The Iran Massacreکشتار دی ۱۴۰۴
This translation was made with the help of AI and has not yet been checked by a native speaker. English · فارسی
این صفحه به فارسی

Amir Mehdi Keshavarz Siyahpoush

امیرمهدی کشاورز

17 years old · Zibashahr, Qazvin

venerdì 9 gennaio 2026

ATwo or more independent lists

Named on the government’s official list (row 1004)

#Amir_Mehdi_Keshavarz_Siyahpoush#امیرمهدی_کشاورز
Add information

Their story

Child victim killed during protests. Listed in HRANA's 'Deceased Children' section of The Crimson Winter report (born before December 2007). HRANA verification: Confirmed. Original source: Coordination Council of Iranian Cultural and Educational Associations.

This text is available in English only.

What the sources recorded

  • Iran Human Rights (IHRNGO): listed among cases verified by two or more sources
  • iranvictims.com: died during the protest period
  • iranvictims.com: date not known; listed as a protest victim

Their narrative

جاویدنام امیرمهدی کشاورز سیاه پوش؛ رویای نا‌تمام

از امیرمهدی فیلم‌هایی مانده که تماشایشان سخت است؛ نه چون غمگین‌اند، درست برعکس، چون امیرمهدی در آن‌ها می‌خندد، می‌رقصد، برای دوربین ادا درمی‌آورد و در یکی‌شان دستمالی در دست گرفته و با ریتم موسیقی شادی می‌کند. در عکس‌های دیگر لباس فوتبال به تن دارد و کنار هم‌تیمی‌هایش ایستاده، جایی مقابل تخت جمشید عکس گرفته و در فیلمی از محرم، پشت طبل هیئت مینوازد. این‌ها تکه‌های هفده سال زندگی امیرمهدی کشاورز سیاه پوش است؛ متولد ۳۱ مرداد ۱۳۸۷، دانش‌آموز رشته‌ی معماری و فوتبالیست باشگاه زاگرس قزوین. پیراهن شماره ۲۹ را می‌پوشید و فوتبال معنای زندگی‌اش بود. یک روز هم با همان اطمینان نوجوانی به مادرش گفته بود: «یه روزی انقدر معروف می‌شم که همه منو بشناسن و دنبال مادرم بگردن.» اما پیش از آنکه هجده‌ساله شود، ۱۹ دی از راه رسید. ۱۹ دی ۱۴۰۴، زیباشهر قزوین هم همچون گوشه گوشه‌ی ایران صحنه ی تقابل خیر و شر بود، طَرَفی، نیروهای مسلح و آن‌طرف مردمی که آماده بودند تا صدایشان را به گوش جهان برسانند. امیرمهدی هم به خیابان رفت. در میان شلیک نیروهای سرکوب، دو گلوله‌ی جنگی به کمر و پایش اصابت کرد. پسر هفده‌ساله‌ای که از خانه بیرون رفته بود، دیگر به خانه برنگشت. آن شب فقط جان یک نوجوان را نگرفتند؛ یک رؤیای بزرگ را ناتمام گذاشتند. پسری را از کلاس معماری گرفتند، فوتبالیستی را از زمین بازی و فرزندی را از آغوش خانواده‌ای که هنوز باید سال‌ها بزرگ‌شدنش را تماشا می‌کردند. هجده‌سالگی، بازی‌های بعدی، درس، سفر، خنده‌ها و تمام فرداهایی که هنوز نرسیده بودند، برای امیرمهدی در همان هفده‌سالگی متوقف شد. ۱۹ دی، امیرمهدی کشاورز سیاه پوش  جان‌فدای ایران شد. بعد از رفتنش، همان عکس‌ها و فیلم‌ها ماندند؛ همان خنده‌ها، رقص‌ها، لباس فوتبال، ساعت و وسایلی که دست‌های امیرمهدی روزی لمسشان کرده بود. عزیزانش هرچه از او داشتند کنار هم جمع کردند و تابلویی بزرگ ساختند؛ عکس‌هایش را میان وسایل شخصی‌اش چیدند و دور یکی از تصاویرش با زنجیر، نقشه ایران را شکل دادند؛ تا یادشان و یادمان بماند که چرا امروز به جای خود امیرمهدی، یادگارهایش کنار هم نشسته‌اند. عکسش را روی سینه‌هایشان گذاشتند؛ درست نزدیک قلبشان. در مراسم‌ها با تصویر او بر سینه ایستادند و گاهی عکس بزرگش را بالای سر گرفتند. میان گل‌هایی که برایش آورده بودند، توپ فوتبال هم بود. حتی شماره ۲۹ از او جدا نشد؛ همان شماره‌ای که روزی روی پیراهن فوتبالش بود، بعدها روی سنگ مزارش هم نوشته شد. مادر، پسرش را در همان فیلم‌های باقی‌مانده دوباره و دوباره دید؛ یک‌بار در زمین فوتبال و بار دیگر پشت طبل هیئت در روزهای محرم. وقتی فیلم محرم را منتشر کرد، رو به کسانی که پسرش را هدف قرار داده بودند، از همان جوانی گفت که روزی در هیئت‌های خودشان عزاداری کرده بود و پرسید چگونه توانستند به او شلیک کنند. در فیلم‌های فوتبال اما حسرت مادر چیز دیگری بود؛ کاش روزی مردم امیرمهدی را از بازی‌هایش در ورزشگاه می‌شناختند. همان مادری که روزی شنیده بود پسرش می‌خواهد آن‌قدر شناخته شود که مردم دنبال مادرش بگردند، حالا خودش نگهبان عکس‌ها، فیلم‌ها و خاطرات پسری شده بود که فرصت نکرد رؤیایش را زندگی کند. اما سوگ امیرمهدی در خانه نماند. چهلم که رسید، مردم آمدند. دور مزارش ایستادند، دست زدند و یک‌صدا خواندند: «این گل پرپر شده، هدیه به میهن شده.» عکسش از روی دیوار خانه به سینه‌ها و دست‌های مردم رسیده بود و نام امیرمهدی میان جمعیتی شنیده می‌شد که برای یاد او کنار هم ایستاده بودند. بعد، این یاد از قزوین هم گذشت. تصویر امیرمهدی از مرزهای ایران عبور کرد. در نقاط مختلف دنیا عکسش را بالا بردند، نامش را صدا زدند و به احترام فوتبالیست هفده‌ساله‌ای کف زدند که دیگر خودش نبود تا هیچ‌کدام از این صحنه‌ها را ببیند. رویای امیرمهدی را ناتمام گذاشتند؛ اما آن شب، میان تمام فرداهایی که از او گرفتند، نامش به رویایی بزرگ‌تر گره خورد. رویایی که دیگر تنها از آنِ یک پسر هفده‌ساله نبود؛ رویای نسلی بود که برای پس‌گرفتن آینده‌اش به خیابان آمده بود. امیرمهدی سهم خود را برای رسیدن به آن، با جانش پرداخت؛ آزادی ایران. قرار بود روزی فوتبال قصه‌ی امیرمهدی را بنویسد، اما او خود بخشی از قصه‌ی ایران شد؛ قصه‌ای که هر بار ورق بخورد، نام او را دوباره به خاطر خواهد آورد.

This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.

Source: Narrata · Author: نورا · Written ۱۴۰۵/۰۵/۳۱ · Read the original story

Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.

Photos & videos

main portrait of V88BE099
main portrait of V88BE099 Photo: javidnaam.org — https://javidnaam.org/PersonDetail?id=6982e7b18b2e45b6fadd804f

What we know

Age
17
Killed
venerdì 9 gennaio 2026
Place
Zibashahr, Qazvin
Cause of death
Gunshot wound
Father’s name
قربان (in Persian) ↗
Born
giovedì 21 agosto 2008 ↗
Occupation
فوتبالیست (in Persian) ↗
Place of death
زیباشهر، قزوین (in Persian) ↗

We do not know yet where Amir Mehdi Keshavarz Siyahpoush is buried. Help locate this grave

Names and spellings

Name on this record
امیرمهدی کشاورزAmir Mehdi Keshavarz Siyahpoush

How the sources wrote the name

  • Amir Mehdi Keshavarz Siyahpoosh
    HRANA, iranvictims.com
  • Amirmehdi Keshavarzi Siahpoosh
    Iran International, iranvictims.com
  • امیرمهدی کشاورز سیاه پوش
    Narrata

People are often known by more than one name, or a nickname, and sources spell names differently. All of these refer to this one person. Know another name this person was called?

Do you know this person?

If you knew Amir Mehdi Keshavarz Siyahpoush, or have something to add, every detail helps. Everything is reviewed before it is published.

This is my family member · Send evidence · Privacy or removal request

Sources & evidence

Each list spells names and places its own way. We show them as written.

How the sources recorded this name (5)
SourceName as writtenPlaceDate
Iran Human Rights (IHRNGO) Amir Mehdi Keshavarz Siyahpoush — 2026-01-09
HRANA Amir Mehdi Keshavarz Siyahpoosh Qazvin, Alborz —
Iran International Amirmehdi Keshavarzi Siahpoosh Zibashahr, Qazvin 2026-01-09
iranvictims.com [2] [3] [4] [5] Amirmehdi Keshavarzi Siahpoosh · Amir Mehdi Keshavarz Siyahpoosh Zibashahr, Qazvin · Qazvin, Alborz 2026-01-09
Narrata امیرمهدی کشاورز سیاه پوش — ۱۴۰۴/۱۰/۱۹
Posts and videos (3)

3 posts found. Each link opens on its own site.

Record information

Record number
VB3859C5
Evidence tier
A Recorded on two or more independent lists

Added 27 settembre 2026 · updated 29 ottobre 2026

Report an error or ask for removal · How we verify

Memorial messages

Leave a few words in memory of Amir Mehdi Keshavarz Siyahpoush. Messages appear after moderation.

Write a message for Amir Mehdi Keshavarz Siyahpoush…

Leave a few words in memory of Amir Mehdi Keshavarz Siyahpoush. Messages appear after moderation. Short, kind messages only. No personal details or phone numbers.

Your safety comes first: no real name is needed. Is it safe to submit? · Sending anonymously

Menu

Settings · Privacy

Settings

Safety

Quick exitPress Esc twice to leave the site at once.
Discreet tab titleThe browser tab shows “Notes” instead of the page name.

Removes this site’s saved choices, saved names and offline copies, signs you out and leaves. This can’t be undone.

Languages

Appearance

Data use

Low data modeHides photos in lists and turns off motion. Best for slow or expensive connections.

Account

All settings · Cookie settings

How would you like to send it?

What we keep and who sees it · Other ways (X, Instagram)

Chat

Open full page

Be kind. No personal attacks, private details or phone numbers. Messages may be removed by moderators.