کشتار دی ۱۴۰۴THE IRAN MASSACRE

جاویدنام پردیس محمدی دولت آبادی

Pardis Mohammadi Dolatabadi

۲۲ ساله · اصفهان

Dنیازمند تأیید

این پرونده نیازمند تأیید است؛ یعنی جعلی یا مشکوک نیست، فقط یک منبع دیگر لازم دارد. می‌توانید کمک کنید؟

نامش در فهرست رسمی دولت آمده (ردیف ۱۹۸۷)

#پردیس_محمدی_دولت_آبادی#Pardis_Mohammadi_Dolatabadi
افزودن اطلاعات

داستان او

هنوز شرحی از چگونگی کشته شدن پردیس محمدی دولت آبادی ثبت نشده است. اگر می‌دانید چه اتفاقی افتاد، برایمان بفرستید.

این نام در فهرست رسمی حکومت هم آمده است.

روایت او

جاویدنام پردیس محمدی دولت‌آبادی؛ ردی سرخ، شاهدی بر دیوار

عروس زیباروی اصفهان، آرام گرفته است. خنده‌های زیبایش، شور و شوقش و مهربانی بی‌پایانش نیز در کنار او به خواب رفته‌اند. او شب تا صبح، در کنار کسانی ماند که بیش از جان دوستش داشتند؛ در خانه‌ای که قرار بود شبی شاهد جشن و شادی او باشد، تنها آغوش سوگوار خانواده‌اش پناه آخرین شبش شد. هجدهم دی‌ماه، خانواده پردیس، برای دیداری خانوادگی به حوالی ملک‌شهر رفته بودند. خیابان‌ها شلوغ بود و جمعیت در رفت‌وآمد. به گفته یکی از شاهدان، مأموران سوار بر موتور، یکی در حال رانندگی و دیگری در حال شلیک به سوی جمعیت، از چهارراه عبور کردند. بسیاری از کسانی که در چهارراه ایستاده بودند، هدف گلوله قرار گرفتند. مردم برای در امان ماندن، پشت ستون‌ها، دیوارها و خودروها پناه گرفتند. یکی از ساکنان محل در خانه‌اش را گشود و زنان و دختران را به داخل حیاط برد تا از تیررس دور بمانند. آن شب، جمعیت به سمت فلکه علیخانی حرکت کرده بود و خبر می‌رسید که درگیری شدیدی در جریان است. خانواده پردیس تا حوالی نیمه‌شب در همان محدوده ماندند و سرانجام به خانه بازگشتند. روز بعد، خبر استقرار گسترده نیروهای امنیتی، خودروهای نظامی و صدور دستور تیر به گوش می‌رسید. خانواده، که شب قبل شاهد زخمی شدن مردم بودند، تصمیم گرفتند دیگر از خانه خارج نشوند. خانه پردیس در یکی از بن‌بست‌های فرعی خیابان اصلی قرار داشت. شامگاه بیستم دی‌ماه، صدای تیراندازی و هیاهوی خیابان تا داخل خانه می‌آمد. پردیس که نگران مردم بود، به مادرش گفت: «مامان، خیلی شلوغه، نگران مردم هستم.» مادر هنوز صحنه‌های شب قبل را از یاد نبرده بود. پاسخ داد: «دیشب بچه‌ها تیر خوردند. خدا به مردم رحم کرد؛ تیرهای ساچمه‌ای بود و بدن‌شان پر از زخم و کبودی شد.» اما پردیس اصرار کرد برای جویا شدن از احوال مردم تا ابتدای بن‌بست برود؛ جایی که تصور می‌کرد از محل درگیری فاصله دارد. بعضی از نزدیکان جلوتر راه می‌رفتند و پردیس پشت سر آن‌ها، در پیاده‌رو و کنار شمشادها حرکت می‌کرد. به روایت یک منبع آگاه، ناگهان مأموری که پشت شمشادها پنهان شده بود، از فاصله‌ای بسیار نزدیک به سوی آنان شلیک کرد. پردیس از ترس دستش را بالا آورد؛ اما ساچمه‌ها به قلبش اصابت کردند. همراهانش نیز از ناحیه سر هدف قرار گرفتند و ده‌ها ساچمه به بدن‌شان نشست. آنان، در حالی که خود مجروح و در شوک بودند، پردیس را به بیمارستان رساندند. آن شب، ارتباطات تلفنی نیز قطع شده بود؛ شبی که برای خانواده، زمان معنای دیگری پیدا کرد و هر دقیقه‌اش با اضطراب و انتظار گذشت. پردیس فقط ۲۲ سال داشت. به‌تازگی نامزد کرده بود و قرار بود عید همان سال مراسم عقدش برگزار شود. لباس، کفش، حلقه و همه وسایلش را با شور و شوق آماده کرده بود. برای آینده‌اش ذوق داشت، برای روزهایی که قرار بود بیایند، برای زندگی‌ای که تازه می‌خواست آغاز کند. اما آن آینده هرگز نرسید. دختری جوان با این همه شوق زندگی، بی‌آن‌که فرصت کند رؤیاهایش را زندگی کند، جانش را از دست داد. پس از جان‌باختن پردیس، خانواده ناچار شدند پیکرش را از بیمارستان به خانه بیاورند؛ زیرا امکان تحویل رسمی وجود نداشت. پیکر او تا صبح در پارکینگ خانه ماند. نزدیکانش می‌گویند پردیس دختری جوان، ظریف و زیبا بود و خانواده در آن ساعات سخت، بیش از هر چیز نگران حرمت پیکر فرزندشان بودند. برای صدور مجوز دفن، خانواده با دشواری‌های فراوان روبه‌رو شدند و ناچار شدند پیکر را به پزشکی قانونی منتقل کنند. پس از کالبدشکافی نیز روزها آنان را معطل نگه داشتند. براساس اطلاعات رسیده به نراتا، بارها اعلام شد که پیکر آماده تحویل نیست و ابتدا پیکر نیروهای حکومتی تحویل داده خواهد شد. سرانجام، پس از چهار روز، بعد از اذان مغرب، پیکر پردیس را با همراهی دو مأمور تحویل دادند. مادرش، در میان آن همه داغ و بی‌پناهی، خطاب به مأموران گفت: «ما که کافریم، ولی شما که مسلمانید، مگر پیامبرتان نگفته پیش از غروب آفتاب باید دفن انجام شود؟ مگر موساد یا صهیونیست بچه مرا نکشته، پس چرا با ما چنین می‌کنید؟» مراسم خاک‌سپاری در فضایی کاملاً امنیتی، بدون تشریفات و تنها با حضور اعضای خانواده برگزار شد. پیکر نازنین پردیس را در قبرستان امامزاده شازده محمود دولت‌آباد اصفهان به خاک سپردند. اجازه برگزاری هیچ‌گونه مراسمی به خانواده داده نشد و پس از پایان خاک‌سپاری، از آنان خواسته شد محل را ترک کنند. خانه‌ قرار بود شاهد آماده شدن پردیس برای جشن عقدش باشد… خانه دیگر خانه نبود؛ هر گوشه‌اش یادآور دختری بود که قرار بود عروس شود و نشد. خانواده سرانجام خانه را فروختند و به محله‌ای دیگر رفتند. با این حال، به گفته نزدیکان، در ابتدای همان بن‌بست، بر دیوار کنار پیاده‌رو هنوز لکه‌های خون پردیس باقی مانده بود؛ ردی سرخی، جا مانده از شوق زیستن؛ زیست جوانی که به جای آغاز یک زندگی تازه، در خاک آرام گرفت. و آن دیوار، در سکوت، شاهد آخرین قدم‌های پردیس ماند.

منبع: نراتا · نویسنده: آوین · تاریخ نگارش: ۱۴۰۵/۰۵/۱۳ · مشاهده‌ی روایت اصلی

با اجازه‌ی نراتا و بی‌هیچ تغییری بازنشر شده است. همه‌ی حقوق این روایت از آنِ نویسنده و نراتاست.

آنچه می‌دانیم

سن
۲۲
محل
اصفهان
نام پدر
بهرام ↗

هنوز ثبت نشده: علت مرگ، تاریخ کشته شدن. به تکمیل این پرونده کمک کنید

اطلاعات محل خاکسپاری

نام آرامگاه
آرامگاه دولت آباد اصفهان

به تأیید و کامل کردن این رکورد کمک کنید

اگر پردیس محمدی دولت آبادی را می‌شناختید یا چیزی برای افزودن دارید، هر جزئیاتی کمک می‌کند. هرچه بفرستید پیش از انتشار بررسی می‌شود.

این فرد از خانوادهٔ من است · فرستادن مدرک · درخواست حریم خصوصی یا حذف

منابع و مدارک

هر فهرست نام‌ها و جاها را به شیوهٔ خودش نوشته است. ما آن‌ها را همان‌طور که نوشته شده‌اند نشان می‌دهیم.

منابع این نام (۲)
منبعنام، همان‌طور که نوشته شدهمحلتاریخ
فهرست رسمی دولت پردیس محمدی دولت آبادی — —
Narrata پردیس محمدی دولت آبادی — ۱۴۰۴/۱۰/۲۰
پست‌ها و ویدیوها (۱)

۱ پست پیدا شده است. هر پیوند در صفحهٔ اصلی خودش باز می‌شود.

اطلاعات رکورد

شمارهٔ رکورد
VB15B7E5
سطح شواهد
D نیازمند تأیید؛ هنوز منبع معتبری برای این نام پیدا نشده

افزوده‌شده در ۲۳ مهر ۱۴۰۵ · به‌روزشده در ۷ آبان ۱۴۰۵

گزارش خطا یا درخواست حذف · روش راستی‌آزمایی

پیام‌های یادبود

چند کلمه به یاد پردیس محمدی دولت آبادی بنویسید. پیام‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

برای پردیس محمدی دولت آبادی پیامی بنویسید…

چند کلمه به یاد پردیس محمدی دولت آبادی بنویسید. پیام‌ها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند. فقط پیام‌های کوتاه و محترمانه. اطلاعات شخصی و شماره تلفن ممنوع است.

امنیت شما مهم‌تر است: نام واقعی لازم نیست. آیا فرستادن امن است؟ · فرستادن ناشناس

منو

تنظیمات · حریم خصوصی

تنظیمات

امنیت

خروج سریعدو بار Esc را بزنید تا فوراً از سایت خارج شوید.
عنوان ناشناس برای زبانهزبانهٔ مرورگر به‌جای نام صفحه «یادداشت‌ها» را نشان می‌دهد.

انتخاب‌ها، نام‌های ذخیره‌شده و نسخه‌های آفلاین این سایت را پاک می‌کند، از حساب خارج می‌شود و سایت را می‌بندد. برگشت‌پذیر نیست.

زبان‌ها

نمایش

مصرف اینترنت

اینترنت کم‌مصرفعکس‌های فهرست‌ها پنهان می‌شوند و جلوه‌های حرکتی خاموش می‌شوند. مناسب اینترنت کند یا گران.

حساب کاربری

همهٔ تنظیمات · تنظیمات کوکی

از چه راهی می‌فرستید؟

چه چیزی نگه می‌داریم و چه کسی می‌بیند · راه‌های دیگر (ایکس، اینستاگرام)

گفت‌وگو

باز کردن در صفحهٔ کامل

مهربان باشید. حمله به دیگران، اطلاعات خصوصی و شماره تلفن ممنوع است. ناظران ممکن است پیام‌ها را پاک کنند.