彼らの物語
Saeid Shiasiさんがどのように殺害されたのか、その経緯はまだ記録されていません。 何が起きたかご存じでしたら、お知らせください。
その人の物語
جاویدنام سعید شیاسی؛ آینههای خاموش
سعید شیاسی ۵۰ ساله، مردی با اصالت بختیاری و اهل روستای ننادگان فریدن از توابع اصفهان بود، هرچند سالها بود که ساکن شهر اصفهان شده و در همانجا زندگی میکرد. او مغازهی آرایشگری کوچکی در خیابان فلاطوری یا ابوریحان اصفهان داشت و از همین راه امرار معاش میکرد. سعید مجرد بود و به گفتهی کسانی که او را میشناختند، خوشاخلاق، صادق و اجتماعی بود و در محله محبوبیت داشت. آشنایانش او را فردی توصیف میکنند که نمیتوانست نسبت به وضعیت جامعه و سرنوشت مردم بیتفاوت بماند. در روزهای ۱۸ و ۱۹ دیماه، همزمان با موج اعتراضهای مردمی که در شهرهای مختلف ایران از جمله اصفهان جریان داشت، سعید نیز همراه با دیگر جوانان شهرش به خیابان آمد؛ اعتراضی بیسلاح، برای خواستههایی که چیزی جز آیندهای بهتر برای ایران نبود. بنا به روایتهای موجود، او در جریان این اعتراضها حضوری فعال داشت و در محلهی خود بارها با مأموران انتظامی و نیروهای بسیج درگیر شد. پس از آن شبها، نیروهای بسیج هویت سعید را شناسایی کردند و رفتوآمدهای او را زیر نظر گرفتند. سرانجام در تاریخ ۵ بهمن، هنگامی که سعید بهتنهایی در مغازهاش حضور داشت، دو مرد ناشناس با کلاه کاسکت به مغازه نزدیک شدند و با کلت کمری به سمت او شلیک کردند. گلولهها به سر، قفسهی سینه و شکم او اصابت کردند و سعید در همانجا جان باخت. پس از این واقعه، مأموران حکومتی به منزل او رفتند و تمامی وسایل الکترونیکیاش را از جمله هارد دوربینهای مداربستهی مغازه، تلفن همراه و لپتاپ با خود بردند. به خانوادهی او گفته شد که پروندهی سعید «امنیتی» است و آنها اجازه نیافتند به جزئیات پزشکیقانونی یا روند پرونده دسترسی داشته باشند. همچنین بر آنها فشار آورده شد تا دربارهی چگونگی مرگ او سکوت کنند و با هیچ رسانهی خارج از کشور گفتوگو نکنند. مقامات امنیتی اجازهی برگزاری مراسم ترحیم و تشییع در اصفهان را به خانواده ندادند. در نهایت، پیکر سعید شیاسی به زادگاهش، روستای ننادگان در شهرستان فریدون(فریدن)، منتقل شد و تحت نظارت مأموران حکومتی، در آرامستان همان روستا به خاکسپرده شد. سعید رفت، اما ردش ماند. در صندلی خالی، جایی که هر روز مشتریها مینشستند و او با دستانی آرام و کلامی گرم، وقتشان را از آنِ خودش میکرد. در آینههای خاموش، که دیگر تصویر لبخندش را بازتاب نمیدهند. در قلبهایی که او را میشناختند، همسایهها، مشتریهای همیشگی و رهگذرانی که هر روز سلامش میکردند. یک مغازه ساکت شد. یک شهر اندوهگین. یک نام… که دیگر صدا زده نمیشود، اما فراموش هم نمیشود.
This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.
Source: Narrata · Author: نَفَس · Written ۱۴۰۵/۰۶/۱۴ · Read the original story
Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.
知っていること
- 年齢
- 50
- 死亡日
- 2026年1月25日 日曜日
- 場所
- Isfahan
まだ記録されていません:死因。 この記録の完成を手伝う
埋葬詳細
- 墓地
- روستای ننادگان فریدن
この記録の検証と完成を手伝う
Saeid Shiasiを知っている、または追加するものがある場合、各詳細が役立ちます。
ソースと証拠
名簿ごとに名前や地名の表記は異なります。ここでは書かれたとおりに示しています。
各出典はこの名前をどう記録したか (1)
| 出典 | 記載された名前 | 場所 | 日付 |
|---|---|---|---|
| Narrata | سعید شیاسی | — | ۱۴۰۴/۱۱/۰۵ |
投稿と動画 (0)
この名前について記録された投稿や動画はまだありません。
記録情報
- 記録番号
- VED3A6DB
- 裏付けの段階
- D この名前について信頼できる出典はまだ見つかっていません
Added 2026年10月25日 · updated 2026年10月29日
追悼メッセージ
Saeid Shiasiを偲んで数言残してください。メッセージは確認後に表示されます。