The Iran Massacreکشتار دی ۱۴۰۴
This translation was made with the help of AI and has not yet been checked by a native speaker. English · فارسی
این صفحه به فارسی

Abolfazl Jahedi

سید ابوالفضل جاهدی

18 years old · Robat Karim, Tehran

venerdì 9 gennaio 2026

ATwo or more independent lists

Named on the government’s official list

#Abolfazl_Jahedi#سید_ابوالفضل_جاهدی
Add information

Their story

No account of how Abolfazl Jahedi was killed has been recorded yet. If you know what happened, tell us.

What the sources recorded

  • Iran Human Rights (IHRNGO): listed among cases verified by two or more sources
  • iranvictims.com: died during the protest period

This name also appears on the Iranian government's own list.

Their narrative

جاوید‌نام ابوالفضل جاهدی؛ می‌خواستم آتش‌نشان شوم و جان آدم‌ها را نجات بدهم. نگذاشتند

من در تهران به دنیا آمدم. خانواده‌ام اهل سنقر کرمانشاه هستند و از روزی که خود را شناختم، آموختم که من نه‌تنها ایرانی بلکه کرد هم هستم. به کرد بودنم به اندازه‌ی ایرانی بودنم افتخار می‌کردم. اگر از دوران کودکی‌ام بپرسید، پاسخی ندارم چون دست روزگار من را خیلی زود بزرگ کرد. از قضا قد بلندی هم داشتم و آن هم به سنم اضافه می‌کرد. به خاطر دارم که همیشه دغدغه‌ی کار داشتم نه بازی، می‌خواستم کمک خانواده‌ام باشم، بنابراین از ۱۵ سالگی شروع به کار کردم، شاگرد مکانیکی شدم، شب‌ها تبلیغات پخش می‌کردم، گاهی در تالارها گارسونی می‌کردم، تا دو یا سه صبح سر پا می‌ماندم و صبح، با همان خستگی خود را به مدرسه می‌رساندم. روزهایی هم بود که پول کرایه نداشتم و مسیر را پیاده می‌رفتم. اما من از این‌ها خسته نمی‌شدم، آنچه مرا خسته می‌کرد نرسیدن به رویاهایم بود. رویای من رها شدن از ظلم و استبداد بود، کشور بی‌برنامه اداره می‌شد و من هر چه سعی می‌کردم، آرزوهایم دست‌نیافتنی‌تر می‌شد. من هنوز خیلی جوان بودم ولی دغدغه‌هایم از سنم خیلی بزرگ‌تر بود، تورم و گرانی کمرمان را شکسته بود، نه تنها من بلکه اکثر هم‌سن و سالانم هم در شهر ما کار می‌کردند، خیلی‌ها به ادامه‌ی تحصیل اصلاً فکر نمی‌کردند. اما من هدف بزرگی داشتم، هدفم آتش‌نشان شدن بود؛ می‌خواستم روزی لباسی را بپوشم که آدم‌ها با دیدنش امید بگیرند؛ لباسی که یعنی کسی آمده تا نجات بدهد. قبول شده بودم و قرار بود صبح بیستم دی برای تکمیل ثبت‌نام به دانشکده‌ی آتش‌نشانی بروم. فقط نگران هزینه‌ی لباس و وسایلش بودم، اما تصمیم داشتم بیشتر کار کنم. دی‌ماه ۱۴۰۴ با اعتراضات و اعتصابات مردم در گوشه و کنار کشور همراه بود. این بار با همیشه فرق داشت، گویی مردم تصمیمشان را گرفته بودند و بیش از پیش متحد بودند. فراخوانی هم از طرف شاهزاده رضا پهلوی آمده بود برای دعوت به مشارکت و همکاری، که برای انسجام مردم و تصمیم آن‌ها در شرکت در اعتراضات خیلی تأثیرگذار بود. شاهزاده رضا پهلوی از مردم خواسته بود پنج‌شنبه و جمعه، هجدهم و نوزدهم دی‌ماه، رأس ساعت هشت شب، هم‌زمان از خیابان‌ها و خانه‌هایشان شعار بدهند. من هم هیجان‌زده بودم و اشتیاق زیادی داشتم که شرکت کنم. می‌دانستم که شاید این راه به قیمت جانم تمام شود، ولی من که از مردن نمی‌ترسیدم، برای همین هم می‌خواستم آتش‌نشان بشوم. من و امثال من برای داشتن حداقل‌ها ساعت‌ها محکوم به کار بودیم و روزی هزار بار زیر بار فشار فیزیکی و روانی می‌مردیم. باید کاری می‌کردم، برای نجات خودم، خانواده‌ام و خواهر کوچکم. زندگی بهتری را برای آنان می‌خواستم، امکانات بیشتری را برای شهرم می‌خواستم، عدالت، آرامش و رفاه می‌خواستم، می‌خواستم بچه‌های دیگر فقط دغدغه‌ی مدرسه داشته باشند نه کار. می‌خواستم خواهرم بتواند بی‌ترس زندگی کند و برای آینده‌اش خودش تصمیم بگیرد؛ می‌خواستم جوانی‌مان زیر فشار تأمین نان و محدودیت‌های حکومتی تمام نشود. من تصمیم خودم را گرفته بودم. شب نوزدهم دی در خیابان بخشداری رباط‌کریم بودم که آزادی را فریاد بکشم. جمعیت زیادی در خیابان حضور داشتند، آن‌ها هم آزادی را صدا می‌زدند. همان شب، در خیابان ملکی رباط‌کریم هم مردم با شعار «نترسید، نترسید، ما همه با هم هستیم» یکدیگر را به ماندن و همراهی دلگرم می‌کردند. حس خوبی داشتم، حسی که هیچ‌وقت تجربه نکرده بودم، شاید این حس همان باور آزادی بود که داشت در وجودم جان می‌گرفت. ناگهان با شلیک گلوله‌های نیروهای سرکوب، حال و هوای آزادی رنگ باخت. آن‌ها مستقیماً به مردم بی‌دفاع شلیک می‌کردند. آرزوها داشتند پرپر می‌شدند و به زمین می‌افتادند. دوست داشتم به کمکشان بروم ولی امکان‌پذیر نبود. من خود را به پشت یک سطل زباله رساندم و پناه گرفتم، شخص دیگری هم آنجا پناه گرفته بود. او آنچه را که بر من گذشت با چشمان خودش دید. باور دارم که او هنوز هم آنچه را که آن شب دید، فراموش نکرده است. قد بلندم، که همیشه بخشی از جوانی و زندگی‌ام بود و باعث غرور، آن شب هم مرا سربلند کرد. بخشی از سرم که از پناهگاهم بیرون مانده بود، برای آن جانیان حکومتی هدف آسانی شد. گلوله‌ای به سرم خورد و همان‌جا نقطه‌ی پایانی بر زندگی‌ام که هنوز جمله‌ای ناتمام بود، گذاشت. پیش از آنکه صبحِ ثبت‌نامم برسد، من می‌خواستم آتش‌نشان شوم، قرارم با روزگاری که تا آن لحظه زندگی را به من بدهکار بود این نبود. خانواده‌ام اول فکر کردند فقط زخمی شده‌ام. پدرم با امید به بیمارستان رفته بود که شاید مرا زنده ببیند، شاید دستم را بگیرد و به خانه برگرداند. اما به جای من، با پیکری در کاور سیاه روبه‌رو شد. پیکرم همان شب تحویل داده نشد. پدرم در میان پیکرهای زیادی به‌دنبال من گشت، تا بالاخره پیدایم کرد. مرا شبانه و در فضایی امنیتی، بی‌آنکه اقوام و آشنایان کنارم باشند، به خاک میهنم سپردند. خاکی که برایش جانم را، آرزویم را که فقط یک روز با من فاصله داشت فدا کرده بودم، راحت آرمیدم و با عزیزانم وداع کردم. از روزی که رفتم غمی ابدی خانه‌مان را فرا گرفت، با من آرزوهای پدر و مادرم هم پرپر شد، دل خواهرم شکست و آنان همچنان برایم اشک می‌ریزند. اما عزیزانم با تمام غمشان، راه و آرمانم را می‌ستایند و مرا قهرمان وطن می‌نامند، همان‌طور که بر سنگ مزارم نوشتند: آسوده بخواب ای دلیر مرد وطن، این خاک به خون تو همیشه میهن است.»

This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.

Source: Narrata · Author: کتایون · Written ۱۴۰۵/۰۴/۱۳ · Read the original story

Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.

Photos & videos

What we know

Age
18
Killed
venerdì 9 gennaio 2026
Place
Robat Karim, Tehran
Born
sabato 18 agosto 2007 ↗

Not recorded yet: Cause of death. Help complete this record

Burial details

Cemetery
بهشت زهرا
Section
328
Row
23
Number
20

Names and spellings

Name on this record
سید ابوالفضل جاهدیAbolfazl Jahedi

How the sources wrote the name

  • Seyyed Abolfazl Jahedi
    Iran International, iranvictims.com
  • ابوالفضل جاهدی
    Office of the President of Iran

People are often known by more than one name, or a nickname, and sources spell names differently. All of these refer to this one person. Know another name this person was called?

Do you know this person?

If you knew Abolfazl Jahedi, or have something to add, every detail helps. Everything is reviewed before it is published.

This is my family member · Send evidence · Privacy or removal request

Sources & evidence

Each list spells names and places its own way. We show them as written.

How the sources recorded this name (6)
SourceName as writtenPlaceDate
Iran Human Rights (IHRNGO) Abolfazl Jahedi — 2026-01-09
Iran International Seyyed Abolfazl Jahedi Robat Karim, Tehran 2026-01-09
Office of the President of Iran ابوالفضل جاهدی — —
iranvictims.com [2] Seyyed Abolfazl Jahedi Robat Karim, Tehran 2026-01-09
IranTrial سید ابوالفضل جاهدی تهران ۱۹ دی ۱۴۰۴
Narrata سید ابوالفضل جاهدی — ۱۴۰۴/۱۰/۱۹
Posts and videos (2)

2 posts found. Each link opens on its own site.

Record information

Record number
VF2FE2F9
Evidence tier
A Recorded on two or more independent lists

Added 27 settembre 2026 · updated 29 ottobre 2026

Report an error or ask for removal · How we verify

Memorial messages

Leave a few words in memory of Abolfazl Jahedi. Messages appear after moderation.

Write a message for Abolfazl Jahedi…

Leave a few words in memory of Abolfazl Jahedi. Messages appear after moderation. Short, kind messages only. No personal details or phone numbers.

Your safety comes first: no real name is needed. Is it safe to submit? · Sending anonymously

Menu

Settings · Privacy

Settings

Safety

Quick exitPress Esc twice to leave the site at once.
Discreet tab titleThe browser tab shows “Notes” instead of the page name.

Removes this site’s saved choices, saved names and offline copies, signs you out and leaves. This can’t be undone.

Languages

Appearance

Data use

Low data modeHides photos in lists and turns off motion. Best for slow or expensive connections.

Account

All settings · Cookie settings

How would you like to send it?

What we keep and who sees it · Other ways (X, Instagram)

Chat

Open full page

Be kind. No personal attacks, private details or phone numbers. Messages may be removed by moderators.