Fereshteh Keshavarzi Kalehkaleh
فرشته کشاورزی کله کله
49 years old · Tehran
venerdì 9 gennaio 2026
Their story
No account of how Fereshteh Keshavarzi Kalehkaleh was killed has been recorded yet. If you know what happened, tell us.
What the sources recorded
- Iran Human Rights (IHRNGO): listed among cases verified by two or more sources
Their narrative
جاویدنام فرشته کشاورزی کلهکله؛ جمعهای که برنگشتم
نوزدهم دی از همون جمعههای دلگیر زمستون بود. از صبح این آهنگ تو سرم میچرخید. میگفتن دیشب خیلی از همشهریها و هموطنهام پرپر شدن، عین برگ درخت افتادن. با خودم کلنجار میرفتم. برم یا نرم. شوهرم رو نگاه کردم. چیزی نگفتم. تو دلم داشتم با خودم حرف میزدم: من بمونم تو خونه، اونوقت این همه جوون تو خون بغلطن؟ حیفه، حیفه که جوونهای مردم برن و ما تو خونه بشینیم. بچههام خواب بودن. رفتم بالای سرشون. دخترم دستش رو گذاشته بود زیر صورتش. دولا شدم و بوسش کردم. پسرم پتو رو لگد زده بود کنار. یه لحظه فکر کردم شاید بمونم. بعد یاد اون جوونها افتادم که دیشب رو خاک افتاده بودن و فکر کردم این بچهها دارن تو چه دنیایی بزرگ میشن، اگه من هم بشینم. به خاطر آیندهی بهترِ همین دوتا، امشب میرم. شال آبیم رو برداشتم و عینکم رو زدم. تو آینه یه لحظه به خودم نگاه کردم. زنی که بیشتر عمرش رو صرف همین خونه و همین بچهها کرده بود، حالا داشت میرفت وسط خیابون، وسط جمعیتی که همه یه چیز میخواستن: اینکه دیگه کسی رو تو خون نبینن. مارلیک شلوغ بود. صدا از هر طرف میاومد. دست یکی رو گرفتم. بعد دست یکی دیگه رو. یه لحظه حس کردم قویترم از هر وقت دیگهای تو زندگیم. بعد صدای شلیک. یکی، دوتا، سهتا. همه دویدن. من هم میخواستم بدوم. سرم رو بلند کردم که ببینم بچهها کجان. انگار هنوز باورم نشده بود که اون بچهها خونهان، تو تختخوابشون. بعد دیگه چیزی نبود. نه صدا، نه نور، نه سرما و نه اون آهنگ لعنتی که از صبح تو سرم بود. حالا تو پرندم. دور از اون خونه، دور از اون دو تا بچه که صبح از خواب بیدار شدن و مادرشون رو صدا زدن و کسی جواب نداد. شوهرم هنوز میاد سر مزارم. میدونم چون وقتی میاد، هوا رو حس میکنم که عوض میشه. اما صداش رو نمیشنوم. فقط سکوت هست، باد و یه سنگ که اسمم روش نوشته شده. فرشته کشاورزی بودم. فرزند طاقبستان، غریبی که در دیار دیگه دنبال آینده و آرامش بود. یه جمعه رفتم که یه جوون کمتر تو خون بغلطه. برنگشتم، اما فکر میکنم اگه اون شب رو دوباره داشتم، بازم همون تصمیم رو میگرفتم. اگه دوباره صدای جوونی از خیابان بیاد، باز هم دلم آروم نمیگیره چون بعضی مادرها فقط برای فرزندان خودشون مادر نیستند. برای یک وطن مادرند. نامم فرشته بود. و یک جمعه، میان دود و خون و فریاد، جاودانه شدم.
This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.
Source: Narrata · Author: میخک سپید · Written ۱۴۰۵/۰۴/۱۰ · Read the original story
Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.
What we know
- Age
- 49
- Killed
- venerdì 9 gennaio 2026
- Place
- Tehran
- Father’s name
- عباس (in Persian) ↗
- Place of death
- مارلیک، کرج (in Persian) ↗
Not recorded yet: Cause of death. Help complete this record
Burial details
- Cemetery
- آرامستان پرند
Do you know this person?
If you knew Fereshteh Keshavarzi Kalehkaleh, or have something to add, every detail helps. Everything is reviewed before it is published.
This is my family member · Send evidence · Privacy or removal request
Sources & evidence
Each list spells names and places its own way. We show them as written.
How the sources recorded this name (2)
| Source | Name as written | Place | Date |
|---|---|---|---|
| Iran Human Rights (IHRNGO) | Fereshteh Keshavarzi Kalehkaleh | — | 2026-01-09 |
| Narrata | فرشته کشاورزی کله کله | — | ۱۴۰۴/۱۰/۱۹ |
Posts and videos (0)
No posts or videos have been recorded for this name yet.
Record information
- Record number
- V3C8FC0E
- Evidence tier
- B Recorded on one trusted list
Added 27 settembre 2026 · updated 29 ottobre 2026
Memorial messages
Leave a few words in memory of Fereshteh Keshavarzi Kalehkaleh. Messages appear after moderation.
Write a message for Fereshteh Keshavarzi Kalehkaleh…
Do you know Fereshteh Keshavarzi Kalehkaleh? Add information or photos
A name, a photo or a single detail can help complete this record.
Add information or photos