The Iran Massacreکشتار دی ۱۴۰۴
This translation was made with the help of AI and has not yet been checked by a native speaker. English · فارسی
این صفحه به فارسی
Mohammad Reza Ghasemzadeh Shanjani

Photo: javidnaam.org — https://javidnaam.org/PersonDetail?id=6a149fc25271844301fcec0b

Mohammad Reza Ghasemzadeh Shanjani

محمدرضا قاسم زاده شانجانی

22 years old · Golshahr, Alborz

giovedì 8 gennaio 2026

BOne trusted list

Named on the government’s official list (row 2974)

#Mohammad_Reza_Ghasemzadeh_Shanjani#محمدرضا_قاسم_زاده_شانجانی

Mohammadreza Ghasemzadeh Shanjani, 22, died on 8th January near Golshahr Bridge in Karaj after being hit by two live bullets.

Add information

Their story

What the sources recorded

  • Iran Human Rights (IHRNGO): listed among cases verified by two or more sources

Their narrative

جاویدنام محمدرضا قاسم‌زاده شانجانی؛ اسم پسر منو هیچ‌جا اعلام نکردن

پسربچه‌ای یازده‌ساله کنار پنجره نشسته و روی دفتری خط‌خطی‌شده خم شده است. هنوز نمی‌داند این صفحه‌ها اولین فیلم‌نامه‌های او هستند. فقط می‌داند که با تغییر هر جمله، دنیای کوچکی که روی کاغذ ساخته تغییر می‌کند و این قدرت برایش از هر بازی‌ای شیرین‌تر است. محمدرضا تنها فرزند خانه است و تمام نگاه‌های پدر و مادر به همین پسر گره خورده. از همان سال‌های کودکی به ادبیات، کتاب، سینما و داستان علاقه‌ای عجیب دارد. برای او فیلم فقط چیزی برای تماشا کردن نیست؛ دنیایی است برای خیال‌پردازی، ساختن و روایت کردن. نوشته‌هایش را در قالب فیلم‌نامه برای خاله‌اش می‌فرستد؛ او می‌خواند، خط می‌کشد، حاشیه می‌نویسد و تشویقش می‌کند. گاهی پا فراتر می‌گذارد و جای شخصیت‌ها می‌نشیند، بعد از تماشای فیلم جوکر، آن‌قدر تحت تأثیر فیلم قرار می‌گیرد که خودش را مانند او گریم می‌کند و عکس می‌گیرد. این عکس‌ها بخش کوچک اما دوست‌داشتنی همان دنیای پر از خیال محمدرضا هستند. سال‌ها می‌گذرد. پسربچه حالا جوانی بیست‌ویک‌ساله است، پر از انرژی، خیال و امید، از همان جوان‌هایی که برای آینده‌شان رؤیاهای بزرگ دارند و با شوق درباره‌ی چیزهایی که دوست دارند حرف می‌زنند. کتاب می‌خواند و فیلم می‌بیند و با هر فیلم، درس تازه‌ای از زبان تصویر یاد می‌گیرد. قصه‌نوشتن، کم‌کم از یک بازی کودکانه به یکی از بزرگ‌ترین آرزوهایش تبدیل می‌شود، رؤیایش روشن‌تر شده: دانشگاهِ ‌سینما، فیلم‌نامه‌نویسی و روزی، ایستادن پشت دوربین. می‌خواهد شخصیت بسازد، صحنه بچیند و جهان‌هایی را که در ذهنش دارد روی پرده بیاورد. شامگاه هجدهم دی‌ماه ۱۴۰۴، در فاز چهارم مهرشهر، محمدرضا میان معترضانی که در پی فراخوان شاهزاده رضا پهلوی به خیابان آمده‌اند ایستاده است. گاز اشک‌آور را به سمت نیروهای مسلح پس می‌فرستد. لحظاتی بعد، اولین گلوله به گلویش می‌خورد. با گلوی زخمی و خون‌ریزی شروع می‌کند به دویدن و فرار، اما چند مرد مسلح دنبالش می‌کنند تا بالاخره به او می‌رسند. دو نفر نگهش می‌دارند و نفر سوم از فاصله‌ی یک متری قلب او را نشانه می‌گیرد و شلیک می‌کند. او را به سوی بیمارستان می‌برند. در تمام مسیر تلاش می‌کند نفس بکشد، اما خون بالا می‌آورد و پیش از رسیدن، در همان راه، زندگی‌اش پایان می‌یابد. بیست‌ویک‌سال، میان خیابان و بیمارستان، نیمه‌کاره می‌ماند: داستان‌هایی که نوشته نمی‌شوند، فیلم‌نامه‌هایی که به صحنه نمی‌رسند و رؤیاهایی که هرگز به مرحله‌ی تولید نمی‌رسند. دو روز بعد، پیکر را به خانواده تحویل می‌دهند. شرطی هم همراهش است: اگر می‌خواهند محمدرضا را در بهشت سکینه به خاک بسپارند، باید از برگزاری مراسم بگذرند. پدر و مادر نمی‌پذیرند. پسرشان را بی‌مراسم و بی‌وداع رها نمی‌کنند. او را به بهشت زهرا می‌برند و در آغوش پدربزرگش به خاک می‌سپارند. اما این آخرین سکانس زندگی محمدرضا نیست. دو ماه می‌گذرد؛ نام محمدرضا هنوز در هیچ فهرستی نیست. پدر با یکی از شبکه‌های رسانه‌ای تماس می‌گیرد. صدایش از بغض می‌لرزد: «اسم پسر منو هیچ‌جا اعلام نکردن.» مادر هم از پشت همان اندوه سنگین حرف می‌زند، از خانه‌ی که حالا خالی است: «ما غیر از این یک پسر کسی را نداشتیم. حالا هم که پسرمان را کشتند، دیگر چیزی برای از دست دادن نداریم. فقط به انتقام فکر می‌کنیم؛ فقط منتظریم فراخوان بدهند تا به خیابان برویم و انتقام خون پسرمان را از کسانی که او را کشتند بگیریم.» پس از آن تماس، داستانی دیگر آغاز می‌شود. تصویر و نام محمدرضا در شبکه‌های اجتماعی، دست به دست می‌شود؛ چهره‌ی جوانی که می‌خواست پشت دوربین بایستد، حالا روی پلاکاردها و در تجمع‌های ایرانیان خارج از کشور، روی دست‌های بسیاری بالا می‌رود. و پسری که همیشه می‌خواست قصه بسازد و روایت کند، خودش شخصیت اصلی روایتی می‌شود که دیگران تعریف می‌کنند.

This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.

Source: Narrata · Author: کهن · Written ۱۴۰۴/۱۲/۲۵ · Read the original story

Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.

Photos & videos

Mohammad Reza Ghasemzadeh Shanjani
Photo: Narrata

What we know

Age
22
Killed
giovedì 8 gennaio 2026
Place
Golshahr, Alborz
Cause of death
Gunshot wound
Father’s name
نصرت اله (in Persian) ↗
Born
domenica 18 luglio 2004 ↗
Place of death
مهرشهر، کرج (in Persian) ↗

Burial details

Cemetery
Tehran Grand Cemetery
Section
319
Row
52
Number
32

Names and spellings

Name on this record
محمدرضا قاسم زاده شانجانیMohammad Reza Ghasemzadeh Shanjani

How the sources wrote the name

  • محمدرضا قاسم‌زاده شنجانی
    IranTrial

People are often known by more than one name, or a nickname, and sources spell names differently. All of these refer to this one person. Know another name this person was called?

Do you know this person?

If you knew Mohammad Reza Ghasemzadeh Shanjani, or have something to add, every detail helps. Everything is reviewed before it is published.

This is my family member · Send evidence · Privacy or removal request

Sources & evidence

Evidence & links

Each list spells names and places its own way. We show them as written.

How the sources recorded this name (3)
SourceName as writtenPlaceDate
Iran Human Rights (IHRNGO) Mohammad Reza Ghasemzadeh Shanjani — 2026-01-08
IranTrial محمدرضا قاسم‌زاده شنجانی Golshahr 1404/10/18
Narrata محمدرضا قاسم زاده شانجانی — ۱۴۰۴/۱۰/۱۸
Posts and videos (0)

No posts or videos have been recorded for this name yet.

Record information

Record number
V8664019
Evidence tier
B Recorded on one trusted list

Added 27 settembre 2026 · updated 29 ottobre 2026

Report an error or ask for removal · How we verify

Memorial messages

Leave a few words in memory of Mohammad Reza Ghasemzadeh Shanjani. Messages appear after moderation.

Write a message for Mohammad Reza Ghasemzadeh Shanjani…

Leave a few words in memory of Mohammad Reza Ghasemzadeh Shanjani. Messages appear after moderation. Short, kind messages only. No personal details or phone numbers.

Your safety comes first: no real name is needed. Is it safe to submit? · Sending anonymously

Menu

Settings · Privacy

Settings

Safety

Quick exitPress Esc twice to leave the site at once.
Discreet tab titleThe browser tab shows “Notes” instead of the page name.

Removes this site’s saved choices, saved names and offline copies, signs you out and leaves. This can’t be undone.

Languages

Appearance

Data use

Low data modeHides photos in lists and turns off motion. Best for slow or expensive connections.

Account

All settings · Cookie settings

How would you like to send it?

What we keep and who sees it · Other ways (X, Instagram)

Chat

Open full page

Be kind. No personal attacks, private details or phone numbers. Messages may be removed by moderators.