The Iran Massacreکشتار دی ۱۴۰۴
This translation was made with the help of AI and has not yet been checked by a native speaker. English · فارسی
این صفحه به فارسی

Mohammad Behrouzi

محمد بهروزی

25 years old · Lorestan

giovedì 8 gennaio 2026

ATwo or more independent lists

Named on the government’s official list (row 2079)

#Mohammad_Behrouzi#محمد_بهروزی

Mohammad Behrozi, 25 years old, died on Janurary 8 in the city of Aligudarz, Lorestan province.

Add information

Their story

What the sources recorded

  • Iran Human Rights (IHRNGO): listed among cases verified by two or more sources
  • iranvictims.com: died during the protest period

Their narrative

جاویدنام محمد بهروزی؛ بغض زاگرس و داغ بی‌پایان پدر

سپیده‌دم آرام‌آرام بر کوه‌های زاگرس می‌نشیند. در الیگودرزِ لرستان، هنوز هوا رنگ شب را با خود دارد و نخستین پرتوهای آفتاب، راهی از میان کوه‌ها باز نکرده‌اند. شهر در سکوت صبحگاهی فرو رفته است؛ اما برای بعضی‌ها، روز خیلی زودتر از طلوع خورشید آغاز می‌شود. در همین ساعت‌های زودهنگام، جوانی از ایل بساک روزش را آغاز می‌کند؛ جوانی ۲۵ ساله به نام محمد بهروزی. از کودکی، کار بخش جدانشدنی زندگی‌اش بوده است. سختی‌ها را به جان می‌خرید تا سفره‌ی خانواده‌اش خالی نماند. چند سالی بود که در یک مغازه‌ی کوچک سیم‌پیچی موتورهای برقی کار می‌کرد، مغازه‌ای که بوی روغن و سیم سوخته، با تلاش بی‌صدای او درهم آمیخته بود. گاهی خستگی تا مغز و استخوانش نفوذ می‌کرد. او هم مثل هم‌سن‌وسالانش آرزوهایی در سر داشت، اما چرخ زندگی‌شان سخت می‌چرخید و دستشان تنگ بود. روزگار از او خواسته بود پیش از آن‌که جوانی کند تکیه‌گاه خانه باشد. هر بار که چین‌های چهره‌ی خسته‌ی مادر و سکوت سنگین و پرمعنای پدر را در برابر تنگناهای زندگی می‌دید بی‌آنکه چیزی بگوید از جا برمی‌خاست، دست‌هایش را روی سیم‌ها می‌گذاشت و دوباره ادامه می‌داد تا مبادا چراغ آن خانه کم‌فروغ شود. دردها و دلتنگی‌هایش را در صندوقچه‌ی دل مهر و موم می‌کرد و هرگز لب به گلایه نمی‌گشود. با وجود سختی‌ها، در آغاز جوانی‌اش صداقت از تمام رفتارش پیدا بود. در نگاهش حیا و آرامشی خاص موج می‌زد؛ طوری که هر کس فقط یک‌بار با او هم‌کلام می‌شد، پاکی‌اش را از یاد نمی‌برد. زمستان در دامنه‌های زاگرس و لرستان قصه‌ی برف و سکوت است. کوه‌ها در سپیدی فرو می‌روند و باد آهسته از دلتنگی‌های زمین می‌گوید. گویی زمستان اندوهی دیرینه است که در جان طبیعت ریشه دوانده است. اما دی‌ماه ۱۴۰۴ با همهٔ سال‌های پیش فرق دارد؛ تب‌وتاب اعتراضات و اعتصاب‌ها، سوز و سرمای زمستان را از یاد می‌برد. در ۱۸ دی‌ماه محمد هم‌زمان با فراخوان شاهزاده رضا پهلوی همگام با بسیاری از همشهری‌های خود در الیگودرز به خیابان آمد. او همراه جمعی از مردم حرکت می‌کرد و وقتی جمعیت به خیابان پونه‌زار رسیدند، نیروهای سرکوب‌گر حکومتی مستقیم به سوی مردم آتش گشودند. همان‌جا بود که از پشت سر گلوله‌ی ساچمه‌ای پهلوی محمد را نشانه گرفت و او را نقش بر زمین کرد. هنوز درد و زخم آن لحظه بر پیکرش سنگینی می‌کرد که خشونت ادامه یافت. بنا بر گفته‌ی یکی از آشنایان، نیروهای سرکوب‌گر رژیم بر بالای سر پیکر افتاده‌اش رسیدند و این بار گلوله‌ی جنگی مستقیم بر سینه‌اش نشاندند. با فروکش کردن هیاهوی آن روز، اندوهی سنگین بر خانه سایه انداخت. جوانی که آن روز از خانه بیرون رفته بود، دیگر به خانه برنگشت. روز وداع فرا رسید و خانواده، بستگان و آشنایان گرد هم آمدند تا آخرین همراهی را با او داشته باشند. ماشین حمل پیکر با حلقه‌ای از گل‌های سفید و زرد، آرام در میان حزنِ نگاه‌های آشنا پیش آمد. تابوت آهنین بر شانه‌های مردانی قرار گرفت که داغی سهمگین بر سینه داشتند. در میان سوگواران، پدرش علی‌نقی، که قامتش زیر بار این مصیبت خم شده بود، دست بر پیشانی کشید و زانو زد؛ گویی توان ایستادن در برابر حقیقتی چنین تلخ را از دست داده بود. در آن لحظه، هیچ کلامی نمی‌توانست سنگینی داغ او را وصف کند؛ پدری که باید فرزندش را به خانه بازمی‌گرداند، اکنون برای سپردن پیکر او به خاک آمده بود. امروز پیکر محمد در آرامگاه ابدی‌اش آرمیده است. بر سنگ مزار سیاه‌رنگش، تصویر او با چوقا و کلاه خسروی در کنار نقش «بردشیر» (شیر سنگی بختیاری) و بیت شعر «شیرمردان که بمیرند جامه نباید درید» نقش بسته است. واژه‌های «جوان ناکام» و «جاویدنام» نیز بر سنگ تاریک مزارش می‌درخشند؛ دو واژه که در کنار تاریخ تولد و درگذشت او، حکایت زندگی کوتاه جوانی او را بازگو می‌کنند. ماه‌ها از آن روز گذشته، اما تقویم خانه‌ دیگر ورق نخورده است. پدر آرام نمی‌گیرد؛ داغ این جوان عزیز، نه سرد می‌شود و نه کهنه. هر گوشه از خانه را که نگاه می‌کند، محمد جلوی چشمش زنده می‌شود؛ پیوسته می‌گرید و بی‌تابی می‌کند؛ چراکه برای او، گذشت روزها به معنای فاصله گرفتن از داغ نیست. جای خالی فرزند، هر روز به شکلی تازه خود را نشان می‌دهد و خاطره‌ی او در ساده‌ترین لحظه‌ها دوباره جان می‌گیرد. محمد رفت، اما با همان استواریِ اصیلِ ایل بساک و قامتی که تا آخرین نفس خم نشد، یادش بر تارکِ صخره‌های زاگرس و خاطره‌ی این سرزمین ماندگار شد.

This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.

Source: Narrata · Author: مهتاب · Written ۱۴۰۵/۰۷/۰۲ · Read the original story

Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.

Photos & videos

What we know

Age
25
Killed
giovedì 8 gennaio 2026
Place
Lorestan
Cause of death
Gunshot wound
Father’s name
علی نقی (in Persian) ↗
Born
domenica 7 maggio 2000 ↗

We do not know yet where Mohammad Behrouzi is buried. Help locate this grave

Names and spellings

Name on this record
محمد بهروزیMohammad Behrouzi

How the sources wrote the name

  • Mohammad Behroozi
    Iran International, iranvictims.com

People are often known by more than one name, or a nickname, and sources spell names differently. All of these refer to this one person. Know another name this person was called?

Do you know this person?

If you knew Mohammad Behrouzi, or have something to add, every detail helps. Everything is reviewed before it is published.

This is my family member · Send evidence · Privacy or removal request

Sources & evidence

Evidence & links

Each list spells names and places its own way. We show them as written.

How the sources recorded this name (5)
SourceName as writtenPlaceDate
Iran Human Rights (IHRNGO) Mohammad Behrouzi — 2026-01-08
Iran International Mohammad Behroozi Lorestan 2026-01-08
iranvictims.com [2] [3] [4] Mohammad Behroozi Lorestan 2026-01-08
IranTrial محمد بهروزی الیگودرز 1404/10/18
Narrata محمد بهروزی — ۱۴۰۴/۱۰/۱۸
Posts and videos (3)

3 posts found. Each link opens on its own site.

Record information

Record number
V364B810
Evidence tier
A Recorded on two or more independent lists

Added 27 settembre 2026 · updated 29 ottobre 2026

Report an error or ask for removal · How we verify

Memorial messages

Leave a few words in memory of Mohammad Behrouzi. Messages appear after moderation.

Write a message for Mohammad Behrouzi…

Leave a few words in memory of Mohammad Behrouzi. Messages appear after moderation. Short, kind messages only. No personal details or phone numbers.

Your safety comes first: no real name is needed. Is it safe to submit? · Sending anonymously

Menu

Settings · Privacy

Settings

Safety

Quick exitPress Esc twice to leave the site at once.
Discreet tab titleThe browser tab shows “Notes” instead of the page name.

Removes this site’s saved choices, saved names and offline copies, signs you out and leaves. This can’t be undone.

Languages

Appearance

Data use

Low data modeHides photos in lists and turns off motion. Best for slow or expensive connections.

Account

All settings · Cookie settings

How would you like to send it?

What we keep and who sees it · Other ways (X, Instagram)

Chat

Open full page

Be kind. No personal attacks, private details or phone numbers. Messages may be removed by moderators.