Photo: javidnaam.org — https://javidnaam.org/PersonDetail?id=69b8a35e580c81f1153e674e
Their story
25-year-old citizen of Isfahan. Killed by direct shooting to his temple area by 'Davood Ghafouri', commander of Dastgerd Basij. According to informed sources, this citizen's family was pressured to announce that their son was killed by terrorists. The names of several Dastgerd religious groups were also forcibly included in his announcement by government forces.
This text is available in English only.
What the sources recorded
- iranvictims.com: died during the protest period
Their narrative
جاویدنام محسن چیتساز
من در ۲۰ اردیبهشت ۱۳۷۸، در یک روز بهاری در اصفهان به دنیا آمدم. اهل دستگرد برخوار اصفهان بودم. کودکی و دوران مدرسهام در همان محله و کوچه و خیابانهایش گذشت. تحصیلاتم را تا مقطع فوقدیپلم ادامه دادم و سریع خودم رو وارد بازار کار کردم. کسانی که من را میشناختند ، میگویند که آرام و مهربان بودم. مهمان و مهمانی را دوست داشتم، به موزیک علاقه داشتم، مخصوصاً ویولن. آواز خواندن حالمم را خوب میکرد. معمولاً معین گوش میدادم و از او میخواندم، مخصوصاً آن ترانهای که می گوید: «ای همصدای امروز و فردا، عاشقتر از ما کی میشه پیدا؟» دوستانم می گویند که صدای معین که تو را شاد میکرد، الان فقط اشک به چشم ما می آورد! از همان اوایل نوجوانی احساس مسئولیت میکردم. میخواستم روی پاهای خودم بایستم و با دستهای خودم زندگیام را بسازم. تا حدی هم موفق شده بودم و در شاهپور اصفهان قهوهفروشی کوچکی داشتم؛ مغازهای اجارهای که هر روز کرکرهاش رو بالا میدادم و با جان و دل ماشین قهوه را روشن میکردم. مشتریهای زیادی داشتم، دیگر با هم رفیق هم شده بودیم. من برای زندگیام هر روز سخت کار میکردم تا بتوانم از مادرم هم مراقبت کنم. آرزوهای زیادی نداشتم، میدانستم در کشوری زندگی میکنم که جای زیادی برای آرزوهای بزرگ ندارد. فقط دلم میخواست آنقدر درآمد داشته باشم که دیگر مستأجر نباشم. کافهی خودم را داشته باشم و وضع مالیام به حدی خوب بشود که بتوانم با کسی که دوستش دارم ازدواج کنم. بیستوشش سالم بود و برای ساختن زندگیام کلی نقشه در ذهنم کشیده بودم. ولی انگار هرچقدرکه کار میکردم، آرزوهایم از من دورتر میشدند .انگار درجا میزدم. اکثر همسنوسالانم هم همین احساس را داشتند. وضع مالی هیچ کس تعریفی نداشت. با آمدن زمستان ۱۴۰۴، صبر مردم هم دیگر تمام شده بود. روز ۱۹دی، مثل همیشه با طلوع خورشید رفتم و کافه را باز کردم. شهر ما هم مثل باقی شهرها شلوغ بود. هیجان خاصی بین مردم بود. همهجا صحبت از شب قبل بود که استقبال زیادی از فراخوان شاهزاده شده بود. همه امیدوار بودند و خیلیها میگفتند که این دفعه دیگر کار را تمام میکنیم. غروب که شد، مغازه ام را برای آخرین بار بستم و راهی خیابان شدم. آن شب در خیابان هزاردستان در محلهی شاهپور اصفهان قاطی جمعیت شدم؛ جمعیتی که قرارشان خیابان و مقصدشان آزادی بود. ما دست خالی بودیم و فقط جرأت و صدایمان را با خود آورده بودیم. من نمیدانستم که دست سرنوشت، پایان آن روز را تلخ تر از قهوههایی که با عشق و امید دم میکردم نوشته است. نیروهای سرکوب به طرف ما شروع به شلیک کردند. میان دود و آتش و گاز اشکآور، تیری به چشم راستم خورد ، همانجا به زمین افتادم، ناگهان از این دنیا تا میشد دور شدم و دیگر به خانهمان برنگشتم. زندگی من که در فصل بهار شروع شده بود، در زمستانی سرد و شبی سرخ به آخر رسید. پیکرم را بعد از چهار روز با شرط و شروط تحویل دادند. گفته شده بود که مراسم عزاداری و خاکسپاری را بیسر و صدا انجام بدهند. عدهی کمی با اشک و اندوه فراوان مرا شبانه و در سکوتی اجباری بدرقه کردند. من در شهر خودمان و در آرامستان دستگرد برخوار، به خاک سپرده شدم. برخلاف خاکسپاری شبانه و بیسر و صدا، مراسم چهلم من، باشکوه برگزار شد. خانوادهام که آرزوی دامادی من را داشتند، رخت عزا بر تن کرده و تدارک مراسم چهلم بزرگی را دیدند تا یادم را زنده نگه دارند. صدای طبل و شیپور فضا را پر کرده بود. جمعیت زیادی آمده بودند. عکسهای بزرگی از من، میان گلها دیده میشد. برای دوستدارانم گلی بودم پرپر که هدیه به میهن شده بود. کبوترهای سفید و بادکنکهای سیاه به آسمان سپرده شدند تا نشانهی آزادی روحم و پایان سیاه جوانیام باشند.
This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.
Source: Narrata · Author: کتایون · Written ۱۴۰۵/۰۶/۲۱ · Read the original story
Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.
Photos & videos
Part of these events
What we know
- Age
- 25
- Killed
- venerdì 9 gennaio 2026
- Place
- Isfahan
- Born
- lunedì 10 maggio 1999 ↗
- Place of death
- شاهپور اصفهان ، خیابان هزاردستان (in Persian) ↗
Not recorded yet: Cause of death. Help complete this record
Burial details
- Cemetery
- آرامستان دستگرد برخوار
Do you know this person?
If you knew Mohsen Chitsaz, or have something to add, every detail helps. Everything is reviewed before it is published.
This is my family member · Send evidence · Privacy or removal request
Sources & evidence
Each list spells names and places its own way. We show them as written.
How the sources recorded this name (3)
| Source | Name as written | Place | Date |
|---|---|---|---|
| Hengaw | Mohsen Chitsaz | Isfahan | 2026-01-09 |
| iranvictims.com | Mohsen Chitsaz | Isfahan | 2026-01-09 |
| Narrata | محسن چیتساز | — | ۱۴۰۴/۱۰/۱۹ |
Posts and videos (0)
No posts or videos have been recorded for this name yet.
Record information
- Record number
- VB209765
- Evidence tier
- B Recorded on one trusted list
Added 27 settembre 2026 · updated 29 ottobre 2026
Memorial messages
Leave a few words in memory of Mohsen Chitsaz. Messages appear after moderation.
Write a message for Mohsen Chitsaz…
Do you know Mohsen Chitsaz? Add information or photos
A name, a photo or a single detail can help complete this record.
Add information or photos