Their story
No account of how Mohammad Alizadeh was killed has been recorded yet. If you know what happened, tell us.
What the sources recorded
- Iran Human Rights (IHRNGO): listed among cases verified by two or more sources
Their narrative
جاویدنام محمد علیزاده؛ همسری از جنس عشق، پدری سرشارتر از آن
۱۸ دی، شب فراخوانی بود که شهرها حالوهوای دیگری داشتند؛ شبی که بسیاری از مردم ایران با امید، شوق و نیرویی وصفنشدنی به خیابانها آمدند تا صدای آزادیخواهی خود را به گوش برسانند. خیابانها پر شده بود از قدمهایی که به امید تغییر برداشته میشد، اما در سوی دیگر، نیروهای سرکوبِ تا دندان مسلح حکومت، در انتظار ایستاده بودند. آن شب، میان موج جمعیت و شعار «جاوید شاه» در خیابانها، صدای شلیک گلوله درهمآمیخت با دود گاز اشکآور، فریادها، گریهها و دویدن مردمی که تنها سلاحشان فریاد بود. مردی حضور داشت که گلوله جاودانش کرد. فرزند ایران و جانفدای میهن، جاویدنام محمد علیزاده. محمد آن شب، مانند شبهای دیگر، تا ساعت هشتونیم در آرایشگاهش در میدان هلالاحمر هفتحوض مشغول کار بود. چندبار با همسر و دخترش تماس گرفت؛ تماسهایی معمولی که هیچکس تصور نمیکرد آخرین صداهایی باشند که از او میشنوند. از ساعت ده شب، تلفن محمد دیگر پاسخ نداد. ابتدا خانواده گمان میکردند هنوز درگیر کار است یا صدای زنگ تلفن را نمیشنود، اما با هر تماس بیپاسخ، نگرانی جای خود را به اضطراب بیشتری میداد. ساعتها آرام میگذشت و خبری از او نمیرسید. تا نیمهشب، نگاهها میان در خانه و صفحهٔ تلفن میچرخید؛ به امید اینکه هر لحظه صدای محمد شنیده شود یا مثل همیشه، خسته از یک روز کاری، وارد خانه شود. وقتی عقربههای ساعت از دوازده گذشت، انتظار جای خود را به جستوجو داد. مادر همسر محمد راهی آرایشگاه او در میدان هلالاحمر هفتحوض شد. مغازه بسته بود، اما خودروی محمد همچنان کنار خیابان پارک شده بود؛ تصویری که نگرانی را بیشتر میکرد. انگار او فقط برای لحظهای از ماشین فاصله گرفته بود و قرار بود خیلی زود برگردد. جستوجو از همانجا آغاز شد. ابتدا به کلانتری هفتحوض رفتند، اما آنجا خبری از محمد نبود. بعد راهی بیمارستان انصاری شدند؛ جایی که چند جملهٔ کوتاه، امیدی را که ساعتها به آن چنگ زده بودند، فرو ریخت: محمد جان باخته بود و پیکرش به کهریزک منتقل شده بود. از آن لحظه، جستوجوی خانواده برای یافتن محمد پایان نگرفت؛ تنها شکل آن تغییر کرد. پسر بیستسالهاش دو روز در کهریزک به دنبال پدر گشت؛ در میان راهروهایی که هیچ فرزندی نباید برای یافتن پدرش از آنها عبور کند. دختر شانزدهسالهاش تا آخرین لحظه امیدوار بود اشتباهی رخ داده باشد؛ شاید تشابه اسمی، شاید خبری نادرست، شاید در خانه باز شود و پدرش سالم بازگردد. دختر است دیگر، دلبستگی عمیق به پدر. فاصلهٔ میان ساعت ده شب تا نیمهشب، برای آنها به طولانیترین انتظار زندگی تبدیل شد؛ انتظاری که پایانش چیزی جز داغ و فقدان نبود. محمد متولد ۱۲ خرداد ۵۶، آرایشگری بود که سالها با دستانش به چهرهٔ دیگران آراستگی میبخشید، اما سرنوشت، خانوادهاش را با زخمی روبهرو کرد که هیچ دستی توان ترمیم آن را ندارد. نزدیکانش او را با لبخند همیشگیاش به یاد میآورند؛ مردی خوشرو، مهربان و آرام که کمتر اجازه میداد سختیهای زندگی بر رفتار و برخوردش سایه بیندازد. دنیای محمد بیش از هر چیز در خانه و کنار دو فرزندش معنا داشت. با وجود ساعتهای طولانی کار در آرایشگاه، همیشه تلاش میکرد برای آنها وقت بگذارد، حرفهایشان را بشنود و خستگی روز را در کنار خانواده فراموش کند. برای فرزندانش، او تنها پدر یک خانواده نبود؛ تکیهگاهی بود که حضورش را همیشگی تصور میکردند. مراسم خاکسپاری محمد در روز ۲۱ دی، در آرامستان امامزاده موسی کاظم لواسان، با حضور خانواده و نزدیکان برگزار شد؛ مراسمی باشکوه و درخور یاد مردی که عشق همسر و فرزندانش بود. در همان حال، حضور نیروهای امنیتی در محل نیز بر سنگینی آن روز افزود. محمد اهل رشت بود؛ شهری در شمال ایران با هوای نمناک و عطر بارانهای همیشگیاش. امروز او در لواسان آرام گرفته است؛ دور از آرایشگاه کوچک هفتحوض، اما نزدیک به خاطرهٔ دو فرزندی که هنوز جای خالی پدر را در خانه حس میکنند؛ فرزندانی که شاید گاهی با شنیدن صدای زنگ تلفن، برای لحظهای کوتاه، امید بازگشت او در دلشان زنده شود.
This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.
Source: Narrata · Author: رودابه · Written ۱۴۰۵/۰۴/۲۱ · Read the original story
Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.
What we know
- Age
- 48
- Killed
- giovedì 8 gennaio 2026
- Place
- Tehran
- Born
- giovedì 2 giugno 1977 ↗
Not recorded yet: Cause of death. Help complete this record
Burial details
- Cemetery
- امامزاده موسی کاظم، لواسان بزرگ
Do you know this person?
If you knew Mohammad Alizadeh, or have something to add, every detail helps. Everything is reviewed before it is published.
This is my family member · Send evidence · Privacy or removal request
Sources & evidence
Each list spells names and places its own way. We show them as written.
How the sources recorded this name (2)
| Source | Name as written | Place | Date |
|---|---|---|---|
| Iran Human Rights (IHRNGO) | Mohammad Alizadeh | — | 2026-01-08 |
| Narrata | محمد علیزاده | — | ۱۴۰۴/۱۰/۱۸ |
Posts and videos (0)
No posts or videos have been recorded for this name yet.
Record information
- Record number
- VB69B728
- Evidence tier
- B Recorded on one trusted list
Added 27 settembre 2026 · updated 29 ottobre 2026
Memorial messages
Leave a few words in memory of Mohammad Alizadeh. Messages appear after moderation.
Write a message for Mohammad Alizadeh…
Do you know Mohammad Alizadeh? Add information or photos
A name, a photo or a single detail can help complete this record.
Add information or photos