Photo: Iran International
Soleyman Norouzi
سلیمان نوروزی
33 years old · Shahroud, Semnan
venerdì 9 gennaio 2026
Their story
Soleman Norouzi, father of a two-year-old girl, died on January 9 in Shahrood by a live bullet fired by the repressive forces of the Islamic Republic. According to reports, the bullet hit his hip and there were also gunshot wounds on his head.
This text is available in English only.
What the sources recorded
- Iran Human Rights (IHRNGO): listed among cases verified by two or more sources
- iranvictims.com: died during the protest period
Their narrative
جاویدنام سلیمان نوروزی؛ اگه من نرم، پس کی بره؟
سلیمان نوروزی، ۳۳ ساله بود و متولد ۱۵ فروردین ۱۳۷۱؛ متأهل بود و دختری خردسال به نام دلانا داشت. او پسر اول خانواده و ساکن شاهرود بود؛ مردی زحمتکش و مسئولیتپذیر که بخش بزرگی از زندگی کوتاهش را برای تأمین آسایش همسر و دختر کوچکش و حمایت از خانوادهاش صرف میکرد. سلیمان به خانواده وابستگی عاطفی عمیقی داشت و در کنار همسر و فرزندش، خود را مسئول تأمین زندگی پدر و مادرش نیز میدانست. برای همین، دو شغل همزمان داشت. از هفت صبح تا یازده شب در کار پخش مواد پروتئینی بود؛ هم ویزیتور بود و هم رانندهی پخش. پس از آن، از یازده شب تا دو بامداد در یک سوپرمارکت کار میکرد. ساعتهای طولانی کار خستهکننده بود، اما سلیمان امید داشت با تحمل این سختیها، آیندهای آرامتر و بهتر برای خانوادهاش بسازد. نزدیکانش او را مردی مهربان، متین، مسئولیتپذیر و زحمتکش توصیف میکردند؛ مردی آرام و بیآزار که در عین خستگیهای روزمره، خنده و شوخی را از زندگیاش حذف نکرده بود. خودرو، بهویژه پژو پارس شیشهدودی و سیستم صوتی آن، از علاقهمندیهایش بود. موسیقی، قهوه، سفر، جنگل و دریا را دوست داشت و از تفریح و سفر در کنار خانواده لذت میبرد. سلیمان برای آینده هم رویاهایی داشت. آرزو داشت روزی همراه برادرش کسبوکار خودشان را راه بیندازند؛ یک سوپرمارکت یا جگرکی. حتی به همسرش وعده داده بود که این روزهای سخت کاری موقتی است و تا عید و بعد از آن، قرار است کسبوکار خودشان را شروع کنند. او برای آینده برنامه داشت؛ آیندهای که در آن شاید دیگر مجبور نباشد از صبح زود تا نیمههای شب کار کند. حدود سه سال از ازدواج سلیمان گذشته بود و زندگی مشترکشان هنوز در ابتدای راه بود. آنها فرصت چندانی برای سفر و تفریح پیدا نکرده بودند و بهتازگی تصمیم گرفته بودند برای دیدار خانوادهی همسر سلیمان به شمال ایران بروند؛ سفری که قرار بود یکی از خاطرات شیرین زندگی مشترکشان باشد. اما آن آینده هرگز نرسید. شامگاه ۱۸ دی، سلیمان در اعتراضات شاهرود شرکت کرد و در پایان شب به خانه بازگشت. او گفته بود که به خاطر دخترش برگشته است. روز بعد، ۱۹ دی، بار دیگر تصمیم گرفت از خانه خارج شود. مادر، خواهر، برادر و همسرش از او خواستند نرود. نگرانیشان را از رفتنش پنهان نمیکردند. سلیمان اما در پاسخ گفت: «اگه من نرم، پس کی بره؟ همهمون باید بریم. این دفعه دیگه تمومه.» شامگاه ۱۹ دی، حدود ساعت ۱۰ تا ۱۱ شب، سلیمان در مقابل فرمانداری شاهرود هدف تیراندازی نیروهای نظامی جمهوری اسلامی قرار گرفت. یک گلولهی جنگی به ناحیهی لگن و گلولههای ساچمهای به سر و پیشانی او اصابت کرد. مردم او را به بیمارستان امام حسین شاهرود رساندند، اما حدود دو ساعت بعد، سلیمان بر اثر شدت جراحات جان باخت. پیکر سلیمان پس از هفت روز به خانواده تحویل داده شد. در جریان کالبدشکافی، قفسهی سینهی او را از زیر گلو تا ناف شکافته و بخیههای بزرگی بر بدنش زده بودند؛ تصویری سنگین که آخرین وداع با او را دشوارتر کرد. پس از آن، خانواده تحت فشار و تهدید قرار گرفتند و از آنان تعهدهایی گرفته شد. مراسم خاکسپاری سلیمان نیز در فضایی غریبانه برگزار شد. حتی پرچمهای ترحیم را از مقابل خانه کندند و اجازهی برگزاری مراسم در مسجد یا برگزاری مراسمی گسترده بر سر مزار او داده نشد. سلیمان، به گفتهی نزدیکانش، اهل فعالیت سیاسی نبود؛ اما پادشاهیخواه بود و خود را در کنار مردم ایران میدید و مخالف گرانی، ظلم و شرایط دشوار زندگی مردم بود. با رفتن سلیمان، جای خالی او در خانه و میان خانوادهاش باقی ماند؛ بهویژه برای دختر کوچکش، دلانا. دختری که هنوز پدرش را میخواهد، نبودنش را حس میکند و بهانهی پدرش را میگیرد. بیآنکه بتواند معنای کامل این فقدان را برای خودش توضیح دهد. سلیمان برادری به نام سلمان داشت که یک سال از او کوچکتر بود. این دو برادر رابطهای بسیار نزدیک داشتند و تقریباً همهجا در کنار یکدیگر بودند. پس از مرگ سلیمان، خواهرشان در صفحهی اینستاگرام خود دربارهی رابطهی این دو برادر نوشت: «سلیمان جان، از وقتی رفتی سلمان داغون شده داداش. ۳۳ سال همهجا با هم بودین، یکدفعه پشتش خالی شده. بمیرم برای دلت سلمان جانم.» یکی دیگر از خاطراتی که از سلیمان برای عزیزانش باقی مانده، توجه و محبت او به همسرش بود. حتی زمانی که خودش نمیتوانست در روز تولد همسرش در کنار او باشد، به مادرش زنگ میزد و از او میخواست تا او را غافلگیر کند. در سال ۱۴۰۵، مادر سلیمان این رسم را به شکلی دردناک ادامه داد. او با کیک و گل بر سر مزار سلیمان رفت و تولد عروسش را تبریک گفت؛ کاری که یادآور توجه و محبت و عشقی بود که سلیمان همیشه به همسرش داشت. در مراسم یادبود سلیمان بر سر مزارش در وادیالسلام شاهرود نیز حاضران، بهویژه مادرش، کبوترهایی را به نشانهی آزادی در آسمان رها کردند؛ تصویری که برای خانواده، یادآور آرزوها و رویاهایی بود که سلیمان با خود داشت. در سالروز تولد سلیمان، مادرش بار دیگر دلتنگی خود را برای فرزندش نشان داد و خواهرش در صفحهی شخصی خود در اینستاگرام، در یاد برادرش نوشت: «داداشم، عزیزم، باشرف، قهرمان، تولدت مبارک عزیزدلم. برادر باغیرتم راهی رو انتخاب کرد و با افتخار رفت؛ چون شرف داشت، غیرت داشت. برادر من سلاح نداشت، برای شرافت رفت، با دست خالی. برای دل بیقرار مادرم دعا کنید.» حالا سهم دلانای دو ساله از آغوش گرم پدر، بوسهای است بر قاب عکس او؛ پدری که تمام خستگیهایش را با در آغوش گرفتن کودک کوچکش فراموش میکرد و در لبخند او آرام میگرفت.
This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.
Source: Narrata · Author: سپهر · Written ۱۴۰۵/۰۶/۰۸ · Read the original story
Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.
What we know
- Age
- 33
- Killed
- venerdì 9 gennaio 2026
- Place
- Shahroud, Semnan
- Cause of death
- Gunshot wound
- Father’s name
- حیدر (in Persian) ↗
- Born
- sabato 4 aprile 1992 ↗
Burial details
- Cemetery
- وادیالسلام شاهرود — قطعه 17
- Section
- 17
Names and spellings
- Name on this record
- سلیمان نوروزیSoleyman Norouzi
How the sources wrote the name
- Soleiman NorouziIran International, iranvictims.com
People are often known by more than one name, or a nickname, and sources spell names differently. All of these refer to this one person. Know another name this person was called?
Do you know this person?
If you knew Soleyman Norouzi, or have something to add, every detail helps. Everything is reviewed before it is published.
This is my family member · Send evidence · Privacy or removal request
Sources & evidence
Each list spells names and places its own way. We show them as written.
How the sources recorded this name (5)
| Source | Name as written | Place | Date |
|---|---|---|---|
| Iran Human Rights (IHRNGO) | Soleyman Norouzi | — | 2026-01-09 |
| Iran International | Soleiman Norouzi | Shahroud | 2026-01-09 |
| iranvictims.com [2] [3] [4] [5] [6] [7] | Soleiman Norouzi | Shahroud | 2026-01-09 |
| IranTrial | سلیمان نوروزی | شاهرود | 1404/10/19 |
| Narrata | سلیمان نوروزی | — | ۱۴۰۴/۱۰/۱۹ |
Posts and videos (6)
6 posts found. Each link opens on its own site.
Record information
- Record number
- VF969524
- Evidence tier
- A Recorded on two or more independent lists
Added 27 settembre 2026 · updated 29 ottobre 2026
Memorial messages
Leave a few words in memory of Soleyman Norouzi. Messages appear after moderation.
Write a message for Soleyman Norouzi…
Do you know Soleyman Norouzi? Add information or photos
A name, a photo or a single detail can help complete this record.
Add information or photos