The Iran Massacreکشتار دی ۱۴۰۴
This translation was made with the help of AI and has not yet been checked by a native speaker. English · فارسی
این صفحه به فارسی

Aryana Arjmandi

آریانا ارجمندی

23 years old · Borujerd, Lorestan

giovedì 8 gennaio 2026

ATwo or more independent lists

Named on the government’s official list (row 2595)

#Aryana_Arjmandi#آریانا_ارجمندی

Shot by security forces' gunfire during January protests, killed by plainclothes agent while fleeing pursuit

Add information

Their story

What the sources recorded

  • Iran Human Rights (IHRNGO): listed among cases verified by two or more sources
  • iranvictims.com: died during the protest period
  • IranTrial: کشته‌شده

Their narrative

جاویدنام آریانا ارجمندی

آریانا ارجمندی، پسر ۲۳ ساله و فرزند بزرگ یک خانواده‌ی چهارنفره در بروجرد بود؛ پسری که فقط یک برادر کوچک‌تر داشت. پدرش اهل ورزش و کوهنوردی بود و آریانا هم انگار سهمی از همان روحیه‌ی پرتلاش را با خودش داشت. آرام نمی‌نشست؛ درس می‌خواند، کار می‌کرد، زبان یاد می‌گرفت و بیشتر از هرچیز کتاب می‌خواند. چهار سال پیش از کشته‌شدنش، همراه دوست نزدیکش در رشته‌ی مترجمی زبان آلمانی پذیرفته شده بود، اما تصمیم گرفت در بروجرد بماند و تحصیل در روان‌شناسی را ادامه دهد. در دانشگاه هم از آن دانشجوهایی نبود که از تعطیل شدن زودتر کلاس خوشحال شوند. در روایتی از یکی از همکلاسی‌هایش آمده که وقتی استادی می‌خواست کلاس را زودتر تمام کند، آریانا اعتراض کرده و خواسته بود تدریس ادامه پیدا کند. برای او دانشگاه فقط مسیری برای گرفتن مدرک نبود؛ یاد گرفتن را جدی می‌گرفت و گاهی هرآنچه آموخته بود برای همکلاسی‌هایش هم توضیح می‌داد. در کنار دانشگاه، حدود دو سال در کافه «شهر کتاب گاف» در بروجرد مشغول بود؛ کافه‌ای در پاساژ دیپلمات که کم‌کم آن‌قدر در کارش پیش رفت که به مدیریت داخلی آن رسید. چندی پیش از جان‌ باختنش آنجا را ترک و در کافه‌ی معروف دیگری به‌صورت پاره وقت مشغول به کار شد. نزدیکان آریانا از او به‌عنوان فردی بسیار علاقه‌مند به کتاب یاد می‌کنند. این علاقه از نوجوانی و خواندن کتاب‌های فروید شروع شده بود، تا جایی که کتاب‌فروشی نزدیک محل کارش برایش شبیه کتابخانه‌ای بزرگ شده بود. دوستانش می‌توانستند نام کتابی را بیاورند و آریانا چیزی از آن برایشان تعریف کند. آدم‌های زیادی او را در بروجرد از همان کافه و گپ‌وگفت‌هایش درباره‌ی کتاب‌ها می‌شناختند. آریانا همچنین انگلیسی می‌دانست، آلمانی می‌خواند و چشمش به آینده‌ای بیرون از ایران بود. می‌خواست برای ادامه‌ی تحصیل به آلمان برود. نزدیکانش از این مهاجرت نه به‌عنوان آرزویی مبهم، بلکه به‌عنوان یکی از برنامه‌های جدی زندگی‌اش یاد کرده‌اند. پنج‌شنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴، آریانا مثل روزهای دیگر به محل کارش رفت. بعد از پایان شیفت، حوالی عصر، همراه دوستانش به اعتراضات بروجرد پیوست. به روایت دوستان و نزدیکانش، در جریان اعتراضات، بنر با تصویر علی خامنه‌ای را آتش زد. گفته شده همین اتفاق باعث شناسایی و تعقیب او شد. آریانا برای فرار وارد خیابان تختی و سپس یکی از کوچه‌های فرعی شد. طبق روایت نزدیکان، نیروهای امنیتی او را تعقیب کردند و در نهایت گلوله‌ای مستقیم به ناحیه قلبش شلیک شد. دوستانش همان شب از جان‌باختنش باخبر شدند. از آن لحظه به بعد برای خانواده‌ی آریانا قصه‌ی دیگری آغاز شد؛ پیدا کردن فرزند، تحویل نگرفتن پیکرش و فشارهایی که برای تغییر روایت مرگ او بر خانواده وارد شد. وقتی خانواده برای شناسایی پیکرش رفتند، برادر کوچک‌ترش که ۱۸ سال داشت با پیکر برادرش روبه‌رو شد. دوست نزدیک خانواده روایت کرده که شوک آن لحظه برای او چنان شدید بود که بارها سرش را به یخچال سردخانه کوبیده است. پس از شناسایی، پیکر آریانا را به خانواده تحویل ندادند. از خانواده خواسته شده بود مرگ او را به شکل دیگری روایت کنند و او را به‌عنوان «شهید بسیجی» معرفی کنند. سپس موضوع انتقال و دفن او در فسا مطرح شد که خانواده با آن نیز مخالفت کردند. آن‌ها زیر بار این فشار نرفتند؛ حتی وقتی بهای مقاومتشان، به تعویق افتادن یا حتی تحویل نگرفتن پیکر فرزندشان بود. چهار شب گذشت. چهار شب که آریانا جایی دور از خانه بود و خانواده‌اش حتی اجازه نداشتند آن‌طور که می‌خواستند برایش سوگواری کنند و مأموران نیروی انتظامی مدام به خانه‌ی آن‌ها رفت‌وآمد داشتند. نیمه‌شب ۲۱ دی با خانواده تماس گرفتند. گفتند هرکس همان لحظه در خانه است راه بیفتد و به آرامستان بروجرد برود؛ کسی را هم خبر نکنند. حدود ساعت ۴ بامداد ۲۲ دی، خانواده راهی آرامستان شدند. آنجا با نیروهای امنیتی روبه‌رو شدند و پیکر آریانا را آوردند. دفنش کردند؛ در ساعتی که بیشتر شهر خواب بود. نه جمع بزرگی از دوستانش حضور داشتند، نه مشتری‌هایی که هر روز او را پشت پیشخوان کافه دیده بودند، نه همه‌ی کسانی که بعدها خبر رفتنش را شنیدند و باورشان نمی‌شد. مادرش همان‌جا برای پسرش فریاد می‌زد و می‌گفت: «پسرم قهرمان ایران شده است.» اما مأموران با تهدید از او می‌خواستند ساکت باشد. روزهای بعد، جای خالی آریانا در شهر خودش را نشان داد. بروجرد آن‌قدر بزرگ نبود که ناپدید شدن ناگهانی جوانی مثل او در آن بی‌صدا بماند. کسانی که او را از کافه می‌شناختند سراغش را می‌گرفتند، دوستانش از آنچه در شب ۱۸ دی دیده بودند می‌گفتند و خبر کم‌کم در شهر پیچید. جوانی برایش شعر خواند و عکس‌هایش دست‌به‌دست شد. متاسفانه نیروهای نظامی حتی تا چند وقت کسانی که به مزار آریانا می‌رفتند را هم شناسایی و احضار می‌کردند. از آریانا حالا عکس‌ها، کتاب‌ها و روایت کسانی مانده که او را می‌شناختند؛ پسر جوانی که درس می‌خواند، کار می‌کرد، زبان می‌آموخت و برای زندگی دیگری در آینده آماده می‌شد، اما در ۱۸ دی ۱۴۰۴ آن آینده با شلیک مستقیم گلوله به قلبش توسط نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی برای همیشه ناتمام ماند.

This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.

Source: Narrata · Author: دل‌آرا · Written ۱۴۰۵/۰۷/۱۵ · Read the original story

Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.

Photos & videos

Part of these events

What we know

Age
23
Killed
giovedì 8 gennaio 2026
Place
Borujerd, Lorestan
Cause of death
Gunshot wound
Father’s name
محمدرضا (in Persian) ↗

Names and spellings

Name on this record
آریانا ارجمندیAryana Arjmandi

How the sources wrote the name

  • Ariyana Arjmandi
    Hengaw, Iran International, iranvictims.com
  • Aryana Arjmandi آریانا ارجمندی
    IranTrial

People are often known by more than one name, or a nickname, and sources spell names differently. All of these refer to this one person. Know another name this person was called?

Do you know this person?

If you knew Aryana Arjmandi, or have something to add, every detail helps. Everything is reviewed before it is published.

This is my family member · Send evidence · Privacy or removal request

Sources & evidence

Each list spells names and places its own way. We show them as written.

How the sources recorded this name (6)
SourceName as writtenPlaceDate
Iran Human Rights (IHRNGO) Aryana Arjmandi — 2026-01-08
Hengaw [2] [3] [4] [5] Ariyana Arjmandi Borujerd 2026-01-08
Iran International Ariyana Arjmandi Borujerd 2026-01-08
iranvictims.com [2] [3] [4] [5] [6] [7] [8] [9] [10] Ariyana Arjmandi Borujerd 2026-01-08
IranTrial Aryana Arjmandi آریانا ارجمندی بروجرد ۱۸ دی ۱۴۰۴
Narrata آریانا ارجمندی — ۱۴۰۴/۱۰/۱۸
Posts and videos (16)

16 posts found. Each link opens on its own site.

Record information

Record number
V967E061
Evidence tier
A Recorded on two or more independent lists

Added 27 settembre 2026 · updated 21 ottobre 2026

Report an error or ask for removal · How we verify

Memorial messages

Leave a few words in memory of Aryana Arjmandi. Messages appear after moderation.

Write a message for Aryana Arjmandi…

Leave a few words in memory of Aryana Arjmandi. Messages appear after moderation. Short, kind messages only. No personal details or phone numbers.

Your safety comes first: no real name is needed. Is it safe to submit? · Sending anonymously

Menu

Settings · Privacy

Settings

Safety

Quick exitPress Esc twice to leave the site at once.
Discreet tab titleThe browser tab shows “Notes” instead of the page name.

Removes this site’s saved choices, saved names and offline copies, signs you out and leaves. This can’t be undone.

Languages

Appearance

Data use

Low data modeHides photos in lists and turns off motion. Best for slow or expensive connections.

Account

All settings · Cookie settings

How would you like to send it?

What we keep and who sees it · Other ways (X, Instagram)

Chat

Open full page

Be kind. No personal attacks, private details or phone numbers. Messages may be removed by moderators.