The Iran Massacreکشتار دی ۱۴۰۴
This translation was made with the help of AI and has not yet been checked by a native speaker. English · فارسی
این صفحه به فارسی

Melika Dastyab (Shahmoradi)

ملیکا دستیاب

21 years old · Kermanshah

giovedì 8 gennaio 2026

ATwo or more independent lists

Named on the government’s official list (row 3005)

#Melika_Dastyab#ملیکا_دستیاب
Add information

Their story

ملیکا دستیاب، دختر 21 ساله‌ی کُرد از کرندغربِ دالاهو در استان کرمانشاه، تنها یک نام در فهرست جان‌باختگان نبود؛ او رویا بود، صدا بود و تپش زندگی در خانه‌ای که زود طعم فقدان را چشیده بود. شامگاه پنجشنبه 18 دی 1404، در محله‌ی شهرک معلم کرمانشاه، گلوله‌ای جنگی بر سینه‌ی دختری نشست که اقتصاد می‌خواند، تنبور می‌نواخت و آزادی را نه شعار، که نفسِ زندگی می‌دانست. می‌گویند مستقیم شلیک کردند؛ می‌گویند فرصت حتی یک گام عقب‌نشینی هم نبود. ملیکا از پیروان آیین یارسان بود؛ با نوای تنبور بزرگ شده بود و در…

This text is available in Persian only.

What the sources recorded

  • Iran Human Rights (IHRNGO): listed among cases verified by two or more sources
  • iranvictims.com: died during the protest period

Their narrative

ملیکا دستیاب؛ آوای تنبوری که هرگز خاموش نخواهد شد

من ملیکا دستیاب هستم؛ دختری کُرد از کرندغرب، در دامنه‌های دالاهو، سرزمینی که نوای تنبور با فرهنگ و خاطرات مردمش پیوند خورده است. از پیروان آیین یارسان بودم. موسیقی، شعر و ادبیات را دوست داشتم و تنبور می‌نواختم. دانشجوی سال آخر کارشناسی اقتصاد در دانشگاه پیام نور کرمانشاه بودم و مانند بسیاری از جوانان، برای آینده‌ام آرزوهایی داشتم. زندگی خیلی زود مرا با فقدان آشنا کرد. مادرم را از دست داده بودم و نبودنش جای خالی بزرگی در خانه گذاشته بود. فرزند بزرگ خانواده بودم و پس از رفتن او، بخشی از مسئولیت مراقبت از خواهر کوچکم را بر عهده گرفتم. میان درس‌های دانشگاه، کارهای خانه و رسیدگی به خواهرم، برای علایق خودم نیز وقت می‌گذاشتم. تنبور برایم بخشی از زندگی بود؛ سازی که صدایش با فرهنگ مردم سرزمینم گره خورده و در شادی‌ها و سوگواری‌های آنان حضور داشته است. با وجود دلتنگی مادرم، زندگی را ادامه می‌دادم. هنوز درس‌هایی بود که باید تمام می‌کردم، نغمه‌هایی که می‌خواستم بنوازم و روزهایی که آرزو داشتم در کنار عزیزانم تجربه کنم. دی‌ماه ۱۴۰۴، اعتراضات سراسری ایران گسترش یافت. نارضایتی از وضعیت اقتصادی و اجتماعی، مردم بسیاری را به خیابان‌ها کشانده بود. در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی، هم‌زمان با فراخوان شاهزاده رضا پهلوی برای حضور مردم در خیابان‌ها، اعتراضات در شهرهای مختلف شدت گرفت؛ خیزشی که با عنوان انقلاب شیر و خورشید نیز شناخته می‌شود. من اقتصاد می‌خواندم و مشکلات زندگی مردم برایم موضوعی دور از واقعیت نبود. می‌دیدم که فشارهای معیشتی چگونه بر خانواده‌ها سنگینی می‌کند و جوانان با چه نگرانی‌هایی به آینده نگاه می‌کنند. پنج‌شنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴، برابر با ۸ ژانویه ۲۰۲۶، در جریان اعتراضات مردمی کرمانشاه حضور داشتم. آن شب، در محدوده شهرک معلم کرمانشاه، خیابان‌ها شاهد تجمع معترضانی بود که برای بیان نارضایتی و خواسته‌هایشان آمده بودند. نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی به سوی معترضان تیراندازی کردند. در جریان همان تیراندازی، هدف گلوله قرار گرفتم و به‌شدت مجروح شدم. مرا به بیمارستان طالقانی کرمانشاه منتقل کردند. جراحت بسیار شدید بود و تلاش برای نجات جانم نتیجه‌ای نداشت. زندگی من در همان شب پایان یافت؛ در حالی که هنوز دانشجو بودم، هنوز مسئولیت‌هایی در خانه داشتم و هنوز فرصت بسیاری برای زندگی کردن پیش رویم بود. من برای اعتراض به خیابان رفته بودم. نه سلاحی داشتم و نه خطری برای جان کسی ایجاد کرده بودم. می‌خواستم از حقی استفاده کنم که هر انسانی برای بیان اعتراض و خواسته‌هایش دارد. پس از کشته شدنم، پیکرم را به کرندغرب بازگرداندند؛ به سرزمینی که در آن بزرگ شده بودم و مادرم نیز در خاک آن آرام گرفته بود. در آرامستان شاوا، کنار مزار مادرم، به خاک سپرده شدم. مردم برای بدرقه‌ام گرد آمدند و آیین سوگواری چَمَری برگزار شد. صدای دهل و سرنا در میان عزاداران پیچید؛ نوایی آشنا برای مردم کرمانشاه که در آن اندوه، موسیقی و همدلی به یکدیگر پیوند می‌خورند. چَمَری از آیین‌های کهن سوگواری در غرب ایران است. در این مراسم، مردم با حضور در کنار خانواده داغدار، اندوه از دست دادن عزیزان را با یکدیگر قسمت می‌کنند. در مراسم بدرقه‌ام، خواهر کوچکم با من وداع کرد. خواهری که پیش‌تر مادرمان را از دست داده بود و حالا باید با نبود من نیز کنار می‌آمد. خانه‌ای که روزی با صدای تنبور و زندگی من آشنا بود، پس از کشته شدنم دیگر مانند گذشته نشد. جای خالی من در میان کتاب‌های دانشگاه، خاطرات خانوادگی و لحظه‌های ساده زندگی باقی ماند. من ملیکا دستیاب هستم؛ دختری که اقتصاد می‌خواند، به شعر و موسیقی علاقه داشت و پس از مرگ مادرش، برای خواهر کوچکش تکیه‌گاه شده بود. در اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴، در جریان خیزش موسوم به انقلاب شیر و خورشید، بر اثر تیراندازی نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی کشته شدم. امروز نامم در میان جاویدنامان و جان‌فدایان میهن ثبت شده است؛ اما زندگی من بسیار فراتر از آخرین شب آن بود. من درس می‌خواندم، تنبور می‌نواختم، به خانواده‌ام عشق می‌ورزیدم و برای آینده‌ای که هنوز فرصت ساختنش را پیدا نکرده بودم، امید داشتم. مرا تنها با گلوله‌ای که زندگی‌ام را گرفت به یاد نیاورید. من ملیکا بودم؛ دختری از دالاهو، با تنبوری در دست، آرزوهایی در دل و زندگی‌ای که حق داشتم ادامه‌اش بدهم.

This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.

Source: Narrata · Author: جاویدبان JavidBaan · Written ۱۴۰۴/۱۱/۲۹ · Read the original story

Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.

Part of these events

What we know

Age
21
Killed
giovedì 8 gennaio 2026
Place
Kermanshah
Father’s name
پیمان (in Persian) ↗
Born
venerdì 4 febbraio 2005 ↗
Occupation
دانشجو (in Persian) ↗
Place of death
کرمانشاه (in Persian) ↗

Not recorded yet: Cause of death. Help complete this record

We do not know yet where Melika Dastyab (Shahmoradi) is buried. Help locate this grave

Names and spellings

Name on this record
ملیکا دستیابMelika Dastyab (Shahmoradi)
Also written (English)
Melika Dastyab

How the sources wrote the name

  • Malika Dastiyab
    Hengaw, iranvictims.com

People are often known by more than one name, or a nickname, and sources spell names differently. All of these refer to this one person. Know another name this person was called?

Do you know this person?

If you knew Melika Dastyab (Shahmoradi), or have something to add, every detail helps. Everything is reviewed before it is published.

This is my family member · Send evidence · Privacy or removal request

Sources & evidence

Each list spells names and places its own way. We show them as written.

How the sources recorded this name (4)
SourceName as writtenPlaceDate
Iran Human Rights (IHRNGO) Melika Dastyab (Shahmoradi) — 2026-01-08
Hengaw [2] Malika Dastiyab Kermanshah 2026-01-08
iranvictims.com [2] [3] [4] [5] [6] [7] [8] [9] [10] Malika Dastiyab Kermanshah 2026-01-08
Narrata ملیکا دستیاب — ۱۴۰۴/۱۰/۱۸
Posts and videos (18)

18 posts found. Each link opens on its own site.

Record information

Record number
V535CAB6
Evidence tier
A Recorded on two or more independent lists

Added 27 settembre 2026 · updated 29 ottobre 2026

Report an error or ask for removal · How we verify

Memorial messages

Leave a few words in memory of Melika Dastyab (Shahmoradi). Messages appear after moderation.

Write a message for Melika Dastyab (Shahmoradi)…

Leave a few words in memory of Melika Dastyab (Shahmoradi). Messages appear after moderation. Short, kind messages only. No personal details or phone numbers.

Your safety comes first: no real name is needed. Is it safe to submit? · Sending anonymously

Menu

Settings · Privacy

Settings

Safety

Quick exitPress Esc twice to leave the site at once.
Discreet tab titleThe browser tab shows “Notes” instead of the page name.

Removes this site’s saved choices, saved names and offline copies, signs you out and leaves. This can’t be undone.

Languages

Appearance

Data use

Low data modeHides photos in lists and turns off motion. Best for slow or expensive connections.

Account

All settings · Cookie settings

How would you like to send it?

What we keep and who sees it · Other ways (X, Instagram)

Chat

Open full page

Be kind. No personal attacks, private details or phone numbers. Messages may be removed by moderators.