The Iran Massacreکشتار دی ۱۴۰۴
This translation was made with the help of AI and has not yet been checked by a native speaker. English · فارسی
این صفحه به فارسی

Jafar Amiri Savadkouhi

جعفر امیری

35 years old · Zirab Savadkuh, Mazandaran

venerdì 9 gennaio 2026

CFamily and witnesses

#Jafar_Amiri_Savadkouhi#جعفر_امیری

Killed in Zirab Savadkouh by Islamic Republic terrorists

Add information

Their story

What the sources recorded

  • iranvictims.com: died during the protest period

Their narrative

جاویدنام جعفر امیری سوادکوهی

جعفر امیری سوادکوهی، ۳۵ ساله، اهل زیرآب سوادکوه در مازندران بود. از کودکی فوتبال بازی می‌کرد؛ پدرش از پیشکسوتان فوتبال سوادکوه بود و جعفر هم با همین علاقه بزرگ شد. نزدیکانش بیش از هر چیز، شوخ‌طبعی و مهربانی او را به یاد می‌آورند. میان مردم شهر نیز به خوش‌اخلاقی و ادب شناخته می‌شد. خانواده‌شان چهار نفر بود؛ جعفر، پدر، مادر و تنها خواهرش. او نسبت به مادر و خواهرش دلسوز بود و تا می‌توانست کارها را خودش انجام می‌داد. برای پیدا کردن شغلی ثابت هم تلاش زیادی کرد. دو سال در زیرآب مأمور قرائت کنتور آب بود؛ به خانه‌ها سر می‌زد و عدد کنتورها را ثبت می‌کرد، به امید آنکه در شرکت آب‌وفاضلاب ساری استخدام شود. در همان دوران، پدرش به سرطان روده مبتلا شد. جعفر پس از کار، او را از زیرآب برای شیمی‌درمانی به ساری می‌برد. گاهی شب را هم کنارش می‌ماند و صبح دوباره سر کار می‌رفت. هر کاری از دستش برمی‌آمد برای پدر انجام داد؛ میان کار و رفت‌وآمدهای درمان، فرصت استراحتش کم بود، اما مراقبت از او را رها نکرد. با همهٔ این تلاش‌ها، در اسفند ۱۴۰۳ پدر را از دست داد. پس از مرگ پدر، مسئولیت خانواده بر عهدهٔ جعفر افتاد. نمی‌خواست مادر و خواهرش سختی بکشند و هرچه از دستش برمی‌آمد برایشان انجام می‌داد. نزدیکانش می‌گویند برای گریه‌کردن از خانه بیرون می‌رفت، اما پیش آن‌ها باز جوک می‌گفت و می‌خندید. مادرش دلبستگی زیادی به او داشت و جعفر، با همهٔ اندوه خودش، همچنان او را می‌خنداند. در تیرماه ۱۴۰۴، به پیشنهاد جعفر، برای پدر مراسم «بیست‌وشش عیدماه» گرفتند؛ آیینی قدیمی در مازندران که به «عید مردگان» هم معروف است و خانواده‌ها در آن با گردهم‌آمدن و پخش غذا و خوراکی از درگذشتگانشان یاد می‌کنند. آش پختند و میان فامیل و آشنایان پخش کردند. آن سال، جعفر کنار مادر و خواهرش بود و آن‌ها نخستین تابستان پس از مرگ پدر را می‌گذراندند. اوایل پاییز ۱۴۰۴، جعفر در شرکت آب‌وفاضلاب ساری استخدام شد. برای رسیدن به این کار زحمت زیادی کشیده بود و حالا شغلی ثابت داشت. بیست‌وچهار ساعت کار می‌کرد و چهل‌وهشت ساعت آزاد بود. در فاصلهٔ شیفت‌ها هم به آژانس می‌رفت و مسافرکشی می‌کرد تا بتواند پس‌انداز کند. دی‌ماه ۱۴۰۴، مردم در اعتراض به شرایط نابسامان اقتصادی و اجتماعی کشور در شهرهای مختلف به خیابان آمده بودند. فراخوان سراسری شاهزاده رضا پهلوی برای حضور در خیابان‌ها در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی، با استقبال گستردهٔ مردم همراه شد. زیرآب سوادکوه نیز صحنهٔ اعتراض بود و نیروهای حکومتی برای سرکوب معترضان به سوی آن‌ها شلیک کردند. جعفر شامگاه جمعه ۱۹ دی، شیفت نداشت و با آژانس کار می‌کرد. آن شب تعدادی از مردم را به مقصد رساند و از آن‌ها کرایه نگرفت؛ با آنکه خودش در ساعت‌های آزادش کار می‌کرد تا پس‌اندازی داشته باشد. در تماسی با مادرش گفت: «نون گرفتم، دارم میام خونه.» در جریان اعتراضات، جعفر در گوشهٔ میدانی در زیرآب ایستاده بود که برق منطقه قطع شد. پس از قطع برق، تک‌تیراندازی از نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی از پشت به او شلیک کرد. گلوله به قلبش خورد و همان‌جا جان باخت. جعفر دیگر به خانه بازنگشت. یکشنبه ۲۱ دی، جمعیت زیادی از مردم سوادکوه برای خاک‌سپاری او آمدند. در میان جمعیت، کسانی مجمعه بر سر داشتند؛ سینی‌های بزرگی حاوی برنج، روغن، شیرینی و خوراکی‌های دیگر. برای جعفر رسم «مجمعه سر کردن» را به جا آوردند؛ رسمی محلی در سوگواری جوان مجرد. پیکر جعفر را در مزاری کنار پدرش به خاک سپردند. مراسم چهلم جعفر و نخستین سالگرد درگذشت پدرش را هم‌زمان برگزار کردند. جمعیت زیادی مادر و خواهرش را از خانه تا مزار همراهی کردند؛ در حالی که عکس جعفر و بادکنک‌های سیاه و سفید در دست داشتند. کنار مزار، بادکنک‌ها و کبوترها را به آسمان فرستادند. مادر، عکس پسرش را بالای سر گرفت و رقص سوگ کرد؛ حاضران دور او دست می‌زدند و گریه می‌کردند. در ویدئوی دیگری، مادرش در حیاط خانه نشسته است، رو به آسمان نگاه می‌کند و میان گریه و مویه با پسرش حرف می‌زند؛ پسری که پس از مرگ پدر، سرپرست خانواده شده بود و هنگام جان‌باختنش تنها سه ماه از استخدامش می‌گذشت. مادر و خواهرش در کمتر از یک سال، هر دوی آن‌ها را از دست دادند.. ماه‌ها از نبودن جعفر گذشت تا تابستان رسید و «بیست‌وشش عیدماه»را دوباره برگزار کردند. در فضایی باز و سرسبز، میان درختان، به یاد جعفر آش پختند و میان آشنایان پخش کردند. سال قبل، این مراسم به پیشنهاد خودش برای پدر برگزار شده بود. این بار، مادر و خواهرش مانده بودند و یاد دو عزیزی که کنار هم به خاک سپرده شده بودند.

This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.

Source: Narrata · Author: مهرشید · Written ۱۴۰۵/۰۷/۲۳ · Read the original story

Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.

Photos & videos

Jafar Amiri Savadkouhi
Photo: Narrata

What we know

Age
35
Killed
venerdì 9 gennaio 2026
Place
Zirab Savadkuh, Mazandaran
Born
martedì 24 luglio 1990 ↗

Not recorded yet: Cause of death. Help complete this record

We do not know yet where Jafar Amiri Savadkouhi is buried. Help locate this grave

Do you know this person?

If you knew Jafar Amiri Savadkouhi, or have something to add, every detail helps. Everything is reviewed before it is published.

This is my family member · Send evidence · Privacy or removal request

Sources & evidence

Each list spells names and places its own way. We show them as written.

How the sources recorded this name (2)
SourceName as writtenPlaceDate
iranvictims.com [2] Jafar Amiri Savadkouhi Zirab Savadkuh 2026-01-09
Narrata جعفر امیری — ۱۴۰۴/۱۰/۱۹
Posts and videos (2)

2 posts found. Each link opens on its own site.

Record information

Record number
V0649B3B
Evidence tier
C Based on family and witness reports

Added 27 settembre 2026 · updated 29 ottobre 2026

Report an error or ask for removal · How we verify

Memorial messages

Leave a few words in memory of Jafar Amiri Savadkouhi. Messages appear after moderation.

Write a message for Jafar Amiri Savadkouhi…

Leave a few words in memory of Jafar Amiri Savadkouhi. Messages appear after moderation. Short, kind messages only. No personal details or phone numbers.

Your safety comes first: no real name is needed. Is it safe to submit? · Sending anonymously

Menu

Settings · Privacy

Settings

Safety

Quick exitPress Esc twice to leave the site at once.
Discreet tab titleThe browser tab shows “Notes” instead of the page name.

Removes this site’s saved choices, saved names and offline copies, signs you out and leaves. This can’t be undone.

Languages

Appearance

Data use

Low data modeHides photos in lists and turns off motion. Best for slow or expensive connections.

Account

All settings · Cookie settings

How would you like to send it?

What we keep and who sees it · Other ways (X, Instagram)

Chat

Open full page

Be kind. No personal attacks, private details or phone numbers. Messages may be removed by moderators.