Photo: Narrata
Peyman Haroun-Rashidi Lor
پیمان هارونرشیدی لر
32 years old · Isfahan
giovedì 8 gennaio 2026
This record needs verification — it is not fake or doubtful, it just needs another source. Can you help?
Shot to the heart by suppression forces in Isfahan, buried in Khomeini-shahr cemetery. From Jui-abad, Isfahan.
Their story
What the sources recorded
- iranvictims.com: died during the protest period
Their narrative
جاویدنام پیمان(کورش) هارونرشیدی
آسمان دیماه در اصفهان، سرد، سنگین و آبستن حادثه بود. در محلهٔ «جویآباد» خمینیشهر، خانهها در حصاری از خفقان و بیم فرو رفته بودند، اما در رگهای اهالی این منطقه، خون دیگری جریان داشت. خاک جویآباد سالها بود که با بوی غیرت و ایستادگی عجین شده بود. این محله، خانهی مردمانی از ایل بزرگ بختیاری بود که تاریخشان هرگز تسلیم و سکوت را در برابر ظلم به رسمیت نشناخته است. در میان تمام جوانان غیور این دیار، یکی بود که قامتش شبیه به بلوطهای کهنسال زاگرس، استوار و بلند بود؛ جوانی ۳۲ ساله به نام پیمان، که همه او را به نام اصیل و پرغرورش «کوروش» صدا میزدند. کوروش هارونرشیدی، پهلوانی لُر از طایفهٔ چهارلنگ بود. او از آن دست آدمهایی بود که مرام، معرفت و منش پهلوانیاش در چشمانش داد میزد. او با اشتغال به کار آزاد، نانآور خانهاش بود؛ دستهایش بوی زحمت و نان حلال میداد و در میان خانواده، اهل محل و ایل بختیاری، به عنوان جوانی ورزشکار، مردمی و تکیهگاهی امن شناخته میشد. او و همسرش زندگی ساده اما پر از امیدی را در قلب جویآباد ساخته بودند؛ زندگی کوچکی که آرزوهای بزرگی برای فرداهای روشن ایران در خود داشت. سالها قبل، در دیماه ۱۳۹۶ نیز پسرعموی او، جاویدنام اصغر هارونرشیدی، در همین محله با شلیک مستقیم نیروهای حکومتی جان خود را فدای آزادی کرده بود؛ حالا کوروش برمیخاست تا بیرق بر زمینافتادهی پسرعمویش را بهدست گیرد. چند روز پیش از ۱۸ و ۱۹ دیماه، شاهزاده رضا پهلوی از مردم خواست تا در یک اقدام اعتراضی هماهنگ، مشارکت کنند. او گفت: «ملت بزرگ ایران، چشم جهان به شما دوخته شده است. به خیابانها بروید و در صفوف بههمپیوسته، خواست خود را فریاد بزنید.» این فراخوان در میان مردم شهرهای مختلف ایران بازتاب یافت و فضای اعتراضی را بیش از پیش به خیابانها کشاند. در جویآباد نیز، در میان مردمانی که سالها با رنج و فشار دستوپنجه نرم کرده بودند، این دعوت رنگ دیگری داشت؛ و کوروش، که غیرت و تعلقش به زادگاه و مردمش زبانزد بود، تصمیم گرفت در کنار مردم معترض بایستد. غروب روز جمعه، ۱۹ دیماه ۱۴۰۴، نقطهی پرگار حادثه بود. جویآباد شبیه به انبار باروتی بود که با یک جرقه شعلهور شد. موج جمعیت معترض به خیابانها سرازیر شده بود و شعارهای آزادیخواهی، دیوارهای شهر را میلرزاند. جمعیت معترض، خشمگین و مصمم به سمت کلانتری ۱۳ جویآباد حرکت میکردند و کوروش، با قامت رشید و استوارش در صفوف اول، راه میپیمود، شجاع و بیباک، بدون ذرهای هراس از سایههای شومی که در تاریکی کمین کرده بودند. مأموران تا دندان مسلح حکومتی که از خشم و ارادهی فولادین مردم به وحشت افتاده بودند، در پشتبام کلانتری پناه گرفته بودند. لولههای سرد تفنگها، سینهی سرخ جوانان را نشانه رفته بود. هوا مسموم از گاز اشکآور و دود لاستیکهای سوخته بود. ناگهان فرمان شلیک صادر شد. صدای رگبار و شلیکهای پیاپی، آسمان شب را شکافت. در میان آن هیاهو و فریادها، تکتیراندازی با شقاوتی تمام، قامت بلند کوروش را هدف گرفت. گلولهی جنگی با سرعت شلیک شد و درست قلب پاک و پرتپش کوروش را شکافت. کوروش، بیآنکه فرصتی برای آخرین کلام داشته باشد، بر خاک افتاد و در آغوش دوستانش آخرین نفسهایش را کشید. اما ماجرای این حماسهی تلخ با جاویدنام شدن او در ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ تمام نشد؛ چرا که نهادهای سرکوبگر حتی از پیکر بیجان او واهمه داشتند. خانوادهی کوروش در برزخی از بیخبری، دلهره و راهروهای تاریک ادارات امنیتی سرگردان بودند. مادر و همسرش هر ثانیه را با خوندل گذراندند. نهادهای امنیتی با تهدید و فشار، سعی در پنهان کردن حقیقت داشتند. سرانجام در روز شنبه ۲۰ دیماه ۱۴۰۴ پیکر پاک کوروش را تحت شدیدترین تدابیر امنیتی و به شرط سکوت محض تحویل دادند. آنها مأموران مسلح خود را به آرامستان خمینیشهر اعزام کردند تا مانع از حضور ایل بزرگ بختیاری و طنینانداز شدن نوای غمانگیز «گاگریو» (عزاداری بختیاری) شوند. در غریبانهترین و خلوتترین حالت ممکن، در حضور تعداد انگشتشماری از نزدیکان، پیکر کوروش در آغوش خاک آرام گرفت. نیروهای امنیتی گمان میکردند با دفن کردن او، صدایش را خاموش کردهاند؛ اما آنها فراموش کرده بودند که کوروش هارون رشیدی، بذری بود که در خاک آزادی کاشته شد. در مراسم چهلم او، با وجود تمام تهدیدها و فضای امنیتی، ایل او و مردم شریف جویآباد گرد مزارش حلقه زدند و نوای سوزناک نی و سرودهای حماسی بختیاری را سر دادند.
This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.
Source: Narrata · Author: سایه · Written ۱۴۰۵/۰۷/۰۲ · Read the original story
Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.
Photos & videos
Part of these events
What we know
- Age
- 32
- Killed
- giovedì 8 gennaio 2026
- Place
- Isfahan
- Cause of death
- Gunshot wound
- Born
- mercoledì 22 dicembre 1993 ↗
- Place of death
- جوی آباد، اصفهان (in Persian) ↗
Burial details
- Cemetery
- آرامستان خمینیشهر (همایونشهر) اصفهان
Help verify and complete this record
If you knew Peyman Haroun-Rashidi Lor, or have something to add, every detail helps. Everything is reviewed before it is published.
This is my family member · Send evidence · Privacy or removal request
Sources & evidence
Each list spells names and places its own way. We show them as written.
How the sources recorded this name (2)
| Source | Name as written | Place | Date |
|---|---|---|---|
| iranvictims.com | Peyman Haroun-Rashidi Lor | Isfahan | 2026-01-08 |
| Narrata | پیمان هارونرشیدی لر | — | ۱۴۰۴/۱۰/۱۹ |
Posts and videos (1)
1 posts found. Each link opens on its own site.
Record information
- Record number
- V0C621DE
- Evidence tier
- D Needs verification — no trusted source has been found for this name yet
Added 27 settembre 2026 · updated 29 ottobre 2026
Memorial messages
Leave a few words in memory of Peyman Haroun-Rashidi Lor. Messages appear after moderation.
Write a message for Peyman Haroun-Rashidi Lor…
Do you know Peyman Haroun-Rashidi Lor? Add information or photos
A name, a photo or a single detail can help complete this record.
Add information or photos