دی ۱۴۰۴ قیرغینیTHE IRAN MASSACRE
بو ترجومه سۆنی ذکانین کؤمگی ایله حاضیرلانیب و هله آنا دیلی تۆرکجه اولان بیری اونو یوخلاماییب. English · فارسی
این صفحه به فارسی

جاویدنام محمد سهراب‌زاده

Mohammad Sohrabzadeh

سنندج کمیز، کردستان

یکشنبه ۹ فروردین ۱۴۰۵

Dهله تأیید اولونماییب

بو رکورد تأیید لازیم‌دیر — جعلی یا شکلی دئییل، یالنیز باشقا منبع لازیم‌دیر.

#محمد_سهرابزاده#Mohammad_Sohrabzadeh
بیلگی آرتیر

حکایه‌لری

محمد سهراب‌زاده نئجه اؤلدورولوب؟ بو باره‌ده هله هئچ بیر شرح قئیده آلینماییب. نه باش وئردیگینی بیلیرسینیزسه، بیزه یازین.

اونون روایتی

جاویدنام محمد سهراب‌ زاده؛ جاده‌ای که به خانه نرسید

تاریک بود. از آن تاریکی‌های سنگین جاده‌های کردستان که انگار کوه‌ها هم با تو همسفرند. شامگاه یکشنبه بود، نهم فروردین‌ماه. توی ماشین، میان امن‌ترین حصار جهان نشسته بودم؛ دست‌های پدرم روی فرمان بود و نگاه مادرم، مثل همیشه، گرم‌ترین پناهگاهم. ما فقط داشتیم به سمت سنندج می‌رفتیم. از روستای قلیان می‌گذشتیم تا برگردیم به خانه‌مان، به زندگی ساده و بی‌صدایمان در روستای کمیز. در سرم هیچ نبود، جز آرامش بعد از یک روز معمولی. من مسلح نبودم؛ در میدانِ هیچ جنگی نایستاده بودم و هیچ فریادی در گلو نداشتم. فقط یک فرزند بودم، سرنشینِ صندلیِ یک خودروی خانوادگی. ​اما آن روزها، جاده‌ها دیگر بوی سفر نمی‌دادند. هوا سنگین بود. فضای استان را ترسی نامرئی پر کرده بود؛ سایه‌ی مبهم ایست‌بازرسی‌های تازه، رفت‌وآمد اضطراب‌آورِ مأمورهای لباس‌شخصی و چشم‌هایی که در تاریکی ورودی شهرها، هر حرکتی را با سوءظن تماشا می‌کردند. با این حال، چه کسی فکرش را می‌کرد که تاریکیِ جاده، ناگهان این‌طور بی‌رحمانه دهان باز کند؟ ​بدون هیچ هشداری، بدون هیچ فرمان ایست، بدون آنکه نوری به نشانه‌ی توقف بتابد، صدای رگبار آمد. مأموران مسلح، ماشین ما را هدف گرفتند. همه‌چیز در کسری از ثانیه رخ داد. سرمای ناگهانی دو گلوله را حس کردم که از آهن ماشین گذشتند و سهم من از آن شب شدند. صدای فریاد مادرم در گوشم پیچید و جهان دور سرم چرخید. گرمی خون را حس می‌کردم و جاده‌ای را که زیر پایمان داشت تمام می‌شد. پدرم پدال گاز را فشار می‌داد، چراغ‌های دوردستِ سنندج را می‌دیدم، اما جانم داشت در همان تاریکیِ جاده جا می‌ماند. پیش از آنکه دست دکتری به بدنم برسد، پیش از آنکه به بیمارستان برسیم، تمام شدم. نفس‌هایم همان‌جا، میان نگاهِ پُر از فاجعه‌ی پدر و مادرم قطع شد. ​فردا، دوشنبه دهم فروردین، پیکر مرا به کمیز برگرداندند. خانه‌ی ابدی‌ام در خاک زادگاهم آغوش گشود، اما دورادورِ مزارم را غریبه‌هایی مسلح گرفته بودند. حتی نگذاشتند در آرامش با خاکِ خودم یکی شوم. در منابع عمومی و گزارش‌ها، جزئیات زیادی از سن دقیق، شغل، یا آرزوهایی که در سر داشتم ثبت نشده است؛ اما داستان من خطی کوتاه در یک خبر فوری نبود که با آمدن خبر و داستان‌ها و روایات بعدی فراموش شود. من «محمد سهراب‌زاده‌»ام؛ جوانی که در یک شامگاه بهاری، تمام فرداها، لبخندها و نفس‌هایش در صندلی عقب یک خودروی خانوادگی جا ماند و جاده‌ای که در آن سفر می‌کرد، هیچ‌وقت به خانه نرسید.

منبع: نراتا · نویسنده: میخک سپید · تاریخ نگارش: ۱۴۰۵/۰۴/۰۳ · مشاهده‌ی روایت اصلی

با اجازه‌ی نراتا و بی‌هیچ تغییری بازنشر شده است. همه‌ی حقوق این روایت از آنِ نویسنده و نراتاست.

نه‌یی بیلیریک

اؤلدورولدویو تاریخ
یکشنبه ۹ فروردین ۱۴۰۵
یئر
سنندج کمیز، کردستان

هله قئید اولماییب: اؤلوم سببی، یاش. بو رکوردو تکمیل ائتمه‌گه کؤمک ائت

هنوز نمی‌دانیم محمد سهراب‌زاده کجا به خاک سپرده شده. کمک به پیدا کردن مزار

بو رکوردو تأیید و تکمیل ائتمه‌گه کؤمک ائدین

محمد سهراب‌زاده تانیییرسینیزسا، یا علاوه ائده‌جک شئینیز وارسا، هر جزئیات کؤمک ائدیر.

بو عائله اوزومون دور · مدرک گؤندر · گئزلیلیک یا سیلینمه درخواستى

منبع‌لر و سند

هر لیست آدلاری و یئرلری اؤز بیچیمینده یازیب. بیز اونلاری یازیلدیغی کیمی گؤستریریک.

بو آدین قایناقلاری (۱)
قایناقآد، یازیلدیغی کیمییئرتاریخ
Narrata محمد سهراب‌ زاده — ۱۴۰۵/۰۱/۰۹
پستلر و ویدئولار (۰)

بو آد اوچون هله پست یا ویدئو قئیده آلینماییب.

رکورد معلوماتی

رکورد نومره‌سی
V8EBDCD1
مدرک سویه‌سی
D بو آد اوچون هله اعتبارلی بیر قایناق تاپیلماییب

افزوده‌شده در ۳ آبان ۱۴۰۵ · به‌روزشده در ۳ آبان ۱۴۰۵

یانلیشی بیلدیر یا سیلینمه‌سینی ایسته · نئجه تأیید ائدیریک

یاد پیام‌لاری

محمد سهراب‌زاده یادا بیر نئچه سؤز یازین. پیام‌لار یوخلامادان سونرا گؤرونور.

برای محمد سهراب‌زاده پیامی بنویسید…

محمد سهراب‌زاده یادا بیر نئچه سؤز یازین. پیام‌لار یوخلامادان سونرا گؤرونور. یالنیز قیسا و مهربان پیام‌لار. شخصی جزئیات یا تلفن نومره‌سی یوخ.

امنیّتینیز بیرینجی‌دیر: حقیقی آد لازیم دئییل. گؤندرمک امن‌دیر؟ · ناشناس گؤندرمک

منو

تنظیمات · شخصی حریم

تنظیمات

امنیّت

تئز چیخیشEsc-ی ایکی دفعه باسین فوراً سایتدان چیخین.
گیزلی تب عنوانیبراوزر تبی صفحه آدی یئرینه «قئیدلر» گؤستریر.

سایتین ساخلا‌نان سئچیم‌لرینی، ساخلا‌نان آدلارینی و آفلاین کپی‌لرینی سیلیر، و سیزی چیخاریر.

دیللر

گؤرونوش

دیتا ایشلت‌مه

آز اینترنت مصرفیلیست‌لرده عکس‌لری گیزلدی و حرکتی باغلاییر. یواش یا باهالی باغلاشما اوچون ان یاخشی.

حساب

بوتون تنظیمات · کوکی تنظیم‌لری

نئجه گؤندرمک ایسته‌ییرسینیز؟

نه‌یی ساخلاییریک و کیم گؤرور · باشقا یوللار (X، اینستاگرام)

چت

کامل صفحه‌نی آچ

مهربان اولون. شخصی هجوم، خصوصی جزئیات یا تلفن نومره‌سی یوخ. پیام‌لار ناظرلر طرفیندن سیلینه‌بیلر.