Seyed Reza Anvari
سید رضا انوری
24세 · Tehran
2026년 3월 19일 목요일
이 기록은 검증이 필요합니다 — 잘못된 것도 의심스러운 것도 아니며, 다른 출처가 필요할 뿐입니다.
그들의 이야기
Seyed Reza Anvari 님이 어떻게 숨졌는지에 대한 기록은 아직 없습니다. 무슨 일이 있었는지 알고 계신다면 알려 주십시오.
그들의 이야기
جاویدنام سید رضا انوری؛ بیست روز زندگی، یک عمر دلتنگی
بیستوهشتم اسفند بود. چند روزی به پایان سال و شروع بهار مانده بود. شب حدود ساعت 10 از سر کار برمیگشتم، خسته، همانطور که هر روز از اتوبان باقری، تقاطع خاقانی رد میشدم. ذهنم پیش کارهای فردا بود، هزار فکر پراکنده که آدم بعد از یک روز کاری طولانی توی سرش دارد. ناگهان یک ایست بازرسی جلوی چشمم ظاهر شد. تابلویی بالا گرفته بودند. من هم با وجود خستگی، مثل بقیه، ایستادم. صف کوتاهی از خودروها شکل گرفته بود. همانجا، درست وقتی برای بازرسی ایستاده بودم، ماشینی که در حال عبور بود، هدف شلیک گلوله قرار گرفت. صدا آنقدر ناگهانی و نزدیک بود که از ترس به سمت صدا برگشتم. قلبم توی سینهام میکوبید. من و چند نفر دیگر از کسانی که آنجا بودیم، بیاختیار به سمت ماشین دویدیم. وقتی رسیدیم، پیکر بیجان یک پسر جوان، شاید بیستوچهار یا بیستوپنج ساله، روی صندلی افتاده و جانش را از دست داده بود. کسانی که آنجا ایستاده بودند میگفتند هیچ علامتی برای توقف به آن خودرو داده نشده بود. مأموران مستقر در ایست بازرسی، بدون هیچ هشداری، مستقیماً شلیک کرده بودند. بعدها فهمیدم اسم آن پسر رضا انوری بود. چند هفته بعد، در اکسپلور اینستاگرام، ویدیویی از او دیدم. رفتم به صفحهای که آن را منتشر کرده بود؛ صفحهی خواهرش. بیاختیار شروع کردم به خواندن استوریهایش. رضا حدود بیست روز قبل از کشتهشدنش نامزد کرده بود. با کسی که ۷ سال به پای هم مانده و باهم ساخته بودند. ولی فقط ۲۰ روز توانستند باهم باشند. آنها داشتن برای مراسم عروسی برنامهریزی میکردند. رضا در ۱۹ بهمن ۱۳۸۰ به دنیا آمده بود. نام پدرش بهزاد و مادرش رحیمه بود. دانشجوی رشتهی حقوق بود و تنها یک ترم به پایان تحصیلاتش مانده بود. خانواده و دوستانش او را جوانی مظلوم، زحمتکش، پر از امید به آینده و مهربان توصیف کردهاند که تمام تمرکزش بر کار و ساختن آیندهای زیبا در کنار همسرش بود. شب حادثه، او در حال بازگشت از سر کار بود تا خودش را برای تعطیلات نوروز آماده کند؛ اولین نوروزی که به عشقش رسیده بود. مادرش حدود ساعت 9:30 با او تماس گرفته و گفته بود شام آماده است، اما او پاسخ داد که میخواهد اول به دیدن نامزدش، تانیا، برود. اما همان شب، جانش را از دست داد. خواهر رضا در اینستاگرام اشاره کرده که او هیچگونه فعالیت سیاسی نداشته و تنها جرم او، حرکت در مسیر خانه بعد از یک روز کاری سخت بود. رضا تازه در آستانه شروع زندگیای بود که سالها برایش صبر کرده بود. تنها پسر خانواده بود؛ پسری که پدر و مادرش به آیندهاش دل بسته بودند و تانیا تازه به رؤیای بودن در کنار او رسیده بود. اما همهچیز در یک شب تمام شد. نه فقط یک جوان، بلکه آیندهای که قرار بود ساخته شود، خانهای که قرار بود شکل بگیرد و روزهایی که قرار بود با عشق و امید سپری شوند، ناتمام ماندند. خواهرش بعدها نوشت: «داداش قشنگم، الان که دارم اینها رو مینویسم ۷۰ روز شده که نیستی. شبی که این خبر بهمون رسید، تا زمانی که برسیم بیمارستان باورم نمیشد که همچین اتفاقی برات افتاده. همش میگفتم دروغه، میگفتم داداش من قویه، چیزیش نمیشه. وقتی تن بیجونتو دیدم بازم باورم نمیشد. میگفتم داداش من چیزیش نمیشه، منو تنها نمیذاره. پشتپناهم بودی داداشی. همش بهم میگفتی تو با همه فرق داری، تو منو داری، خیالت راحت باشه. میگفتی هر چیم بشه پشتتم، هرکی اذیتت کرد سریع بیا به خودم بگو. من بدون تو چیکار کنم داداشی. ولی میدونم هنوزم مواظبمی و حواست بهم هست. جونم برات تنگ شده، رفیق نیمهراه من.»
This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.
Source: Narrata · Author: نَفَس · Written ۱۴۰۵/۰۶/۰۹ · Read the original story
Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.
우리가 아는 것
- 나이
- 24
- 사망일
- 2026년 3월 19일 목요일
- 장소
- Tehran
- Born
- 2002년 2월 8일 금요일 ↗
아직 기록되지 않음: 사인. 이 기록을 완성하는 것을 도와주세요
매장 세부 사항
- 묘지
- Tehran Grand Cemetery
- 섹션
- 307
- 열
- 77
- 번호
- 25
이 기록의 검증 및 완성을 도와주세요
Seyed Reza Anvari을(를) 아시거나 추가할 것이 있다면 각 세부 사항이 도움이 됩니다.
출처와 증거
명단마다 이름과 지명을 표기하는 방식이 다릅니다. 적힌 그대로 보여 드립니다.
출처들이 이 이름을 기록한 방식 (1)
| 출처 | 기재된 이름 | 장소 | 날짜 |
|---|---|---|---|
| Narrata | سید رضا انوری | — | ۱۴۰۴/۱۲/۲۸ |
게시물과 영상 (0)
이 이름에 대해 기록된 게시물이나 영상이 아직 없습니다.
기록 정보
- 기록 번호
- V97B90E5
- 근거 등급
- D 이 이름에 대한 신뢰할 수 있는 출처를 아직 찾지 못했습니다
Added 2026년 10월 25일 · updated 2026년 10월 29일
추모 메시지
Seyed Reza Anvari을(를) 추모하는 몇 마디를 남겨 주세요. 메시지는 검토 후 나타납니다.