Photo: IranTrial
Mehdi Ghadimi Charmahini
مهدی قدیمی چرمهینی
22 years old · Bagh-e Bahadoran, Isfahan
giovedì 8 gennaio 2026
Their story
مهدی قدیمی چرمهینی 22 ساله بود؛ جوانی از چرمهین، شهری در شهرستان لنجان اصفهان. در همان شهر زندگی میکرد و در یک مکانیکی کار میکرد. حدود سه ماه از پایان خدمت سربازیاش گذشته بود. 18 دی 1404، چرمهین مثل بسیاری از شهرهای ایران، روزهای آرامی نداشت و اعتراضها بالا گرفته بود. معترضان پس از آتش زدن پرچم جمهوری اسلامی، به سمت پایگاه بسیج حرکت کردند. هنگامی که جمعیت به ورودی پایگاه نزدیک شد، نیروهای مستقر در داخل پایگاه با استفاده از سلاح جنگی کلاشینکف، بهطور مستقیم به سوی مردم تیراندازی کردند. مهدی…
This text is available in Persian only.
What the sources recorded
- Iran Human Rights (IHRNGO): listed among cases verified by two or more sources
- IranTrial: کشتهشده
Their narrative
جاویدنام مهدی قدیمی چرمهینی؛ تا سپیدهدم، کنار پیکر
مهدی قدیمی چرمهینی ۲۲ ساله بود؛ جوانی از چرمهین، شهری در شهرستان لنجان اصفهان. در همان شهر زندگی میکرد و در یک مکانیکی کار میکرد. حدود سه ماه از پایان خدمت سربازیاش گذشته بود. ۱۸ دی ۱۴۰۴، چرمهین مثل بسیاری از شهرهای ایران، روزهای آرامی نداشت و اعتراضها بالا گرفته بود. معترضان پس از آتش زدن پرچم جمهوری اسلامی، به سمت پایگاه بسیج حرکت کردند. هنگامی که جمعیت به ورودی پایگاه نزدیک شد، نیروهای مستقر در داخل پایگاه با استفاده از سلاح جنگی کلاشینکف، بهطور مستقیم به سوی مردم تیراندازی کردند. مهدی همان شب در محدودهی میدان شهرداری چرمهین هدف گلوله قرار گرفت. گلوله از زیر بغلش وارد بدنش شد و از سوی دیگر بیرون آمد و به قلبش آسیب مرگباری زد. خانواده او را به بیمارستان شهدای لنجان در زرینشهر رساندند. آن شب بیمارستان حالت معمولی و همیشگی خودش را نداشت. اورژانس و راهروهای بیمارستان مملو از مجروحان و جانباختگان بود. خانوادهای که مهدی را به امید نجات به بیمارستان رسانده بودند، با صحنهای روبهرو شدند که هرگز از خاطرشان پاک نمیشود: خون روی زمین، پیکرهایی که در راهروها و محوطهی بیمارستان قرار داشتند و پزشکان و پرستارانی که میان آن همه آشفتگی، برای نجات مجروحان تلاش میکردند. برای مهدی هم عملیات احیا انجام شد، اما نتیجهای نداشت. آن شب، خانواده علاوه بر داغ از دست دادن مهدی، نگران بودند که پیکر او و دیگر جانباختگان به خانوادههایشان تحویل داده نشود. خانواده نیمهشب پیکر مهدی را از در پشتی بیمارستان بیرون بردند. در ورودی اصلی بیمارستان تحت کنترل بود و امکان انتقال عادی پیکر وجود نداشت. آنها مهدی را به خانهی یکی از بستگان بردند، اما حتی آنجا هم آرامش نداشتند. تلاش کردند پیکر را به سردخانه یا غسالخانه بسپارند، ولی موفق نشدند. در نهایت، پیکر مهدی، در همان کاور سیاهی که بیمارستان در آن قرارش داده بود، در سرمای سوزان زمستان و روی صندلی عقب خودروی یکی از بستگان نگه داشته شد. خانواده تا صبح در کنار همان خودرو ماندند؛ شبی طولانی و طاقتفرسا که خواب از چشمان خانوادهی نگران مهدی ربوده بود و فرصتی برای فکر کردن دربارهی آنچه اتفاق افتاده بود را از آنان میگرفت. صبح ۱۹ دی، خانواده پیکر مهدی را برای کالبدشکافی به پزشکی قانونی اصفهان بردند. آنجا نیز صحنهای پیش رویشان قرار گرفت که ابعاد آن شب را دوباره به آنها یادآوری میکرد. بیش از صد خودروی حمل پیکر در صف بودند و در برخی نقاط، خون از قسمت عقب خودروها روی آسفالت میچکید. پس از آن، خانواده حدود یک هفته در انتظار انجام مراحل قانونی و صدور مجوز دفن ماندند. در همین مدت، کلانتری ۱۷ چرمهین با خانواده تماس گرفت و از آنها تعهد گرفته شد که برای مهدی مراسمی برگزار نکنند؛ نه تشییع، نه شام غریبان، نه سوم و هفتم و چهلم و نه مراسم سالگرد. سرانجام صبح جمعه ۲۶ دی ۱۴۰۴، حدود ساعت هشت، خانواده اجازه یافتند مهدی را به خاک بسپارند؛ مهدی در آرامستان بهشت زهرای شهر چرمهین آرام گرفت. خاکسپاری، برای خانواده پایان این فشارها نبود و فصل تازهای از آن را آغاز کرد. مأموران و نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی تلاش کردند مهدی را بهعنوان بسیجی و شهید معرفی کنند؛ اما خانواده این روایت را نپذیرفتند. در مراسم چهلم، مردم در کنار خانوادهاش ایستادند. مزار او را گلباران کردند و سرود «ای ایران» را دستهجمعی خواندند. در این مراسم، پدر مهدی مقابل تصویر او که بر سر مزارش قرار داشت نشست، پیشانی پسرش را در عکس بوسید. سپس، در حالی که زیر لب با او نجوا میکرد، برای لحظاتی سرش را بر مزار جگرگوشهاش گذاشت؛ شاید بخشی از حرفهای ناگفته و درد دلهایش را با پسرش در میان میگذاشت؛ شاید این نجواها مرهمی بر زخم این جنایت هولناک باشد و یادآور عهدی دوباره برای دادخواهی خون پسرش.
This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.
Source: Narrata · Author: سپهر · Written ۱۴۰۵/۰۷/۰۷ · Read the original story
Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.
Photos & videos
What we know
- Age
- 22
- Killed
- giovedì 8 gennaio 2026
- Place
- Bagh-e Bahadoran, Isfahan
Not recorded yet: Cause of death. Help complete this record
We do not know yet where Mehdi Ghadimi Charmahini is buried. Help locate this grave
Names and spellings
- Name on this record
- مهدی قدیمی چرمهینیMehdi Ghadimi Charmahini
- Also written (English)
- Mehdi Ghadimi Chermehini
People are often known by more than one name, or a nickname, and sources spell names differently. All of these refer to this one person. Know another name this person was called?
Do you know this person?
If you knew Mehdi Ghadimi Charmahini, or have something to add, every detail helps. Everything is reviewed before it is published.
This is my family member · Send evidence · Privacy or removal request
Sources & evidence
Each list spells names and places its own way. We show them as written.
How the sources recorded this name (3)
| Source | Name as written | Place | Date |
|---|---|---|---|
| Iran Human Rights (IHRNGO) | Mehdi Ghadimi Charmahini | — | 2026-01-08 |
| IranTrial | مهدى قدیمى چرمهینى | باغ بهادران | ۱۸ دی ۱۴۰۴ |
| Narrata | مهدی قدیمی چرمهینی | — | ۱۴۰۴/۱۰/۱۸ |
Posts and videos (0)
No posts or videos have been recorded for this name yet.
Record information
- Record number
- V97F35EC
- Evidence tier
- B Recorded on one trusted list
Added 27 settembre 2026 · updated 25 ottobre 2026
Memorial messages
Leave a few words in memory of Mehdi Ghadimi Charmahini. Messages appear after moderation.
Write a message for Mehdi Ghadimi Charmahini…
Do you know Mehdi Ghadimi Charmahini? Add information or photos
A name, a photo or a single detail can help complete this record.
Add information or photos