Photo: IranTrial
Mohammad Boruneh (Mohammad Moghaddasi) (Mohammad Bezuneh)
نازنین زهرا موسوی
Ilam
sabato 3 gennaio 2026
Killed during killed protester citizens protests. HRANA verification: Confirmed. Original source: Kolbar News.
Their story
What the sources recorded
- iranvictims.com: died during the protest period
Their narrative
نازنینزهرا موسوی؛ بلوغ اجتماعی در سایه احکام امنیتی
کویر، همواره رازداری غریب و در عین حال، بستری برای رویشهای شگرف بوده است. در حاشیهی این پهنهی بیانتها، کهنشهر سبزوار با تاریخچهای که با عصیان و ایستادگی گره خورده، نفس میکشد. دیماه هزار و چهارصد و چهار خورشیدی، سرمای گزنده و خشک کویری بر دیوارهای آجری و خشتی شهر شلاق میزد. اما این زمستان، تنها با افت دمای هوا تعریف نمیشد؛ یخبندانی از جنس بحرانهای عمیق معیشتی، فروپاشی اقتصادی و سقوط ارزش پول ملی، شریانهای زندگی را در سراسر فلات ایران منجمد کرده بود. از هفتم دیماه که نخستین جرقههای خشم و اعتصاب در بازارهای پایتخت شعلهور شد، دیری نپایید که این آتش زیر خاکستر، مرزهای جغرافیایی را درنوردید و به قلب خراسان رسید. سبزوار، دیار سربداران، بار دیگر به صحنهی تقابل تمامعیار میان بغضهای تاریخی یک ملت و ماشین بیروح سرکوب بدل شد. در دل این اتمسفر ملتهب، کوچهها و خیابانهای سبزوار میزبان قدمهای استوار نسلی بود که پیش از رسیدن به سن قانونی، بار سنگین تاریخ را بر شانههای نحیف خود احساس میکردند. نازنینزهرا موسوی، دختری هفدهساله و دانشآموزی که جهانش میبایست پر از رنگ، رویاپردازی و دغدغههای شیرین نوجوانی باشد، یکی از همین چهرهها بود. او در زمانهای میزیست که بلوغ اجتماعی زودهنگام، نه یک انتخاب فردی، بلکه جبر تحمیلشده از سوی زمانه و ساختار بود. در روزهایی که سایهی سنگین تورم و سفرههای خالی، خفقانی نفسگیر را بر خانوادهها حاکم کرده بود، حضور نوجوانانی چون او در خیابان، گواهی بر این حقیقت بود که درد نابرابری، سن و سال نمیشناسد. روز یازدهم دیماه ۱۴۰۴، آسمان شهر خاکستریتر از همیشه بود. هیاهوی اعتراضات مردمی، صدای شعارها و همهمهی گریز و تقابل، در خیابانهای سبزوار میپیچید. در همین روز تلخ، چنگال امنیتی سیستم، نازنینزهرا را به صورت انفرادی از میان جریان پرالتهاب شهر بیرون کشید و بازداشت کرد. لحظهی دستگیری یک دختر دانشآموز در میانهی خیابان، لحظهای بود که معصومیت هفدهسالگی با دیوارهای سرد بازداشتگاه و نگاههای سنگین بازجویان گره خورد. او از آغوش خانواده و نیمکتهای مدرسه جدا شد و اندکی بعد به کانون اصلاح و تربیت مشهد انتقال یافت تا بهای ایستادن در سمت درست تاریخ را در همان سنین نوجوانی بپردازد. اما در پس این تاریکی، نقطهی عطفی از جنس شجاعت و آگاهی شکل گرفت. در روزهایی که سیستم امنیتی با ایجاد رعب و وحشت تلاش میکرد تا خانوادههای بازداشتشدگان را به سکوت وادار کند، خانوادهی نازنینزهرا و نزدیکان او تصمیم گرفتند این حصار خاموشی را بشکنند. انتشار تصویر او در رسانههای حقوقبشری، گواهی بر این بیداری بود. عکسی از دختری نوجوان با تیشرتی خاکیرنگ و عینکی بر سر، که با نگاهی آرام به دوربین خیره شده است. این اطلاعرسانی هوشمندانه، حصار امنیتی را در هم شکست و نام او را در ابعاد رسانهای ثبت کرد تا سپر حفاظتیِ مستحکمی در برابر گزند بیشتر نهادهای امنیتی ایجاد شود. اگرچه پس از مدتی حبس و بازجویی، درهای بازداشتگاه با تودیع قرار وثیقه موقتاً به روی او باز شد، اما این پایان ماجرا نبود؛ بلکه آغاز کابوسی طولانیتر در راهروهای تاریک و بیپایان سیستم قضایی بود. آزادی با وثیقه، تنها طنابی بود که دور زندگی خانواده انداخته میشد تا هر لحظه بتوانند آن را محکمتر کنند. در ماههای بعد، پروندهی او به همراه یازده معترض دیگر سبزواری، در قالب یک پروندهی مشترک به شعبهی دادگاه انقلاب این شهر ارجاع داده شد. دادگاه انقلاب، با آن فضایی که از اساس برای در هم شکستن ارادهها و القای رعب طراحی شده است، اکنون میزبان دختری بود که هنوز حتی حق رای دادن نداشت، اما به عنوان یک «متهم امنیتی» محاکمه میشد. در شهریورماه سال هزار و چهارصد و پنج، دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی، در حکمی که نشان از فقدان مطلق رأفت و عدالت داشت، احکام سنگین دادگاه بدوی را بدون کوچکترین تخفیفی عیناً تأیید کرد. کیفرخواستی که برای این نوجوان هفدهساله قطعی شد، نمایشی از انتقامجویی سیستماتیک بود. او به تحمل مجازات حبسی محکوم شد که یک سال و ششماه آن به دلیل شرایط سنیاش به حالت تعلیق درآمد، تا سایهی زندان همواره بر سرش سنگینی کند. اما ماشین سرکوب به سلب آزادی بسنده نکرد؛ تیغ برندهی اقتصاد نیز به کار گرفته شد. تعیین جریمهی نقدی و نجومی صدوپنجاه میلیون تومانی برای یک دانشآموز، در واقع شلیک مستقیم به شریانهای حیاتی و معیشتی خانوادهی او در آن بحران اقتصادی بود. این جریمه، تاوانی بود که باید برای جسارت و بیداری پرداخته میشد؛ ابزاری برای به زانو درآوردن خانواده در زیر بار قرض و فشار. با این همه، تاریکترین و در عین حال عریانترین بخش این حکم قضایی در مجازاتهای تکمیلی آن نهفته است. حاکمیت که به خوبی میدانست زنجیر کردن جسم و غارت اموال نمیتواند اندیشهی یک نوجوان را تسخیر کند، به حریم ذهن او یورش برد. دادگاه انقلاب سبزوار نازنینزهرا را به دو ماه حضور اجباری در مراسم نماز جمعه و سه ماه شرکت مستمر در کلاسهای عقیدتی تحت نظر فردی به نام «ملکوتی» محکوم کرد. این احکام پرده از استیصال عمیق سیستمی برمیدارد که میکوشد با زور احکام قضایی، باورها و نظام ارزشی یک نسل عصیانگر را بازپروری کند. نشستن اجباری یک دختر نوجوان در پای منبر کسانی که خود عاملان و مبلغان همان ساختار سرکوبگر هستند، تصویری دردناک از تجاوز به استقلال فکری و تلاش برای مسخ کردن یک انسان آزاد است. داستان نازنینزهرا موسوی سوگنامهای از جنس مرگ و فقدان نیست. او زندهتر از همیشه، نمادی از نسلی است که در برابر یخبندان استبداد، همچون ریشههای گیاهان مقاوم کویر سبزوار، به اعماق خاک چنگ زدند تا طوفان را پشت سر بگذارند. او دختری است که در هفدهسالگی، راهروهای خوفناک دادگاه انقلاب، جریمههای کمرشکن و کلاسهای تفتیش عقاید را به چشم دید، اما نامش به عنوان سندی زنده از مقاومت یک دوران در تاریخ ثبت شد. در روزگاری که خیابانهای سبزوار در تسخیر سرمای دیماه و چکمهپوشان بود، حرارت قلوب نوجوانانی چون او گواهی داد که زمستان هرگز نمیتواند بذر بیداری را در دل این فلات کهن بخشکاند.
This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.
Source: Narrata · Author: میخک سپید · Written ۱۴۰۵/۰۷/۱۸ · Read the original story
Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.
Photos & videos
What we know
- Killed
- sabato 3 gennaio 2026
- Place
- Ilam
Not recorded yet: Cause of death, Age. Help complete this record
We do not know yet where Mohammad Boruneh (Mohammad Moghaddasi) (Mohammad Bezuneh) is buried. Help locate this grave
Names and spellings
- Name on this record
- نازنین زهرا موسویMohammad Boruneh (Mohammad Moghaddasi) (Mohammad Bezuneh)
- Also written (English)
- Mohammad BorunehMohammad Moghaddasi
How the sources wrote the name
- محمد برونهIranTrial
People are often known by more than one name, or a nickname, and sources spell names differently. All of these refer to this one person. Know another name this person was called?
Do you know this person?
If you knew Mohammad Boruneh (Mohammad Moghaddasi) (Mohammad Bezuneh), or have something to add, every detail helps. Everything is reviewed before it is published.
This is my family member · Send evidence · Privacy or removal request
Sources & evidence
Each list spells names and places its own way. We show them as written.
How the sources recorded this name (4)
| Source | Name as written | Place | Date |
|---|---|---|---|
| HRANA | Mohammad Boruneh (Mohammad Moghaddasi) (Mohammad Bezuneh) | Ilam | 2026-01-03 |
| iranvictims.com | Mohammad Boruneh (Mohammad Moghaddasi) (Mohammad Bezuneh) | Ilam | 2026-01-03 |
| IranTrial | محمد برونه | — | 1404/10/13 |
| Narrata | نازنین زهرا موسوی | — | ۱۴۰۴/۱۰/۱۱ |
Posts and videos (0)
No posts or videos have been recorded for this name yet.
Record information
- Record number
- V627ABD4
- Evidence tier
- B Recorded on one trusted list
Added 27 settembre 2026 · updated 29 ottobre 2026
Memorial messages
Leave a few words in memory of Mohammad Boruneh (Mohammad Moghaddasi) (Mohammad Bezuneh). Messages appear after moderation.
Write a message for Mohammad Boruneh (Mohammad Moghaddasi) (Mohammad Bezuneh)…
Do you know Mohammad Boruneh (Mohammad Moghaddasi) (Mohammad Bezuneh)? Add information or photos
A name, a photo or a single detail can help complete this record.
Add information or photos