Photo: javidnaam.org — https://javidnaam.org/PersonDetail?id=69701ee5e2ed7fa7bcd1a8d3
Raha Behlouli Pour
رها بهلولی پور
23 years old · Tehran
venerdì 9 gennaio 2026
Their story
Shot with pellet rounds by Islamic Republic's suppressive forces between Fatemi and Hejab streets in Tehran. The pellets struck her heart and lungs. She was a Qashqai citizen and student of Italian Language and Literature at the University of Tehran.
This text is available in English only.
Where exactly: تهران
What the sources recorded
- iranvictims.com: died during the protest period
Their narrative
جاویدنام رها بهلولیپور؛ دانشجوی زبان ایتالیایی
رها(زهرا) بهلولیپور متولد ۳ آذر ۱۳۸۱ دانشجوی رشته مترجمی ایتالیایی در دانشگاه تهران و ساکن خوابگاه دانشجویی بود. او فرزند دوم خانواده ۴ نفره ایل قشقایی از فیروزآباد به تهران کوچ کرده بود. عمویش در مراسم چهلم رها گفت: «زندگی و آسمانی شدن رها مصداق واقعی زندگی تأثیرگذار بود. رها همان ماهی کوچولوی صمد بهرنگی است که از حوضچه و جویبار کوچک فیروزآباد، مسیر سخت و سنگلاخی طی کرد و به دانشگاه تهران رسید.» شیفته کتاب و واژگان، از رهایی میسرود. به نقل از عمویش وقتی برای تحویل وسایل او رفتند از دار دنیا تنها سه کتاب در کولهاش بود. در بیشتر شبکههای اجتماعی از جمله تلگرام، اینستاگرام rahaazah@ و ایکس rahaazah@ حضوری آگاهانه و اجتماعی داشت. فلسفه بهویژه فلسفه سیاسی را دوست داشت. به سینما، ادبیات و موسیقی علاقهمند بود و فیلمهایی را که میدید ثبت و در تلگرام نقد و تحلیل میکرد. دلباخته سینمای فرانسه بود و آهنگ "let's dance David boy "را دوست داشت. دوستانش او را اینگونه توصیف می کنند: «رها واقعا رها بود. دختری عاشق سبز و سیب، دختری که شیفته زندگی بود و تهران را همچون معشوق دوست داشت اما همین تهران دلفریب شاهد آخرین نفسهای گرم او و مقتل رویاهایش شد». از رهایی در باد و پیچش برگها مینوشت و با درختان عکس میگرفت. در یادداشتهایش از درختان نوشته است: «هیچ درختی بیشتر از درخت ایرج جنتی عطایی من رو ویرون نمیکنه، درختی که وقت تبر خوردن، به فکر خستگیهای پر پرندههاست؛ به فکر غربت مسافرهاست». در ویدیوهایش نشان میدهد در محیط دانشگاهها و فضاهای عمومی بدون حجاب اجباری پرشور و پرانرژی رها بودن را برگزیده بود. در پستهایش بارها بر مطالبات زنان، آزادی و برابری تأکید داشت. نوشتههایش نشانگر آگاهی او از رنجهایی است که زنان در این سرزمین متحمل میشوند. نوشتن از بیعدالتی را با هنر درآمیخته، از خستگی و فشار زیستن در شرایط سرکوب مینگاشت و در عین حال از زندگی و زیستن. بله، بارزترین ویژگی او شور زندگی بود و بارها زنده بودن و رویش انسانها را ستوده بود؛ «من خیلی طرفدار زندگیام». در کانال تلگرامش نقل قولی از اوریانا فالاچی آورده است: «من همیشه زندگی را دوست داشتهام. کسی که زندگی را دوست دارد هرگز نمیتواند خود را وفق دهد، تحمل کند یا مطیع شود که زندگی را دوست دارد. همیشه با تفنگی پشت پنجره ایستاده تا از زندگی دفاع کند. انسانی که سازگار میشود، تحمل میکند و فرمانبردار میشود دیگر آسان نیست.» او شامگاه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در تهران با شلیک ساچمه نیروهای سرکوبگر از ناحیه ریه مجروح شد و در روز بعد، ۱۹ دی، جان خود را از دست داد. آخرین پیام رها در کانال تلگرامش که در شرایط قطعی اینترنت منتشر شد، این بود: «یک لحظه وصل شدم و فقط میخوام بنویسم زن، زندگی، آزادی برای همیشه.» پیکر رها پس از کشته شدن در تهران به شهر زادگاهش فیروزآباد منتقل و به خاک سپرده شد. گزارشی از توانا و اینترنشنال شکوه مراسم چهلم رها که ۳۰ بهمن در فیروزآباد برگزار شد را نشان می دهد. در این مراسم، توسط مردم شریف رقص قشقایی همراه با ساز و دهل و همخوانی ترانه «وطنم ایران جوان» اجرا شد و سخنان عمویش، میهمانان را برانگیخت. خانوادهاش در مراسم چهلم با دستمالهای سبز به همراه نوای ساز و نقاره میرقصیدند و سوگواری میکردند. عمویش در این مراسم تأکید کرد که: « رها به هیچ حزب و سازمانی وابسته نبود. او گفت بینش و نگرش رها عمیقتر از آن بود که به حزب، گروه یا جریان سیاسی خاصی محدود شود. او یک کنشگر اجتماعی بود. او یک کنشگر فعال اجتماعی در حوزه بانوان بود. رها از محدودیتهای فرهنگی، از موانع سنتی و آیینهایی که زن را محدود میکند شکایت داشت. او طرفدار آزادی زنان بود. رها عاشق اشعار فروغ فرخزاد بود «باد ما را با خود خواهد برد». رها به تازگی سردبیر مجلهای شده بود که بنا بود در اولین شماره آن درباره زنان بنویسد. من از شما همکلاسیهای رها میخواهم که حتما این مجله را چاپ کنید و در آن از خاطرات رها بنویسید.» در گرامیداشت او در شبکه اینترنشنال با بیان قسمتی از نوشتههایش رها را چنین توصیف کرد: «زبانش نه خشمگین بود، نه مرگطلب. نه تهدید کرد و نه نفرت پخش میکرد. زبانش ساده بود، اما؛ دقیق. شاعرانه بود، اما تصنعی نبود. از درون ماجرا حرف میزد. از جایی که خودش وسط ماجرا ایستاده. برای او آدمها عدد نبودند. اسم بودند. اسم بازداشتیها را مینوشت چون میفهمید حذف دقیقاً از جایی شروع میشود که اسمها گم میشوند. جوانی پر از انرژی و شور زندگی بود شبیه بسیاری از جوانان دیگر. رها را کشتید چون وسط ترس زندگی را انتخاب کرده بود. مرگ را رمانتیک نکرد. از نفس کشیدن نوشت از ادامه دادن از اینکه هنوز میشود انسان ماند و این برای شما خطرناک بود. چون انسان بود و زندگی میخواست.» در گزارشی از بیبیسی تصاویری از دانشکده زبانهای خارجی منتشر شده که نشان میدهد که در روز ۴ اسفندماه دانشجویان با در دست داشتن عکس رها بهلولیپور، شعارهایی همچون «زن، زندگی، آزادی» و «هر یه نفر کشته شه، هزار نفر پشتشه» سر میدهند. روزنامه شرق در گزارشی در اینباره مینویسد: «متولد سال ۸۱ است. ۳۰ آذرماه سال بعد باید ورودش به ۲۴سالگی را جشن میگرفت، اما از او سنگ مزاری در آرامستان فیروزآباد فارس باقی مانده است؛ جایی که تنها ۵۰۰ متر با خانه پدریاش فاصله دارد و آخرینباری که برای دیدنش رفتند، دیدند روی «جاویدنام»ی که بالای سنگش نوشته شده است، به قصد پاککردن و محو شدن، رنگ پاشیده شده. مادر هر روز به دخترش سر میزند تا کسی درِ خانهاش را خراب نکند؛ مادری که ۴۰ روز است شیون میکند و اقوام نگران از دست رفتنش هستند. روایت آنها سنگین است. «رها»، دانشجوی ترم سوم زبان ایتالیایی دانشگاه تهران بود، ورودی مهر ۱۴۰۳. اهل فیروزآباد فارس. او کلاسهای فیلمنامهنویسی ثبتنام کرده بود و رویایی در سر داشت. نوزدهم دیماه ساعت ۷:۱۰ شب همراه با دوستانش از خوابگاهش در خیابان انقلاب بیرون میرود. آنطور که دایی شنیده، آنها یک گروه پنج، ششنفره بودند که قرار بود به سمت خانه یکی از دوستانشان بروند، چون احساس کرده بودند محیط خوابگاه امن نیست. آنها در پیادهراه خیابان فاطمی حرکت میکردند که ناگهان به سمت رها شلیک شد. آنچه به او برخورد کرد، از فاصله نزدیک بود. دوستان او را سوار موتوری میکنند و به نزدیکترین بیمارستان که مهر است، میرسانند، اما گلوله به قلب، شش و کلیهها اصابت کرده بود و در نهایت ساعت ۸:۳۰ شب نوزدهم دیماه جانش را از دست میدهد. خانواده تا ساعت چهار صبح از او بیخبر ماند. بامداد شنبه به خاله رها تلفن میکنند و خبر میدهند. دایی و سایر اعضای خانواده مادری هم باخبر میشوند. صبح به پدر رها خبر میدهند، «طاهره» مادر رها اما بیخبر مانده بود. او مدام با تلفن همراه دخترش تماس میگرفت و جوابی نمیگرفت. فهمیده بود بلایی سر دخترش آمده است. شنبه صبح پدر و عموی رها به تهران میرسند و ساعت شش بعدازظهر متوجه میشوند چه اتفاقی برای دخترشان افتاده. آن طرف در شیراز، اقوام به سمت خانه پدری رها در فیروزآباد حرکت میکنند و وقتی مقابل خانه میرسند، مادر دیگر دانسته بود که باید رخت عزا به تن کند. دایی میگوید که خانواده خواهرش، وضعیت اقتصادی چندانی ندارند، از متوسط به پایین هستند. پدر، برای راهآهن شیراز-بوشهر کار میکند و بهسختی دخترشان را برای ورود به دانشگاه آماده کرده بودند. رها برادری ۲۵ساله هم دارد که از روز واقعه تاکنون شرایط روحی نگرانکنندهای دارد و چندین نفر مراقبش هستند. تحویل پیکر رها سه روز طول میکشد و در نهایت ساعت یک بامداد روز سهشنبه پیکر به فیروزآباد میرسد. برنامه آنها برای خاکسپاری ساعت ۲: ظهر بود که بنا بر ملاحظات مقامات، ساعت هشت صبح شروع کردند و ساعت ۱۰:۳۰ تمام کردند. صبح سهشنبه روی شناسنامه رها، مهر فوتی نشست. دایی میگوید با اینکه اینترنت قطع بود اما خیلیها در مراسم شرکت کرده بودند. «رها» به رنگ سبز علاقه داشت و نامش را روی سنگ قبر سبز نوشتند و عنوانش شد «جاویدنام».» رها زیستن زیر سایه جمهوری اسلامی را اینطور توصیف کرد: «به آریا گفتم صادقانه هر روز صبح که از خوابگاه میرم بیرون، ته دلم مطمئن نیستم که شب برمیگردم.»
This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.
Source: Narrata · Author: آوین · Written ۱۴۰۵/۰۲/۲۳ · Read the original story
Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.
Part of these events
What we know
- Age
- 23
- Killed
- venerdì 9 gennaio 2026
- Place
- Tehran
- Cause of death
- Shotgun pellets (birdshot)
- Occupation
- دانشجوی ورودی 1403 زبان و ادبیات ایتالیایی دانشگاه تهران (in Persian) ↗
- Interests
- موسیقی، کتاب (in Persian) ↗
We do not know yet where Raha Behlouli Pour is buried. Help locate this grave
Do you know this person?
If you knew Raha Behlouli Pour, or have something to add, every detail helps. Everything is reviewed before it is published.
This is my family member · Send evidence · Privacy or removal request
Sources & evidence
Each list spells names and places its own way. We show them as written.
How the sources recorded this name (2)
Posts and videos (5)
5 posts found. Each link opens on its own site.
Record information
- Record number
- V0AA80EA
- Evidence tier
- C Based on family and witness reports
Added 27 settembre 2026 · updated 29 ottobre 2026
Memorial messages
Leave a few words in memory of Raha Behlouli Pour. Messages appear after moderation.
Write a message for Raha Behlouli Pour…
Do you know Raha Behlouli Pour? Add information or photos
A name, a photo or a single detail can help complete this record.
Add information or photos