Photo: Narrata
Their story
No account of how Asal Shafiei was killed has been recorded yet. If you know what happened, tell us.
What the sources recorded
- Iran Human Rights (IHRNGO): listed among cases verified by two or more sources
Their narrative
جاویدنام عسل شفیعی؛ گریه نکن، به من افتخار کن
شبی که خیابانهای ایران بوی ترس و شجاعت میداد، دختری ۲۱ساله لباسهایش را میپوشد، بند کفشهایش را میبندد و آمادهی رفتن میشود. در چهارچوب در میایستد، رو به دوربین لبخند میزند، دستهایش را بالا میبرد و علامت پیروزی نشان میدهد. سپس از خانه خارج میشود؛ تصویری کوتاه که حالا به آخرین تصویر ثبتشده از او در خانه تبدیل شده است. عسل شفیعی در نازیآباد تهران به دنیا آمد. همراه پدر، مادر و خواهرش زندگی میکرد و فرزند اول خانواده بود؛ دختری که هم مسئولیتهایش را میشناخت و هم دلبستگی عمیقی به خانوادهاش داشت. ایران برای او فقط نام یک سرزمین نبود؛ در حرفها، دغدغهها و نوشتههایش حضور داشت. آنچه در کشور میگذشت را با حساسیت دنبال میکرد، دربارهاش مینوشت و نسبت به آن بیتفاوت نبود. رد این دلبستگی را میتوان در نوشتهها و صفحهی شخصیاش دید؛ جایی که از ایران، مردمش و آیندهای که برای آن آرزو میکرد، حرف زده بود. در نوشتههایش از باورها و دیدگاههایش نیز آشکارا دفاع میکرد و مواضع مشخصی داشت. در یکی از توییتهایش نوشته بود: «بهعنوان یه فمینیست رادیکال باید بگم جاوید شاه.» یکی از جملههایی که از او به یاد مانده این است: «اگه من نرم، کی حق ما رو از اینها میگیره؟» دانشجوی سال آخر رشتهی مهندسی کامپیوتر دانشگاه تهران شرق بود. اگر میماند، امسال فارغالتحصیل میشد. چند ماه پیش از دیماه، دربارهی مرگ خودش حرف زده بود. گفته بود: «اگر اتفاقی برای من افتاد، عکسهای قشنگم را بگذارید؛ یکوقت اسمم را در لیست شهیدان اینوری نذارید.» ۱۸ دی ۱۴۰۴، همزمان با فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، برای آخرینبار از خانه خارج شد. ساعت ۷:۳۰ راهی خیابان شد و ساعت ۸:۱۴ در پیامی نوشت: «خیلی شلوغه». این آخرین پیام باقیمانده از اوست. تا حوالی ساعت ۱۱ شب، چشمانتظار بازگشتش بودند. بعد از آن، شب دیگر شکل عادی نداشت. خیابانها را گشتند، مسیرهایی را که احتمال میدادند از آن گذشته باشد دنبال کردند و صبح روز بعد دوباره جستوجو را از سر گرفتند. روزهای بعد میان پلیس پیشگیری، آگاهی شاپور، کلانتریهای فشافویه و هر جایی که احتمال میدادند نشانی از او داشته باشد گذشت. بارها رفتند و برگشتند؛ هر بار با امیدی کوچک و هر بار بیخبرتر از قبل. ۲۴ دیماه برای چندمینبار به دادگاه انقلاب رفتند. آنجا کد ملی او را بررسی کردند و گفتند نام عسل شفیعی در هیچیک از فهرستها، ثبت نشده است. این پاسخ، به جای روشن کردن مسیر، بیخبری را سنگینتر کرد. در روزهای نخست، پزشکی قانونی آخرین جایی بود که کسی میخواست به آن فکر کند. هنوز امیدی بود؛ امیدی که نمیگذاشت نبودن او پذیرفته شود. تصور اینکه باید نامش را میان جانباختگان جستوجو کنند، برای خانواده قابل تحمل نبود. در نهایت، با کدی که برای مراجعه به کهریزک دریافت شده بود، راهی آنجا شدند. کهریزک در آن روزها نماد جنایت و کشتار بود؛ مردمانی بیدفاع که در پلاستیکهای مشکی پیچیده شده بودند و در گوشهوکنار آنجا رها شده بودند. کهریزک نماد مرگ و جنگی نابرابر بود؛ آنجا که زندگی از تپش ایستاده بود و مردمی سرگردان در میان آن سیاهی، به دنبال عزیزانشان میگشتند. میان آن همه اضطراب و بیخبری، مانیتوری تصاویر کشتهشدگان را یکی پس از دیگری نمایش میداد؛ مانیتوری که بیشرمانه و عریان، مرگ انسانیت را به نمایش گذاشته بود. تصاویری که برای بسیاری از خانوادهها پایان جستوجو و آغاز سوگواری بود. همانجا، روی همان مانیتور، تصویر او نیز ظاهر شد. جستوجویی که با امید به زنده بودنش آغاز شده بود، در برابر آن تصویر به پایان رسید. هنوز روشن نیست در آخرین ساعتهای زندگیاش چه بر او گذشته است. معلوم نیست پس از آخرین پیامش چه مسیری را طی کرد، کجا زخمی شد و آخرین لحظههای زندگیاش چگونه سپری شد. از لحظهای که آخرین پیامش را فرستاد تا زمانی که تصویر چهرهاش روی مانیتور کهریزک بین کشتهشدگان به دست جمهوری اسلامی ظاهر شد، فاصلهای است پر از پرسشهای بیپاسخ. متعلقات شخصیاش نیز هرگز به خانواده بازگردانده نشد. اما آنچه از او باقی مانده، فراتر از چند وسیلهی شخصی است؛ یاد دختری ۲۱ ساله که ایران در دغدغهها، نوشتهها و آرزوهایش حضور داشت، برای آنچه به آن باور داشت ایستادگی کرد و آیندهای را آرزو میکرد که هرگز فرصت دیدنش را پیدا نکرد.
This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.
Source: Narrata · Author: نورا · Written ۱۴۰۵/۰۳/۲۹ · Read the original story
Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.
Photos & videos
What we know
- Age
- 21
- Killed
- venerdì 9 gennaio 2026
- Place
- Tehran
- Born
- sabato 22 maggio 2004 ↗
Not recorded yet: Cause of death. Help complete this record
Burial details
- Cemetery
- بهشت زهرا
- Section
- 48
- Row
- 87
Do you know this person?
If you knew Asal Shafiei, or have something to add, every detail helps. Everything is reviewed before it is published.
This is my family member · Send evidence · Privacy or removal request
Sources & evidence
Each list spells names and places its own way. We show them as written.
How the sources recorded this name (2)
| Source | Name as written | Place | Date |
|---|---|---|---|
| Iran Human Rights (IHRNGO) | Asal Shafiei | — | 2026-01-09 |
| Narrata | عسل شفیعی | — | ۱۴۰۴/۱۰/۲۵ |
Posts and videos (0)
No posts or videos have been recorded for this name yet.
Record information
- Record number
- V0F8EB8D
- Evidence tier
- B Recorded on one trusted list
Added 27 settembre 2026 · updated 29 ottobre 2026
Memorial messages
Leave a few words in memory of Asal Shafiei. Messages appear after moderation.
Write a message for Asal Shafiei…
Do you know Asal Shafiei? Add information or photos
A name, a photo or a single detail can help complete this record.
Add information or photos