The Iran Massacreکشتار دی ۱۴۰۴
This translation was made with the help of AI and has not yet been checked by a native speaker. English · فارسی
این صفحه به فارسی

Ali Aram

علی آرام

29 years old · Shahin Shahr, Isfahan

venerdì 9 gennaio 2026

ATwo or more independent lists

Named on the government’s official list (row 1068)

#Ali_Aram#علی_آرام

اصابت گلوله جنگی. قرار بود بعد از چهار سال نامزدی، ازدواج کند.

Add information

Their story

What the sources recorded

  • Iran Human Rights (IHRNGO): listed among cases verified by two or more sources
  • iranvictims.com: died during the protest period

Their narrative

جاویدنام علی آرام؛ وداعی خاموش

علی آرام ۲۹ ساله بود؛ جوانی از شاهین‌شهر اصفهان که زندگی‌اش اخیراً داشت رنگ و شکل خودش را پیدا می‌کرد. به تازگی کافه‌رستورانی راه انداخته بود؛ جایی که بخش بزرگی از آینده‌ای بود که با دست‌های خودش می‌ساخت. پشت راه‌اندازی یک کافه، ساعت‌ها فکر، تلاش و امید برای روزهایی بود که قرار بود یکی‌یکی از راه برسند؛ روزهایی که علی می‌توانست در آن‌ها کار کند، زندگی‌اش را بسازد و قدم‌به‌قدم به آرزوهایش نزدیک‌تر شود. علی بدن‌ساز بود؛ فرزند بزرگ خانواده و تکیه‌گاهی برای خانواده و نزدیکانش. آن‌قدر به دیگران کمک کرده بود که پس از رفتنش، دوستان و نزدیکانش احساس می‌کردند تنها یک دوست یا یک عزیز را از دست نداده‌اند؛ گویی بزرگ یک خانواده از میان‌شان رفته است. چهار سال از نامزدی‌اش گذشته بود و حالا قرار بود رخت دامادی بر تن کند و زندگی مشترک‌شان را آغاز کنند. آینده برای علی دیگر رؤیایی دور نبود؛ درست مقابل چشمانش ایستاده بود. خانه‌ای که قرار بود شکل بگیرد، زندگی مشترکی که در آستانه آغاز بود. اما ۱۹ دی ۱۴۰۴، همه این «قرار بود»ها نیمه‌تمام ماند. علی در اعتراضات شاهین‌شهر شرکت نمود. علی در حالی که از محل کارش به خانه بازمی‌گشت، در سر خیابان «نظامی» شاهین‌شهر هدف گلوله جنگی قرار گرفت. رفقایش از علی به‌عنوان محور جمع یاد می‌کنند؛ کسی که دوست داشت همه را دور هم جمع کند و بزمی برپا شود. لبخند از لبانش دور نمی‌شد؛ همانطور که به درستی بر روی پلاکاردی در روز مراسم چهلمش  نوشته شده بود: مرا با خنده‌هایم یاد کنید. علی صبری داشت که حتی در سخت‌ترین لحظه نیز همراهش بود. او حتی پس از اصابت گلوله، درد را تحمل کرد و فریادی نزد. پس از اصابت گلوله، او را به بیمارستان «گلدیس» شاهین‌شهر منتقل کردند. کادر درمان برای نجات جانش عملیات احیا و سی‌پی‌آر انجام دادند، اما تلاش‌ها نتیجه نداد و علی جان باخت. آن شب، مأموران جمهوری اسلامی زندگی علی را در لحظه‌ای از مسیر خود خارج کردند؛ رخت دامادی که قرار بود بر تن کند، به رخت عزای خانواده‌اش تبدیل شد. تحویل پیکر علی به خانواده چندین روز طول کشید؛ روزهایی سنگین و فرساینده که هر ساعتش برای خانواده او با اضطراب، انتظار و فشار روانی بسیارگذشت. انتظار برای لحظه‌ای که بتوانند دوباره عزیزشان را ببینند؛ نه برای شنیدن صدایش، بلکه برای آخرین وداع. سرانجام، پس از چند روز، خانواده توانستند پیکر علی را تحویل بگیرند. لحظه‌ای تلخ که در آن، بوسه‌ای بر گونه‌های علی شاید آخرین چیزی بود که برای خانواده باقی مانده بود؛ آخرین لمس، آخرین نگاه و آخرین خداحافظی. خانواده تنها به شرطی توانستند علی را به خاک بسپارند که مراسم او بدون سر و صدا برگزار شود. وداعی خاموش؛ گویی حتی برای سوگوار بودن نیز باید سکوت می‌کردند. سرانجام، علی در قطعه ۲۰ «بهشت معصومه» شاهین‌شهر به خاک سپرده شد؛ زیر خاکی که پیکر جوانی را در آغوش گرفت، اما رؤیاهایش و آرمان‌هایش را نه. چهلم علی اما رنگ دیگری داشت. مردم آمدند تا خانواده‌اش را در سنگینی این فقدان تنها نگذارند؛ و برای علی، نمادین‌ترین چیزی را برپا کردند که دیگر خودش فرصت برپا کردنش را نیافته بود: یک عروسی. لباس عروسی، گل‌ها و بادکنک‌هایی که به آسمان فرستاده شدند، انگار نشانه‌هایی از یک زندگیِ نزیسته بودند؛ تکه‌هایی از آینده‌ای که می‌توانست سهم علی باشد. بادکنک‌ها یکی‌یکی از زمین جدا شدند و بالا رفتند؛ گویی آرزوهای علی را، که دیگر دستی برای رسیدن به آن‌ها نداشت، به آسمان می‌سپردند. اما شادی، این‌بار چهره‌ای غریب داشت. حاضران در سوگی دسته‌جمعی به حرکت درآمدند و با ترانه «حنا حنا، شادی‌مون گشته عزا»، مرز میان عروسی و عزا را در هم شکستند. حنایی که باید بر دست‌های داماد می‌نشست، این‌بار در خاطره‌ای سوگوارانه معنا گرفت. مردم برایش عروسی گرفتند، تا به قاتلانش بگویند زندگی‌ای که از او گرفته شد، از یاد نرفته است. و در مراسمی دیگر، صدای دمام در فضای مزار پیچید؛ صدایی سنگین و ممتد. خانواده‌هایی از دیگر جاویدنامان شهر، قاب عکس عزیزان‌شان را در دست گرفتند و بر سر مزار علی ایستادند. قاب‌ها کنار هم قرار گرفتند؛ در آن لحظه مزار به جایی بدل شده بود که داغ‌های پراکنده، یکدیگر را پیدا می‌کردند؛ جایی که نام علی در کنار نام دیگر عزیزان‌شان قرار می‌گرفت و سکوت، شکل دیگری از فریاد می‌شد. آنان آمده بودند تا بگویند خاک، هرچقدر هم سنگین باشد، نمی‌تواند نام‌ها را دفن کند. عکس‌ها را بالا گرفتند و بر دادخواهی خود پای فشردند؛ گویی هر قاب، پنجره‌ای بود رو به زندگی‌ای که ناتمام مانده بود، و هر نام، چراغی که نمی‌گذاشت تاریکی ظلم و ستم و بی‌عدالتی حاکمان، همه‌چیز را با خود ببرد.

This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.

Source: Narrata · Author: سپهر · Written ۱۴۰۵/۰۶/۲۶ · Read the original story

Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.

Photos & videos

What we know

Age
29
Killed
venerdì 9 gennaio 2026
Place
Shahin Shahr, Isfahan
Cause of death
Gunshot wound
Father’s name
عبدالحمید (in Persian) ↗

Burial details

Cemetery
آرامستان «بهشت معصومه» شاهین‌شهر — قطعه 20
Section
20

Do you know this person?

If you knew Ali Aram, or have something to add, every detail helps. Everything is reviewed before it is published.

This is my family member · Send evidence · Privacy or removal request

Sources & evidence

Each list spells names and places its own way. We show them as written.

How the sources recorded this name (5)
SourceName as writtenPlaceDate
Iran Human Rights (IHRNGO) Ali Aram — 2026-01-09
Iran International Ali Aram Shahin Shahr 2026-01-09
iranvictims.com [2] [3] [4] Ali Aram Shahin Shahr 2026-01-09
IranTrial علی آرام اصفهان 1404/10/19
Narrata علی آرام — ۱۴۰۴/۱۰/۱۹
Posts and videos (3)

3 posts found. Each link opens on its own site.

Record information

Record number
VD49B3BB
Evidence tier
A Recorded on two or more independent lists

Added 27 settembre 2026 · updated 29 ottobre 2026

Report an error or ask for removal · How we verify

Memorial messages

Leave a few words in memory of Ali Aram. Messages appear after moderation.

Write a message for Ali Aram…

Leave a few words in memory of Ali Aram. Messages appear after moderation. Short, kind messages only. No personal details or phone numbers.

Your safety comes first: no real name is needed. Is it safe to submit? · Sending anonymously

Menu

Settings · Privacy

Settings

Safety

Quick exitPress Esc twice to leave the site at once.
Discreet tab titleThe browser tab shows “Notes” instead of the page name.

Removes this site’s saved choices, saved names and offline copies, signs you out and leaves. This can’t be undone.

Languages

Appearance

Data use

Low data modeHides photos in lists and turns off motion. Best for slow or expensive connections.

Account

All settings · Cookie settings

How would you like to send it?

What we keep and who sees it · Other ways (X, Instagram)

Chat

Open full page

Be kind. No personal attacks, private details or phone numbers. Messages may be removed by moderators.