأیید لازیم‌دیر — جعلی یا شکلی دئییل، یالنیز باشقا منبع لازیم‌دیر.

حوکومتین رسمی لیستینده آدلانمیش (سطر ۱۰۳۴)

#امیرمحمد_موحدی_بهدانی#Amirmohammad_Movahedi_Behdani
بیلگی آرتیر

حکایه‌لری

امیرمحمد موحدی بهدانی نئجه اؤلدورولوب؟ بو باره‌ده هله هئچ بیر شرح قئیده آلینماییب. نه باش وئردیگینی بیلیرسینیزسه، بیزه یازین.

بو آد ایران حکومتینین اؤز سیاهیسیندا دا گلیب.

اونون روایتی

جاویدنام امیرمحمد موحدی بهدانی؛ امسال سالِ تغییره

صبح‌ها که آرایشگاه باز می‌شد، رشت هنوز خواب بود. امیر موحدی، بیست‌وپنج‌ساله، پشت صندلی می‌ایستاد و کارش را شروع می‌کرد. در همین شهر به دنیا آمده بود، عاشق شده بود و روی پای خودش ایستاده بود. آرایشگری را با عشق آموخته و کم‌کم راه خودش را در آن پیدا کرده بود، جوری که مردم شهر، اسمش را می‌شناختند. او سخاوتمندانه هر چه بلد بود به دیگران هم یاد می‌داد. کارش که تمام می‌شد، سراغ چیزهایی می‌رفت که دوست داشت. باشگاه، بدن‌سازی و استقلال که طرفدار دوآتشه‌اش بود. امیر بی‌پروا می‌رقصید، بدون آن‌که به کسی نگاه کند. از همان رقص‌ها، ویدیوهایی مانده که حالا برای نزدیکانش بخشی از خودِ اوست و شاید خیلی‌ها هم با همان ویدیوها او را شناختند. در آخرین ‌تولدش، کنار کیکی عکس گرفت. زیر همان عکس در صفحه‌اش نوشت: «فقط حدود ۲۵ بهار رو دیدم… چندتای دیگه می‌تونیم ببینیم؟» نوزدهم دی‌ماه، امیر مغازه را بست. مردم در خیابان‌ها برای اعتراض جمع شده بودند و او هم می‌خواست کنارشان باشد. با یکی از دوستانش، به اعتراضاتی پیوست که در پی فراخوان شاهزاده رضا پهلوی شکل گرفته بود. در فلکه‌ی گاز، مجروحی روی زمین افتاده بود؛ امیر و دوستش برای کمک جلو دویدند. همان لحظه، از پشت سر، صدای شلیک آمد. تیری به امیر اصابت کرد و او دیگر برنگشت. او را در بهدان، روستای مادری‌اش، به خاک سپردند. مراسم یادبودش شلوغ بود. دوست و آشنا آمده بودند و با شعارهای اعتراضی، او را جان‌فدای میهن خواندند و از راهی گفتند که جانش را در آن گذاشته بود. چهل روز که گذشت، برادرش بر مزارش و در میان انبوه جمعیت، کبوتری را در دست گرفت. چند لحظه فقط نگهش داشت. بعد آهسته گفت: «صدای ما تا اون بالا نمی‌ره، رفتی بالا، بگو خیلی بی‌عدالتی.» دستش را باز کرد و کبوتر پرواز کرد. در روز تولدش، برایش کیک گرفتند. روی کیک، شمع بیست‌وشش بود. برادرش شمع را روشن کرد، شمعی برای جوانی که دیگر نبود. او همان شب برای امیر نوشت: «آسمان امروز برای تو شمع روشن کرده و من اینجا با دلتنگی فوتش می‌کنم. کاش فاصله‌ی من و تو یک آغوش بود، نه یک آسمان.» حالا آرین هر روز چراغ همان مغازه را روشن می‌کند. عکس امیر روی دیوار است، همان پسری که زندگی را با همه‌ی کم‌وکاستی‌هایش دوست داشت و از تجربه کردنش نمی‌ترسید. همان که یک بار نوشته بود: «ما اومدیم که زندگی کنیم؛ پس از زندگی‌تون خجالت نکشید. کاری که خوشحال‌تون می‌کنه انجام بدین… مگه چقدر زمان داریم؟ ما خودِ جهانیم که برای زمانی کوتاه در قالب انسان تجربه می‌کنیم.»

منبع: نراتا · نویسنده: کهن · تاریخ نگارش: ۱۴۰۵/۰۲/۰۲ · مشاهده‌ی روایت اصلی

با اجازه‌ی نراتا و بی‌هیچ تغییری بازنشر شده است. همه‌ی حقوق این روایت از آنِ نویسنده و نراتاست.

عکس‌لر و ویدیولار

امیرمحمد موحدی بهدانی
شکیل: Narrata
امیرمحمد موحدی بهدانی
شکیل: Narrata

نه‌یی بیلیریک

یاش
۲۵
یئر
رشت
آتاسینین آدی
حسین ↗
تاریخ تولد
سه‌شنبه ۵ مهر ۱۳۷۹ ↗

هله قئید اولماییب: اؤلوم سببی، اؤلدورولدویو تاریخ. بو رکوردو تکمیل ائتمه‌گه کؤمک ائت

هنوز نمی‌دانیم امیرمحمد موحدی بهدانی کجا به خاک سپرده شده. کمک به پیدا کردن مزار

بو رکوردو تأیید و تکمیل ائتمه‌گه کؤمک ائدین

امیرمحمد موحدی بهدانی تانیییرسینیزسا، یا علاوه ائده‌جک شئینیز وارسا، هر جزئیات کؤمک ائدیر.

بو عائله اوزومون دور · مدرک گؤندر · گئزلیلیک یا سیلینمه درخواستى

منبع‌لر و سند

هر لیست آدلاری و یئرلری اؤز بیچیمینده یازیب. بیز اونلاری یازیلدیغی کیمی گؤستریریک.

بو آدین قایناقلاری (۲)
قایناقآد، یازیلدیغی کیمییئرتاریخ
فهرست رسمی دولت امیرمحمد موحدی بهدانی — —
Narrata امیرمحمد موحدی بهدانی — ۱۴۰۴/۱۰/۱۹
پستلر و ویدئولار (۱)

۱ پست تاپیلیب. هر باغلانتی اؤز اصلی صحیفه‌سینده آچیلیر.

رکورد معلوماتی

رکورد نومره‌سی
V5980217
مدرک سویه‌سی
D بو آد اوچون هله اعتبارلی بیر قایناق تاپیلماییب

افزوده‌شده در ۲۳ مهر ۱۴۰۵ · به‌روزشده در ۷ آبان ۱۴۰۵

یانلیشی بیلدیر یا سیلینمه‌سینی ایسته · نئجه تأیید ائدیریک

یاد پیام‌لاری

امیرمحمد موحدی بهدانی یادا بیر نئچه سؤز یازین. پیام‌لار یوخلامادان سونرا گؤرونور.

برای امیرمحمد موحدی بهدانی پیامی بنویسید…

امیرمحمد موحدی بهدانی یادا بیر نئچه سؤز یازین. پیام‌لار یوخلامادان سونرا گؤرونور. یالنیز قیسا و مهربان پیام‌لار. شخصی جزئیات یا تلفن نومره‌سی یوخ.

امنیّتینیز بیرینجی‌دیر: حقیقی آد لازیم دئییل. گؤندرمک امن‌دیر؟ · ناشناس گؤندرمک

منو

تنظیمات · شخصی حریم

تنظیمات

امنیّت

تئز چیخیشEsc-ی ایکی دفعه باسین فوراً سایتدان چیخین.
گیزلی تب عنوانیبراوزر تبی صفحه آدی یئرینه «قئیدلر» گؤستریر.

سایتین ساخلا‌نان سئچیم‌لرینی، ساخلا‌نان آدلارینی و آفلاین کپی‌لرینی سیلیر، و سیزی چیخاریر.

دیللر

گؤرونوش

دیتا ایشلت‌مه

آز اینترنت مصرفیلیست‌لرده عکس‌لری گیزلدی و حرکتی باغلاییر. یواش یا باهالی باغلاشما اوچون ان یاخشی.

حساب

بوتون تنظیمات · کوکی تنظیم‌لری

نئجه گؤندرمک ایسته‌ییرسینیز؟

نه‌یی ساخلاییریک و کیم گؤرور · باشقا یوللار (X، اینستاگرام)

چت

کامل صفحه‌نی آچ

مهربان اولون. شخصی هجوم، خصوصی جزئیات یا تلفن نومره‌سی یوخ. پیام‌لار ناظرلر طرفیندن سیلینه‌بیلر.