Amir Mohammad Sagvand (Motamedi)
امیرمحمد سگوند
17 years old · Khorramabad, Lorestan
giovedì 8 gennaio 2026
Their story
No account of how Amir Mohammad Sagvand (Motamedi) was killed has been recorded yet. If you know what happened, tell us.
What the sources recorded
- Iran Human Rights (IHRNGO): listed among cases verified by two or more sources
- iranvictims.com: died during the protest period
Their narrative
جاویدنام امیر محمد سگوند؛ برارونم خیلین هزار هزارن، سی روز تنگ تفنگ بکارن
امیرمحمد سگوند، متولد ۲۲ فروردین ۱۳۸۷، فقط هفده سال داشت؛ نوجوانی از خرمآباد، از طایفهی سگوند، یکی از طوایف شناختهشدهی ایل باجلوند. هفدهسالگی بوی مدرسه میدهد؛ سنِ دفتر و کتاب، کوچه و رفیق، نقشههایی که برای چند سال بعد کشیده میشوند و فرداهایی که آنقدر دورند که آدم فرصت دارد بارها شکلشان را عوض کند. امیرمحمد هم در همین نقطه ایستاده بود؛ ابتدای راه. اما شب ۱۸ دیماه ۱۴۰۴، فردا برای او تمام شد. آن شب، میدان کیو خرمآباد شبیه هیچکدام از شبهای معمول نبود. خیابانها از ساعتها قبل پر شده بود؛ مردم، با فریاد، با دستهای بالا، با چهرههایی مصمم، خیابان را با فراخوان شاهزاده رضا پهلوی به صحنهای از اعتراضات گسترده تبدیل کرده بودند. تنها با سر دادن شعارهای آزادیخواهی و قدمهای محکمشان، ضربان قلب شهر به تپش افتاده بود. نه فقط از ازدحام، بلکه از خشم و امیدی که درهمتنیده شده بود. نیروهای سرکوب در گوشهوکنار مستقر بودند و سنگینی چکمههایشان، خیابانهای خرمآباد را میلرزاند. صفهای فشرده، نگاههای سخت، آمادهی مقابله. هر لحظه تنش بیشتر میشد؛ هر فریاد، هر حرکت جمعیت، مثل جرقهای بود که میتوانست شعلهای بزرگتر بسازد. در میان این موج انسانی، امیرمحمد هم بود؛ نوجوانی که مثل بسیاری دیگر، با شجاعت آمیخته با امید، در دل اعتراضات ایستاده بود. او فقط تماشاگر نبود؛ بخشی از همان صدای جمعی بود که آن شب، میدان کیو را از سکوت همیشگی بیرون کشیده بود. بعد صدای شلیک و بوی باروت در فضا پیچید. گلولهای جنگی از سلاحی از نوع کلاشینکف به او اصابت کرد و نوجوان هفدهساله روی زمین افتاد. در چند لحظه، خیابان برای او شکل دیگری پیدا کرد؛ آدمهایی که دورش جمع شدند، دستهایی که برای کمک جلو آمدند و پیکری که باید هرچه زودتر به بیمارستان میرسید. امیرمحمد را به بیمارستان رساندند، اما گلوله پیش از آن، کار خودش را کرده بود. تلاش پزشکان برای نجات جانش نتیجه نداد و همان شب، قلب نوجوانی که هفده سال بیشتر از عمرش نگذشته بود، از تپیدن ایستاد. روایتی که پس از آن دربارهی علت مرگ او شکل گرفت، یکدست نبود. در گزارشهای اولیهی پزشکی، تشنج و ایست قلبی ناشی از گاز اشکآور ذکر شد؛ اما در گزارشهای بعدی پزشکی قانونی، علت مرگ اصابت گلوله اعلام شد. خانواده نیز هنگام تحویل گرفتن پیکر، آثاری از اصابت گلوله در پهلو و زیر شکم مشاهده کردند. و بعد، انتظار شروع شد. قرار بود ۲۰ دیماه، امیرمحمد را به خاک بسپارند. اما تحویل پیکرش به خانواده طولانیتر از تمام روزهای پیش از آن گذشت. خانهای که باید پذیرای رفتوآمد عزاداران میشد، در انتظار پیکر پسری ماند که دیگر قرار نبود از در وارد شود. تقویم جلو میرفت و امیرمحمد هنوز برنگشته بود. تا ۲۲ دیماه. آن روز سرانجام پیکر را به خانواده تحویل دادند.مراسم خاکسپاری در جمعی محدود و زیر فشار و کنترل امنیتی برگزار شد و از خانواده خواسته شد مراسم را به صورت گسترده، اطلاعرسانی نکنند. هفده سال زندگی در مراسمی کوتاه و خاموش به خاک سپرده شد در حلقهای از محدودیت. اما سوگ همیشه راه خودش را پیدا میکند. سیام بهمنماه در چهلم امیرمحمد، خانواده و نزدیکانش دوباره دور هم جمع شدند. شماری از همشهریان نیز آمدند. شمعها روشن شد و صدای مویه در فضا پیچید. چَمَری خوانده شد؛ آیینی کهن از فرهنگ سوگ مردم زاگرسنشین. سرنا و دهل، سازهایی که در لرستان بارها برای جشن و عروسی و شادی نواخته شدهاند، آن روز صدای دیگری داشتند. اینبار، نوبت وداع بود. صدای سازها در میان سوگ حاضران میپیچید؛ انگار شهری میخواست دربارهی نوجوانی که فرصت بزرگشدن پیدا نکرد، چیزی بگوید که در روز خاکسپاری مجال گفتنش را نداشت. نامش امیرمحمد بود. او باید مدرسه میرفت. باید روزهایی میآمد که صبح از خانه بیرون بزند و عصر برگردد. باید بزرگتر میشد، کار پیدا میکرد، عاشق میشد، دلش میگرفت، دوباره امیدوار میشد و برای سالهای بعد تصمیم میگرفت. امیرمحمد رفت؛ اما فردایی که از او گرفته شد، برای کسانی که او را به یاد میآورند، هنوز تمام نشده است.
This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.
Source: Narrata · Author: رودابه · Written ۱۴۰۵/۰۶/۰۴ · Read the original story
Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.
Photos & videos
Part of these events
What we know
Names and spellings
- Name on this record
- امیرمحمد سگوندAmir Mohammad Sagvand (Motamedi)
How the sources wrote the name
- Amirmohammad SagvandIran International, iranvictims.com
People are often known by more than one name, or a nickname, and sources spell names differently. All of these refer to this one person. Know another name this person was called?
Do you know this person?
If you knew Amir Mohammad Sagvand (Motamedi), or have something to add, every detail helps. Everything is reviewed before it is published.
This is my family member · Send evidence · Privacy or removal request
Sources & evidence
Each list spells names and places its own way. We show them as written.
How the sources recorded this name (4)
| Source | Name as written | Place | Date |
|---|---|---|---|
| Iran Human Rights (IHRNGO) | Amir Mohammad Sagvand (Motamedi) | — | 2026-01-08 |
| Iran International | Amirmohammad Sagvand | Khorramabad | 2026-01-08 |
| iranvictims.com [2] [3] [4] | Amirmohammad Sagvand | Khorramabad | 2026-01-08 |
| Narrata | امیرمحمد سگوند | — | ۱۴۰۴/۱۰/۱۸ |
Posts and videos (3)
3 posts found. Each link opens on its own site.
Record information
- Record number
- VFC1F0EE
- Evidence tier
- A Recorded on two or more independent lists
Added 27 settembre 2026 · updated 29 ottobre 2026
Memorial messages
Leave a few words in memory of Amir Mohammad Sagvand (Motamedi). Messages appear after moderation.
Write a message for Amir Mohammad Sagvand (Motamedi)…
Do you know Amir Mohammad Sagvand (Motamedi)? Add information or photos
A name, a photo or a single detail can help complete this record.
Add information or photos