The Iran Massacreکشتار دی ۱۴۰۴
This translation was made with the help of AI and has not yet been checked by a native speaker. English · فارسی
این صفحه به فارسی

Maryam (Rozita) Rokhzadeh

رزیتا رخ زاده

33 years old · Sadeghieh, Tehran

giovedì 8 gennaio 2026

BOne trusted list

#Maryam_Rokhzadeh#رزیتا_رخ_زاده
Add information

Their story

Shot in the side by security forces while in the street with her sister in the Sadiqieh area of Tehran. Her sister attempted to take her to the hospital by motorcycle, but she died before reaching medical care. She was a mechanical engineer.

This text is available in English only.

What the sources recorded

  • Iran Human Rights (IHRNGO): listed among cases verified by two or more sources
  • iranvictims.com: died during the protest period

Their narrative

جاویدنام رزیتا رخ‌زاده؛ روایت یک دوست

بعضی آدم‌ها برای شکستن مرزها به دنیا می‌آیند. نه با شعار، نه با ادعا؛ فقط با زندگی کردن به شیوه‌ای متفاوت. رزیتا رخ‌زاده یکی از آن آدم‌ها بود. دختری که در میان بوی روغن موتور، صدای آچار و قطعات فلزی، برای خودش راهی ساخت که کمتر زنی در ایران فرصت یا امکان پیمودنش را پیدا می‌کند. او مهندس مکانیک بود، اما بسیاری او را با عنوان «دختر مکانیک» می‌شناختند؛ زنی که تعمیر خودرو را نه به‌عنوان یک سرگرمی، بلکه به‌عنوان حرفه و بخشی از هویت خود انتخاب کرده بود. در ویدیوهایی که از او در شبکه‌های اجتماعی باقی مانده است، زنی دیده می‌شود پرانرژی، مصمم و سرشار از اعتمادبه‌نفس. زنی که با لباس کار کنار خودروها می‌ایستاد، موتور باز می‌کرد، عیب‌یابی می‌کرد و با لبخند درباره کارش حرف می‌زد. برای بسیاری از دختران جوان، او نمونه‌ای بود از این‌که می‌توان برخلاف انتظارهای جامعه زندگی کرد و مسیر خود را ساخت. رزیتا از نسلی بود که آرزوهای بزرگی داشت. نسلی که درس خواند، مهارت آموخت، شب و روز کار کرد و امیدوار بود بتواند آینده‌ای بهتر برای خود بسازد. او می‌خواست رشد کند، بیشتر بیاموزد، کارش را گسترش دهد و زندگی مستقلی داشته باشد؛ همان خواسته‌های ساده‌ای که برای میلیون‌ها جوان در سراسر جهان طبیعی است. اما سال‌ها فشار اقتصادی، محدودیت‌های اجتماعی و چشم‌اندازی که هر روز تاریک‌تر می‌شد، بسیاری از جوانان را به نقطه‌ای رساند که دیگر سکوت را کافی نمی‌دانستند. رزیتا نیز یکی از همان جوانان بود. او سیاستمدار نبود. فعال حرفه‌ای سیاسی هم نبود. آن‌چه او را به خیابان کشاند، خواسته‌ای انسانی بود؛ حق داشتن آینده‌ای که برایش تلاش کرده بود. حق زندگی در کشوری که در آن استعداد، تلاش و پشتکار بتواند به نتیجه برسد. در روزهای اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴، او نیز مانند هزاران نفر دیگر در خیابان حضور یافت. روز هجدهم دی‌ماه، در محدوده صادقیه تهران، گلوله‌ای به پهلویش اصابت کرد. روایت‌های منتشرشده می‌گویند خواهرش در همان لحظات کنار او بود و تلاش کرد او را نجات دهد. اما شدت جراحت فرصت ادامه زندگی را از او گرفت. چند ساعت بعد، رزیتا رخ‌زاده دیگر زنده نبود. درباره آن‌چه پس از جان‌باختنش بر پیکر او و خانواده‌اش گذشت، اطلاعات مستقل و کاملی منتشر نشده است. با این حال گزارش‌های متعددی از فشارهای امنیتی بر خانواده و محدودیت در اطلاع‌رسانی درباره کشته‌شدن او حکایت دارند؛ وضعیتی که بسیاری از خانواده‌های جان‌باختگان آن روزها نیز تجربه کردند. مرگ رزیتا تنها از دست رفتن یک انسان نبود. خانواده‌ای را داغ‌دار کرد، دوستانی را به سوگ نشاند و هزاران نفر را که او را از طریق ویدیوها و نوشته‌هایش می‌شناختند، اندوهگین ساخت. در مراسم یادبود و چهلم او، خانواده و نزدیکانش از زنی سخن گفتند که با تمام دشواری‌ها تسلیم نشد. زنی که می‌خواست زندگی کند، کار کند، بیاموزد و آینده‌ای روشن بسازد. خواهرش در یکی از مراسم‌های یادبود با صدایی آمیخته به اندوه از او و دیگر جان‌باختگان یاد کرد؛ یاد کسانی که دیگر در میان خانواده‌هایشان نبودند. امروز از رزیتا رخ‌زاده تنها چند تصویر و چند ویدیو باقی نمانده است. او برای بسیاری به نماد نسلی تبدیل شده که با امید بزرگ شد، با سختی جنگید و برای ساختن آینده تلاش کرد. یکی از ویدیوهای کوتاه او پس از جان‌باختنش بارها دست به دست شد. در آن ویدیو، با صدایی آرام اما تلخ، از سرنوشت نسل خود سخن می‌گفت. جمله‌ای کوتاه که پس از مرگش معنایی عمیق‌تر پیدا کرد: «ما حیف شدیم.» شاید این جمله، خلاصه زندگی رزیتا و هزاران جوان دیگری باشد که رؤیاهای بزرگی داشتند؛ جوانانی که می‌خواستند چیزی بسازند، تغییری ایجاد کنند و زندگی بهتری داشته باشند، اما فرصت ادامه راه از آنان گرفته شد. نام رزیتا رخ‌زاده در حافظه بسیاری از ایرانیان با تصویر دختری گره خورده است که آچار در دست داشت، از کار کردن نمی‌ترسید و می‌خواست آینده را با دستان خودش بسازد. دختری که موتور تعمیر می‌کرد. دختری که رویا می‌ساخت. و دختری که در میانه راه، زندگی‌اش ناتمام ماند. رزیتا از آن آدم‌هایی بود که وقتی کار می‌کرد، جهان اطرافش آرام می‌شد. با دست‌هایی که بوی روغن و فلز می‌داد، با نگاهی که حواسش جمعِ جزئیات بود. زندگی‌اش ساده نبود اما واقعی بود. او چیزی را پنهان نمی‌کرد؛ نه خستگی را و نه علاقه‌اش به کاری که دوست داشت. در ویدئوهایی که از خودش می‌گذاشت، می‌شد دید که چطور میان موتورهای قدیمی و ابزارهای سنگین، خودش را پیدا کرده بود. برای خیلی‌ها، دیدن او امیدبخش بود؛ زنی که بی‌هیاهو و بدون شعار، فقط با بودنش نشان می‌داد می‌شود راه خودت را بروی. دی‌ماه که رسید، شهر دیگر شبیه قبل نبود. خیابان‌ها پر از صدا شده بودند؛ صداهایی که از درد می‌آمدند، از خواستن و از زنده‌بودن. رزیتا هم یکی از همان آدم‌ها بود. نه قهرمان، نه نماد؛ فقط انسانی که نمی‌توانست بی‌تفاوت بماند. خبرش که آمد، همه‌چیز کند شد. اسمش را در میان جان‌باختگان خواندیم و باور نکردیم. چطور ممکن بود کسی که دیروز می‌خندید، کار می‌کرد و آینده داشت، حالا فقط یک نام باشد؟ اسم رزیتا به جمع جاویدنام‌ها اضافه شد، اما برای ما او هنوز همان آدم زنده‌ای‌ست که تصویرش در ذهن مانده است. صفحه‌ی اینستاگرامش حالا مثل اتاقی‌ست که ناگهان درش بسته شده. ویدئوها هنوز هستند، صدا هنوز هست اما خودش نیست. هربار که نگاه می‌کنی، حس می‌کنی چیزی ناتمام مانده؛ حرفی که گفته نشد، راهی که ادامه پیدا نکرد. رزیتا رفت اما نه به‌سادگی. او رد گذاشت. در دل کسانی که دیدنش، شناختنش و یا حتی فقط ویدئوهایش را دیده بودند. او یکی از ما بود؛ یکی از همان‌هایی که زندگی را می‌خواستند، نه بیشتر و نه کمتر. حالا، هر بار که نامش را می‌گوییم، در واقع داریم یادآوری می‌کنیم: رزیتا بوده است، زیسته است و فراموش نخواهد شد.

This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.

Source: Narrata · Author: راوی جاویدنامان · Written ۱۴۰۴/۱۲/۰۲ · Read the original story

Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.

Photos & videos

What we know

Age
33
Killed
giovedì 8 gennaio 2026
Place
Sadeghieh, Tehran
Cause of death
Gunshot wound
Occupation
مهندس (in Persian) ↗
Place of death
تهران صادقیه (in Persian) ↗

Burial details

Cemetery
Tehran Grand Cemetery
Section
80
Row
135
Number
34

Names and spellings

Name on this record
رزیتا رُخ زادهMaryam (Rozita) Rokhzadeh
Also written (English)
Maryam Rokhzadeh

How the sources wrote the name

  • Rozita Rokhzadeh
    iranvictims.com

People are often known by more than one name, or a nickname, and sources spell names differently. All of these refer to this one person. Know another name this person was called?

Do you know this person?

If you knew Maryam (Rozita) Rokhzadeh, or have something to add, every detail helps. Everything is reviewed before it is published.

This is my family member · Send evidence · Privacy or removal request

Sources & evidence

Each list spells names and places its own way. We show them as written.

How the sources recorded this name (4)
SourceName as writtenPlaceDate
Iran Human Rights (IHRNGO) Maryam (Rozita) Rokhzadeh — 2026-01-08
iranvictims.com [2] [3] [4] [5] [6] [7] [8] [9] [10] Rozita Rokhzadeh Sadeghieh, Tehran 2026-01-08
نشانی سرو رزیتا رخ زاده — —
Narrata رزیتا رُخ زاده — ۱۴۰۴/۱۰/۱۸
Posts and videos (11)

11 posts found. Each link opens on its own site.

Record information

Record number
V5AFB72C
Evidence tier
B Recorded on one trusted list

Added 27 settembre 2026 · updated 29 ottobre 2026

Report an error or ask for removal · How we verify

Memorial messages

Leave a few words in memory of Maryam (Rozita) Rokhzadeh. Messages appear after moderation.

Write a message for Maryam (Rozita) Rokhzadeh…

Leave a few words in memory of Maryam (Rozita) Rokhzadeh. Messages appear after moderation. Short, kind messages only. No personal details or phone numbers.

Your safety comes first: no real name is needed. Is it safe to submit? · Sending anonymously

Menu

Settings · Privacy

Settings

Safety

Quick exitPress Esc twice to leave the site at once.
Discreet tab titleThe browser tab shows “Notes” instead of the page name.

Removes this site’s saved choices, saved names and offline copies, signs you out and leaves. This can’t be undone.

Languages

Appearance

Data use

Low data modeHides photos in lists and turns off motion. Best for slow or expensive connections.

Account

All settings · Cookie settings

How would you like to send it?

What we keep and who sees it · Other ways (X, Instagram)

Chat

Open full page

Be kind. No personal attacks, private details or phone numbers. Messages may be removed by moderators.