Photo: Iran International
19-year-old who disappeared on Friday 19 Dey, was returned to his family after 20 days on 9 Bahman with signs of torture on his body from Kahrizak. His body was buried in Behesht Zahra cemetery with his family and amid applause.
Their story
What the sources recorded
- iranvictims.com: died during the protest period
Their narrative
جاویدنام طاها سلیمانی؛ بترسید از آه مادران داغدار
هشت سال انتظار، سرانجام به تولد دو فرزند رسید؛ دوقلوهایی که با هم به دنیا آمدند و قرار بود سالهای بسیاری را کنار هم زندگی کنند. اما دیماه ۱۴۰۴، سرنوشت این دو را از هم جدا کرد؛ یکی ماند و دیگری، پیش از رسیدن به نوزدهسالگی، برای همیشه از زندگیاش رفت. از یکی از تولدهای دوقلوها ویدیویی مانده. کیکی سفید با پاپیونهای سرمهای و دستهگلی سفید کنارش. طاها کلاه به سر و هودی سفید به تن، کنار خواهر دوقلویش میرقصد. طاها مازندرانی بود و از تشریفات گریزان. اگر کسی «آقا طاها» صدایش میکرد، تصحیحش میکرد: «طاها، نه آقا طاها.» رپ گوش میداد، پرسپولیسی بود و گربهها را دوست داشت. در عکسی که از او مانده، رو به دوربین لبخند میزند. در عکس دیگری، جلوی آینه کنار خواهرش ایستاده، بلندتر از او، با سویشرتی تیره و یک دست در جیب. او در شامگاه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴، به فراخوان شاهزاده رضا پهلوی برای شرکت در اعتراضات، از خانه بیرون رفت و به آریاشهر تهران رسید، جایی که مردم برای آزادی آمده بودند و صدایشان لابهلای شلیکها و دود گاز اشکآور میپیچید. با شروع تیراندازی، جمعیت بههم ریخت و طاها در همان محدوده گم شد. خواهر دوقلویش آن شب تمام خیابانهای اطراف خانه را زیر پا گذاشت و ردی از او نیافت. جستوجو تمام نشد؛ روز به روز ادامه یافت، خانواده نه خبری شنید و نه نشانی یافت. بیستویک روز بعد، پیکرش را در کهریزک پیدا کردند و به خانواده تحویل دادند. روی پوشش پیکر یک واژه نوشته بودند: «ناشناس». بر تنش کبودی بود و سوختگی و دو گلوله در پهلو. آن واژه درست نبود. او ناشناس نبود، او طاها سلیمانی بود و عزیزکردهی خانوادهای که بیستویک روز در جستجویش هر لحظه خون دل خوردند. پیکر را برای خاکسپاری آماده کردند، پیچیده در پارچه. داییاش بالای سرش ایستاد، انگشتانش را به نشان پیروزی بالا برد و فریاد زد: «به نام یزدان، به نام طاها سلیمانی.» او را میان فریاد و اشکهای خانواده و شعارهای جمعیت به خاک سپردند. طاها عاشق موهای خواهر دوقلویش بود. موقع خاکسپاری، خواهرش تکهای از موهایش را برید و همراه پیکر او دفن کرد. چند روز بعد، پدربزرگ طاها هم تاب این اندوه را نیاورد و از دنیا رفت. در چهلمین روز نبودن طاها، مادرش در لباس سیاه، با دستهای حنابسته سوگوارانه رقصید، عکس پسرش را در دست گرفت و گفت: «بترسید از آه مادران داغدار.»
This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.
Source: Narrata · Author: کهن · Written ۱۴۰۴/۱۲/۱۲ · Read the original story
Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.
Photos & videos
What we know
- Age
- 19
- Killed
- giovedì 29 gennaio 2026
- Place
- Tehran
- Cause of death
- Torture
- Born
- domenica 3 giugno 2007 ↗
Burial details
- Cemetery
- بهشت زهرا
- Section
- 51
- Row
- 39
- Number
- 33
Do you know this person?
If you knew Taha Soleimani, or have something to add, every detail helps. Everything is reviewed before it is published.
This is my family member · Send evidence · Privacy or removal request
Sources & evidence
Each list spells names and places its own way. We show them as written.
How the sources recorded this name (3)
Posts and videos (8)
8 posts found. Each link opens on its own site.
- javanmardi77 Post · Telegram Not yet reviewed
- @i Post · X Not yet reviewed
- RememberTheirNames Post · Telegram Not yet reviewed
- instagram.com Post · Instagram Not yet reviewed
- instagram.com Post · Instagram Not yet reviewed
- @fseifikaran Post · X Not yet reviewed
- instagram.com Post · Instagram Not yet reviewed
- @0anemone21 Post · X Not yet reviewed
Record information
- Record number
- V1994E75
- Evidence tier
- B Recorded on one trusted list
Added 27 settembre 2026 · updated 29 ottobre 2026
Memorial messages
Leave a few words in memory of Taha Soleimani. Messages appear after moderation.
Write a message for Taha Soleimani…
Do you know Taha Soleimani? Add information or photos
A name, a photo or a single detail can help complete this record.
Add information or photos