彼らの物語
Seyed Mehdi Mousavi Bidalehさんがどのように殺害されたのか、その経緯はまだ記録されていません。 何が起きたかご存じでしたら、お知らせください。
その人の物語
جاویدنام سید مهدی موسوی بیدله
سید مهدی موسوی بیدله، فرزند سید خسرو و زادهی لردگان بود؛ در سرزمینی از چهارمحال و بختیاری که زندگی مردمش با کار، کوچ، سختی و پیوندهای عمیق خانوادگی گره خورده است. لردگان برای بختیاریها فقط نام یک شهر نیست؛ خانهای است که آدمهایش، حتی وقتی برای کار از آن دور میشوند، دلشان همانجا میماند. مهدی هم برای نان، از خانه دور شد. فشار زندگی او را به سیستان و بلوچستان برد. پیمانکاری میکرد و برای گذران زندگی، کیلومترها دورتر از خانواده کار میکرد. نزدیکانش از او به عنوان مردی شریف یاد میکنند؛ مرد نان، مرد کار، مرد پیمان. از آن آدمهایی که اگر کاری را به عهده میگرفت، پایش میایستاد. اما یک روز، مهمترین اتفاق زندگیاش افتاد و او نتوانست خودش را به خانه برساند. دخترش به دنیا آمده بود. مرخصی نداده بودند. مهدی در غربت ماند و خبر تولد فرزندش را از دور شنید. نوزادی که قرار بود نخستین بار در آغوش پدر آرام بگیرد، یک ماه چشم به راه ماند تا پدر از راه برسد. ۱۲ دی ۱۴۰۴، مهدی برگشت. دخترش هنوز یک ماهه بود. بعد از روزها کار و دوری، سرانجام توانست او را بغل کند. شاید تمام خستگی راه، تمام روزهای غربت و تمام دلتنگیهایش در همان لحظه از یادش رفت. برای نخستین بار، دخترش را نزدیک سینهاش گرفت و پدر بودن را نه از پشت یک تماس تلفنی، که با گرمای تن کودکش لمس کرد. آنها فقط پنج روز کنار هم بودند. در همان روزها، لردگان درگیر اعتراضاتی شد که از فشار اقتصادی و دشواری معیشت آغاز شده بود و در روزهای دیماه شدت گرفت. ۱۷ دی، مردم در شهر به خیابان آمدند و فضای لردگان به صحنه رویارویی معترضان و نیروهای حکومتی تبدیل شد. گزارشهای منتشرشده از همان روز، از تیراندازی به سوی معترضان و کشتهشدن شماری از مردم خبر دادهاند. مهدی هم در میان همان مردم بود. مردی که خودش سالها برای پیدا کردن کار و ساختن زندگی، شهرش را ترک کرده بود؛ مردی که گرانی و فشار زندگی برایش واژههایی دور از واقعیت نبودند. اعتراض او، اعتراض مردی بود که میخواست زندگی کند. اما آن روز، صدای اعتراض مردم لردگان با صدای گلوله درآمیخت. مهدی با شلیک گلولهی جنگی کشته شد. گزارشهای منتشرشده، نام او را در میان کشتهشدگان اعتراضات ۱۷ دی لردگان آوردهاند و از شلیک مستقیم به معترضان در آن روز گزارش دادهاند. پنج روز بیشتر از بازگشتش به خانه نگذشته بود. دخترش هنوز آنقدر کوچک بود که چیزی از پدرش جز گرمای آغوش او به یاد نخواهد آورد. مهدی رفت، اما همان پنج روز برای همیشه در زندگی آن کودک ماند؛ پنج روزی که بعدتر باید از مادر و نزدیکانش دربارهشان بشنود: اینکه پدرش چطور از راه رسید، او را بغل کرد و چطور، تنها چند روز بعد، دیگر به خانه برنگشت. مهدی موسوی بیدله، مرد کار و پیمان، در ۲۷ سالگی در لردگان کشته شد؛ شهری که خانهاش بود، مردمی که از جنس آنها بود و خیابانی که در آن، برای دردهای زندگی ایستاد.
This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.
Source: Narrata · Author: جاوید · Written ۱۴۰۵/۰۶/۳۰ · Read the original story
Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.
知っていること
- 年齢
- 27
- 死亡日
- 2026年1月7日 水曜日
- 場所
- Lordegan, チャハールマハール・バフティヤーリー
- Born
- 1998年7月10日 金曜日 ↗
まだ記録されていません:死因。 この記録の完成を手伝う
We do not know yet where Seyed Mehdi Mousavi Bidaleh is buried. Help locate this grave
この記録の検証と完成を手伝う
Seyed Mehdi Mousavi Bidalehを知っている、または追加するものがある場合、各詳細が役立ちます。
ソースと証拠
名簿ごとに名前や地名の表記は異なります。ここでは書かれたとおりに示しています。
各出典はこの名前をどう記録したか (1)
| 出典 | 記載された名前 | 場所 | 日付 |
|---|---|---|---|
| Narrata | سید مهدی موسوی بیدله | — | ۱۴۰۴/۱۰/۱۷ |
投稿と動画 (0)
この名前について記録された投稿や動画はまだありません。
記録情報
- 記録番号
- V6A1148E
- 裏付けの段階
- D この名前について信頼できる出典はまだ見つかっていません
Added 2026年10月25日 · updated 2026年10月29日
追悼メッセージ
Seyed Mehdi Mousavi Bidalehを偲んで数言残してください。メッセージは確認後に表示されます。