Saeedeh Elham
سعیده الهام
48 years old · Mashhad, Razavi Khorasan
giovedì 8 gennaio 2026
Their story
Saideh Elham, a teacher and rowing instructor, was killed on January 8 in Mashhad, in front of her child, by three bullets fired by the brutal occupying regime of Iran! The brutal regime threatened the family, saying that she died in a car accident.
This text is available in English only.
What the sources recorded
- Iran Human Rights (IHRNGO): listed among cases verified by two or more sources
- iranvictims.com: died during the protest period
Their narrative
سعیده الهام؛ از تولد تا رهایی
«از مرگ و تنهایی نمیترسم. زادروزم با خون، درد و سردی اتاق عمل بود. مرگم هم همینطورخواهد بود؛ فاصلهی میان این دو را با توانایی و تلاش عجین خواهم کرد.» این جمله را سعیده الهام، متولد ۱۳۵۶، در دفتر شکرگزاریاش مینویسد؛ در سالی که هنوز زندگی برایش شکل عادیاش را دارد: برنامه، هدف، تلاش و فردای روشن. در فهرست آرزوها و رویاهایش، ادامهی تحصیل تا دکتری حقوق هم جا دارد. او در سالهای اصلاحات دانشجوی دانشگاه آزاد بود؛ از فعالان دانشجویی، همیشه حاضر در گفتوگوهای انتخاباتی و جبههی اصلاحات. فروردین ۱۳۷۸ با برای دومینبار ازدواج میکند و خرداد همان سال به تهران میآیند. از ازدواج اول یک پسر دارد، از ازدواج دوم چهار فرزند: یوسف، بنیامین، ملیکا و امیرعباس. امیرعباس فقط هشت روز میزیَد. تحصیلش بارها بهخاطر شرایط سخت زندگی، متوقف و دوباره از سر گرفته میشود؛ الکترونیک را با تولد یوسف کنار میگذارد. سالها بعد دو ترم مدیریت بازرگانی میخواند، سپس لیسانس حقوق میگیرد و سرانجام فوقلیسانس آموزش زبان انگلیسی را به پایان میرساند. اواخر ۱۳۸۲ با انتقال همسرش به سازمان بنادر، خانواده به چابهار کوچ میکنند. آنجا آموزگار میشود؛ آموزگاری که شاگردانش همیشه از او بهنیکی یاد میکنند؛ او معلم درسی فراتر از کتاب و کلاس است: درس آزادگی، خود زندگی. برای کنار آمدن با رنج مرگ امیرعباس، به قایقرانی روی میآورد. آنقدر آن را با عشق ادامه میدهد تا قهرمان میشود و کمی بعد مربی. شاگردانی که با او آشنا میشوند راهی مییابند که پیش از آن نمیشناختند. اواخر ۱۴۰۰، برای جبران سالهای دوری از پسر اولش به مشهد میرود تا همراه فرزندش باشد. همسر و سه فرزندش همچنان در تهران میمانند. غروب جمعه ۱۹ دیماه، در روزهای آتش و خون، با خانه تماس میگیرد؛ تماسی که هیچش عادی نیست. اول با دخترش ملیکا و سپس با بنیامین حرف میزند. بنیامین از او میخواهد بهخاطر بچهها به خیابان نرود. پاسخش کوتاه است: «من جانی عزیزتر ندارم. خون من از خون جوانها رنگینتر نیست.» سپس با پدر بچهها حرف میزند. میگوید: «تماس گرفتهام برای خداحافظی.» از زندگیای که گذشته بود حرف میزنند و در آخر از او میخواهد دلگیریهایش را ببخشد. بچهها را به او میسپارد و میگوید: «شاید امشب برنگردم». جملهای که بغض هر دوی آنها را میشکند. میگویند زن و مرد با هم میگریند برای سالهایی که قرار نیست دیگر با هم زندگی کنند. آخرین جملهاش برای یوسف است: «بگو خیلی دوستش داشتم و دارم برای همیشه.» ساعاتی بعد، گلولهای در مشهد قلب و ریههایش را میشکافد. پیکر سعیده را با تاخیر و بهسختی تحویل میدهند. خانواده تا صبح ۲۱ دیماه، هیچ خبری از او ندارند. بیمارستان از مرخص شدن او خبر میدهد. خبری که هم شادشان میکند و هم غمگین. آنها ترجیح میدهند سعیده کشته شده باشد تا دستگیر. در نهایت ظهر همان روز مرگ او تایید میشود. بعد از پیگیریهای زیاد، پیکر را به خانواده تحویل میدهند. ۲۲ دیماه در بهشت رضای مشهد دفن شد. او وقتی میرود که یادداشتهایش هنوز از روشنی آینده روایت میکنند؛ از رویاهایی که قرار است برآورده شوند، از ادامه تحصیلی که نیمه، رها شده، از روزهایی که نیامدند و میان همهی آن نوشتهها، جملهای همچنان میدرخشد: «فاصلهی میان این دو را با توانایی و تلاش عجین خواهم کرد.» شاید زندگی سعیده را نباید فقط در نقطهی پایانش خواند؛ باید در همان فاصله جستوجو کرد: در دانشاندوزی، در مادری، معلمی، قایقرانی و در یاد شاگردانی که بخشی از راهشان را با او پیمودند.
This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.
Source: Narrata · Author: روشنا · Written ۱۴۰۵/۰۵/۱۶ · Read the original story
Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.
Photos & videos
Part of these events
What we know
- Age
- 48
- Killed
- giovedì 8 gennaio 2026
- Place
- Mashhad, Razavi Khorasan
- Cause of death
- Gunshot wound
- Father’s name
- حسینعلی (in Persian) ↗
- Born
- giovedì 15 settembre 1977 ↗
- Occupation
- مربی قایقرانی/داور تراتلون/کاراته کار/ارشد آموزش زبان انگلیسی/لیسانس برق (in Persian) ↗
- Place of death
- مشهد (in Persian) ↗
Burial details
- Cemetery
- بهشت رضای مشهد
Names and spellings
- Name on this record
- سعیده الهامSaeedeh Elham
How the sources wrote the name
- Saeideh Elhamiranvictims.com
People are often known by more than one name, or a nickname, and sources spell names differently. All of these refer to this one person. Know another name this person was called?
Do you know this person?
If you knew Saeedeh Elham, or have something to add, every detail helps. Everything is reviewed before it is published.
This is my family member · Send evidence · Privacy or removal request
Sources & evidence
Each list spells names and places its own way. We show them as written.
How the sources recorded this name (3)
| Source | Name as written | Place | Date |
|---|---|---|---|
| Iran Human Rights (IHRNGO) | Saeedeh Elham | — | 2026-01-08 |
| iranvictims.com [2] [3] [4] | Saeideh Elham | Mashhad | 2026-01-09 |
| Narrata | سعیده الهام | — | ۱۴۰۴/۱۰/۱۹ |
Posts and videos (4)
4 posts found. Each link opens on its own site.
Record information
- Record number
- V5204238
- Evidence tier
- B Recorded on one trusted list
Added 27 settembre 2026 · updated 29 ottobre 2026
Memorial messages
Leave a few words in memory of Saeedeh Elham. Messages appear after moderation.
Write a message for Saeedeh Elham…
Do you know Saeedeh Elham? Add information or photos
A name, a photo or a single detail can help complete this record.
Add information or photos