Photo: Iran International
Amirhossein Khandouzi
امیرحسین خاندوزی
26 years old · Gorgan, Golestan
giovedì 8 gennaio 2026
Their story
26-year-old single man working at a private company, arrested by security forces on January 8, 2026 in Gorgan. His lifeless body was handed over to his family five days later on January 13, 2026. Family is under severe security pressure not to speak about how their son was killed and not to accept the official narrative of his death. This represents extrajudicial killing and gross human rights violation.
This text is available in English only.
What the sources recorded
- Iran Human Rights (IHRNGO): listed among cases verified by two or more sources
- iranvictims.com: died during the protest period
- IranTrial: کشتهشده
Their narrative
جاویدنام امیرحسین خاندوزی؛ در انتظار تو، کنار شمعها
امیرحسین خاندوزی، جوانی ۲۶ ساله و اهال روستای فندرسک در استان گلستان بود. ازدواج نکرده بود و در یک شرکت خصوصی کار میکرد. اطرافیانش او را به ادب و احترام میشناختند. او در سالهای اخیر پدرش را از دست داده بود و تنها از سایهٔ پرمهر مادر بهرهمند بود. سه روز مانده به تولدش در سال ۱۴۰۴، خانواده برای هجدهم دیماه برنامهای ساده و صمیمی در سر داشتند. قرار بود امیرحسین آخر شب به خانه برگردد، کیک بیاورند، شمعها را روشن کنند و همه دور هم جمع شوند تا تولدش را جشن بگیرند. شادی کوچکی در انتظارشان بود؛ از همان شادیهایی که ارزششان به سادگی لحظهها و حضور آدمهایی است که دوستشان داریم. کسی نمیدانست که آن شب، زندگی این خانواده را به دو بخش پیش و پس از خود تقسیم خواهد کرد؛ فاصلهای که دیگر هیچ تقویمی توان پر کردنش را نخواهد داشت. هجدهم دیماه ۱۴۰۴ همزمان با فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، امیرحسین نیز در اعتراضات گرگان شرکت کرد. اما برخلاف آنچه خانواده انتظار داشتند، آن شب به خانه بازنگشت. مأموران سرکوبگر جمهوری اسلامی او را بازداشت کردند و از آن پس، خانهای که چشمبهراه بازگشتش بود، در محاصرهی بیخبری قرار گرفت. انتظار، در ابتدا شاید به امید خبری کوتاه میگذشت؛ به امید شنیدن صدایی، پیدا شدن نشانی یا باز شدن دری که امیرحسین را به خانه بازگرداند. اما روزها گذشتند و هر روز، سایهی سنگینتری بر دل خانواده انداخت. پنج روز، خانواده میان امید و هراس معلق ماند. پنج روز که در آن، زمان با اضطراب و بیخبری اندازهگیری میشد. سرانجام، در ۲۳ دیماه، پیکر بیجانش را به خانواده تحویل دادند. آنچه در آن پنج روز بر امیرحسین گذشت، همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد. دربارهی احتمال شکنجه یا بدرفتاری با او در بازداشتگاه، اطلاعات قطعی و مستقلی در دست نیست. بااینحال، قتل او در دوران بازداشت توسط حکومت جمهوری اسلامی، ابهاماتی جدی دربارهی شرایط نگهداریاش و مسئولیت نهادهای بازداشتکننده در قبال حفظ جان او را مطرح میکند. ابهام دربارهی جزئیات آن روزها، خود بخشی از رنج خانواده است؛ رنجی که در پی بیپاسخ ماندن پرسشها، همچون زخمی عمیق و التیامنیافته، همچنان باقی مانده است. برای خانواده، روزهای پس از تحویل پیکر نیز آرامش به همراه نداشت. هنوز باید با حقیقتی کنار میآمدند که پذیرفتنش دشوار بود و در همان حال، با فشارهای امنیتی روبهرو بودند تا دربارهی چگونگی کشته شدن فرزندشان سخنی نگویند. از خانوادهای که در سوگ فرزندش به همراهی و همدلی نیاز داشت، انتظار میرفت سکوت کند؛ گویی میشد با بستن دهان بازماندگان، حقیقت را نیز در جایی دور از دسترس محبوس کرد. اما سوگ، همیشه در سکوت نمیماند. گاهی از میان اشکها، از دل خاطرهها و از کنار مزاری که نام عزیزی بر آن حک شده است، به صدا و فریاد جمعی تبدیل میشود. در مراسم چهلم جاویدنام، مردم گرگان و دیگر همراهان خانواده گرد مزار او حلقه زدند. حضورشان پاسخی بود به تنهاییای که فشارها میخواست بر خانواده تحمیل کند. گلهای رنگارنگ بر مزار جوانی نشسته بودند که نزدیکانش او را به ادب و احترام میشناختند؛ گلهایی که هرکدام، بیآنکه کلامی بگویند، از محبتی حکایت میکردند. اما در میان گلها، نشانههایی دیگر نیز دیده میشد: نمادهای یک اتاق عروسی و لباس دامادی. این نشانهها، مزار را به صحنهی رؤیایی ناتمام تبدیل کرده بودند؛ رؤیای زندگیای که هنوز فصلهای بسیاری پیش رو داشت. لباس دامادی، بیش از آنکه یادآور مراسمی برگزارنشده باشد، تصویر آیندهای بود که دیگر امکان تحقق نیافته بود؛ لباسی که شاید روزی امیرحسین میپوشید، در برابر خانواده میایستاد و لبخندش دل مادر را روشن میکرد. شاید خانه در آن روز با شادی دیگری پر میشد؛ شادی آغاز زندگی مشترک، امید به فردا و گشوده شدن دری تازه به روی سالهای پیش رو. در جریان مراسم، با پخش موسیقی، حاضران دستهای یکدیگر را گرفتند و حلقهای پیرامون مزار شکل دادند. در میان شیون و اشک مادر و دیگر بازماندگان، جمعیت به رقص سوگ برخاست؛ رقصی که در آن، اندوه از حرکت بازنمیایستاد و ایستادگی و عشق به امیرحسین در این رقص معنا مییافت. جای او در حلقه خالی بود، اما همین جای خالی به مرکز آن بدل شده بود. آن حلقه، تصویری از همراهی بود؛ دستهایی که به یکدیگر پیوند میخوردند تا هیچکس در سوگ تنها نماند. امیرحسین در آن جمع حضور جسمانی نداشت، اما نام و یادش میان آدمهایی میچرخید که برای گرامیداشت او آمده بودند. در آن لحظه، رقص، دیگر تنها حرکت بدنها با موسیقی نبود؛ شکلی از سوگواری جمعی بود، راهی برای بیان اندوه و پاسداری از خاطرهی جوانی که مرگش پرسشهای بیپاسخی بر جای گذاشته بود. حاضران، گلبرگهای پرپرشده و اسکناسهایی را به هوا افشاندند؛ حرکتی که حالوهوای جشن عروسی را به یاد میآورد، اما این بار در فضایی آمیخته با فقدان. در پایان مراسم، بادکنکهای سیاه و کبوترهای سفید به آسمان سپرده شدند. سیاهی بادکنکها، اندوه خانواده و سنگینی فقدان را با خود داشت و سفیدی کبوترها، تصویری از آرزوی آزادی بود. در میان همهی این صداها و تصویرها، صدای مادر امیرحسین از صفحه اینستاگرامش جنبهی شخصیتر این فقدان را بازتاب میدهد؛ مادر مینویسد: «امیرحسین عزیزم، از روزی که آمدی خانهمان پر از عشق شد و از روزی که رفتی، جای خالیات هیچوقت پر نمیشود... تو در دل ما زندهای؛ در خاطراتمان، در دعاهایمان، در هر گوشهای از خانه که بوی تو را دارد. این صفحه را ساختیم تا یاد تو بماند؛ تا لبخندت، مهربانیات و خاطرات زیبایت برای همیشه زنده بماند. پسرم... مادرت همیشه دوستت دارد و همیشه منتظرت میماند.»
This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.
Source: Narrata · Author: سپهر · Written ۱۴۰۵/۰۷/۲۴ · Read the original story
Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.
Part of these events
What we know
- Age
- 26
- Killed
- giovedì 8 gennaio 2026
- Place
- Gorgan, Golestan
- Father’s name
- حسن (in Persian) ↗
Not recorded yet: Cause of death. Help complete this record
We do not know yet where Amirhossein Khandouzi is buried. Help locate this grave
Do you know this person?
If you knew Amirhossein Khandouzi, or have something to add, every detail helps. Everything is reviewed before it is published.
This is my family member · Send evidence · Privacy or removal request
Sources & evidence
Each list spells names and places its own way. We show them as written.
How the sources recorded this name (5)
| Source | Name as written | Place | Date |
|---|---|---|---|
| Iran Human Rights (IHRNGO) | Amir Hossein Khandouzi | — | 2026-01-13 |
| Iran International | Amirhossein Khandouzi | Gorgan | 2026-01-08 |
| iranvictims.com [2] [3] [4] [5] [6] [7] | Amirhossein Khandouzi | Gorgan | 2026-01-08 |
| IranTrial | امیرحسین خاندوزی | گرگان | 1404/10/18 |
| Narrata | امیرحسین خاندوزی | — | ۱۴۰۴/۱۰/۲۳ |
Posts and videos (6)
6 posts found. Each link opens on its own site.
Record information
- Record number
- V03434E6
- Evidence tier
- A Recorded on two or more independent lists
Added 27 settembre 2026 · updated 21 ottobre 2026
Memorial messages
Leave a few words in memory of Amirhossein Khandouzi. Messages appear after moderation.
Write a message for Amirhossein Khandouzi…
Do you know Amirhossein Khandouzi? Add information or photos
A name, a photo or a single detail can help complete this record.
Add information or photos