نەمر گلمحمد محمدی
Gol-Mohammad Mohammadi
۲۳ ساڵ · اصفهان
یکشنبه ۲۸ تیر ۱۴۰۵
چیرۆکەکەیان
گلمحمد محمدی، تبعهٔ افغانستان بود و بر اساس روایتهای مختلف ۲۳ یا ۲۴ سال داشت. او حدود سال ۱۳۸۱ در هرات به دنیا آمد و در کودکی همراه خانوادهاش به اصفهان مهاجرت کرد و در همین شهر بزرگ شد و کار کرد. نام پدرش نورمحمد ثبت شده است. بر اساس روایتهای منتشرشده، در جریان اعتراضات دی ۱۴۰۴ درِ خانهاش را به روی معترضانی گشود که زخمی و هراسان بودند یا از دست نیروهای امنیتی میگریختند. پس از کشته شدن چهار مأمور انتظامی در میدان علیخانی اصفهان در ۱۸ دی، دهها نفر بازداشت شدند و نام او نیز در میان متهمان این پرونده قرار گرفت. حکومت او را به مشارکت در قتل این مأموران، آتشزدن و تخریب متهم کرد. پروندهاش بهصورت گروهی و بدون وکیل مستقل رسیدگی شد و نخستین جلسهٔ دادگاهش بنا بر گزارشها تنها حدود ده دقیقه طول کشید. گزارشهای حقوق بشری از شکنجهٔ او برای گرفتن اعتراف اجباری خبر دادهاند؛ از جمله شلاق، شکستن انگشتان، شوک الکتریکی و اعدام مصنوعی. شب ۲۷ تیر ۱۴۰۵ خانوادهاش را برای آخرین ملاقات به زندان فراخواندند؛ آنها تا ساعت پنج صبح پشت در زندان ماندند و سپس به آنها گفتند حکم اجرا نمیشود و به خانه برگردند. چند ساعت بعد، سحرگاه ۲۸ تیر، گلمحمد در زندان دستگرد اصفهان اعدام شد. پیکرش تحت تدابیر شدید امنیتی و بدون برگزاری مراسم در روستای رحمتآباد از توابع شهرستان تیران و کرون به خاک سپرده شد و به خانوادهاش اجازهٔ نصب سنگ مزار داده نشد.
ئەم گێڕانەوەیە فعلاً تەنیا بە فارسی بەردەستە.
ئەوەی سەرچاوەکان تۆماریان کردووە
- ههنگاو: Executed
- Center for Human Rights in Iran: Executed
دۆسیەی لەسێدارەدان: لەسێدارە دراوە — بینینی دۆسیەکە و سەرچاوەکەی
چیرۆکی ئەو
جاویدنام گلمحمد محمدی؛ فرزند افغانستان و جانفدای ایران
گلمحمد محمدی، متولد ۱۳۸۱ در هرات افغانستان، جوانی ۲۴ ساله بود که در کودکی همراه خانوادهاش به اصفهان مهاجرت کرد. سالهای زندگیاش در همین شهر گذشت؛ در میان مردم اصفهان بزرگ شد، کار کرد و زندگی ساخت. نام پدرش نورمحمد ثبت شده و آنچه از زندگی او باقی مانده، بیشتر به ماههای پایانی عمرش مربوط است. دیماه ۱۴۰۴، همزمان با اعتراضات گسترده در ایران، مسیر زندگی گلمحمد نیز تغییر کرد. بر اساس روایتهای منتشرشده، او در جریان اعتراضات، درِ خانهاش را به روی معترضانی گشود که در خیابانها در معرض خطر قرار گرفته بودند. خانهی او برای شماری از افرادی که زخمی، هراسان یا در حال فرار بودند، به محلی برای پناه گرفتن تبدیل شد. گلمحمد، شهروند ایران نبود؛ اما سالها در اصفهان زندگی کرده بود و خود را در برابر آنچه بر مردم این شهر میگذشت، بیتفاوت نمیدید. اما حوادث میدان علیخانی اصفهان، نقطهی تعیینکننده در سرنوشت او شد. در جریان این حوادث، چهار مأمور انتظامی کشته شدند. دربارهی چگونگی وقوع این حادثه و مسئولیت دقیق افراد درگیر، روایتهای متفاوتی منتشر شده است. با این حال، پس از آن، موج بازداشتها در اصفهان آغاز شد و نام گلمحمد نیز در میان متهمان پروندهی میدان علیخانی قرار گرفت. بر اساس گزارشهای منتشرشده، در مجموع ۶۲ نفر در ارتباط با این پرونده بازداشت شدند و ۱۲ نفر از آنان به اعدام محکوم شدند. رسیدگی به پرونده به صورت گروهی و در سه جلسه انجام شد؛ روندی که منتقدان حقوقبشری دربارهی آن، بهویژه دربارهی امکان دفاع مؤثر متهمان، علنی نبودن جلسات و روشن نبودن مسئولیت فردی هر یک از آنان، ابراز نگرانی کردند. پروندهی گلمحمد نیز در شعبه اول دادگاه انقلاب اصفهان رسیدگی شد. ریاست دادگاه بر عهدهی محمد براتی درچه و محمد توکلی گزارش شده و محمد نخجوان نیز به عنوان دادستان پرونده معرفی شده است. نخستین جلسهی محاکمهی او، بنا بر گزارشهای منتشرشده، تنها حدود ده دقیقه طول کشید و امکان برخورداری از وکیل مستقل برای او فراهم نشد. اتهامهایی سنگین به او نسبت داده شد و در نهایت گزارش شد که حکم دو بار اعدام برایش صادر شده است. این ادعاها، در کنار روند رسیدگی به پرونده، پرسشهای جدی دربارهی چگونگی شکلگیری اعترافات و میزان امکان دفاع واقعی متهمان ایجاد کرد. مرکز حقوق بشر در ایران و هیئت حقیقتیاب سازمان ملل نیز روند رسیدگی به این پرونده را از منظر معیارهای دادرسی عادلانه مورد انتقاد قرار دادهاند؛ از جمله به دلیل محاکمههای گروهی و غیرعلنی، ابهام دربارهی مسئولیت فردی متهمان و محدود بودن امکان دفاع مؤثر. گلمحمد حدود شش ماه در بازداشت ماند؛ دورانی که جزئیات آن عمدتاً از گزارشهای حقوقبشری و روایتهای منتشرشده دربارهی پرونده به دست آمده است. بر اساس این گزارشها، گلمحمد در دوران بازداشت تحت شکنجه و فشار برای اعتراف قرار گرفته و ادعاهایی دربارهی شلاق، شکستن انگشتان و استفاده از شوکر و اعدام مصنوعی برای گرفتن اعتراف اجباری دربارهی او مطرح شده است. شنبه ۲۷ تیر ۱۴۰۵، خانوادهی او برای آخرین ملاقات به زندان فراخوانده شدند. بر اساس روایت خانواده، آنان تا ساعت پنج صبح در مقابل زندان ماندند و در نهایت مأموران به آنها گفتند که حکم اجرا نخواهد شد و به خانه بازگردند. برای خانواده، همین جمله میتوانست معنای یک فرصت دوباره را داشته باشد. اما تنها چند ساعت بعد، سحرگاه یکشنبه ۲۸ تیر ۱۴۰۵، حکم اجرا شد. گلمحمد محمدی در زندان مرکزی اصفهان، دستگرد، اعدام شد؛ جوانی ۲۴ ساله که بخش بزرگی از عمرش را در ایران گذرانده بود، اما هنگام مرگ همچنان با عنوان «اتباع افغانستان» شناخته میشد. پس از اجرای حکم، پیکر او را به روستای رحمتآباد از توابع شهرستان تیران و کرون منتقل کردند. بنا بر گزارشهای منتشرشده، خاکسپاری تحت تدابیر شدید امنیتی و بدون امکان برگزاری مراسم عمومی انجام شد و به خانواده اجازهی نصب سنگ مزار نیز داده نشد. بدین ترتیب، زندگی جوانی که کودکیاش را در هرات آغاز کرده و سالهای جوانیاش را در اصفهان گذرانده بود، در سکوت به پایان رسید. از گلمحمد اطلاعات زیادی باقی نمانده است. نمیدانیم چه رؤیاهایی برای آینده داشت، چه شغلی را دوست داشت، چه کسانی برایش عزیز بودند و پیش از بازداشت، زندگیاش را چگونه تصور میکرد. اما یک تصویر از او در روایتهای این روزها باقی مانده است: جوانی مهاجر که در یکی از تاریکترین لحظههای شهر، بنا بر گزارشهای منتشرشده، درِ خانهاش را به روی کسانی گشود که به پناه نیاز داشتند. گلمحمد شناسنامهی ایرانی نداشت، اما سالهای زندگیاش در ایران گذشته بود. روایت او، پیش از آنکه دربارهی ملیت باشد، دربارهی انسانی است که در لحظهای تعیینکننده، انتخاب کرد کنار دیگران بایستد. سرانجام، او را در روستایی دور از اصفهان به خاک سپردند؛ بیآنکه اجازه دهند مراسمی برایش برگزار شود و بیآنکه سنگی بر مزارش نام او را ثبت کند؛ اما نام او با روایت انسانیتش ثبت شده است: «گلمحمد محمدی؛ فرزند افغانستان و جانفدای ایران.»
منبع: نراتا · نویسنده: رودابه · تاریخ نگارش: ۱۴۰۵/۰۵/۲۱ · مشاهدهی روایت اصلی
با اجازهی نراتا و بیهیچ تغییری بازنشر شده است. همهی حقوق این روایت از آنِ نویسنده و نراتاست.
ئەوەی دەیزانین
- تەمەن
- ۲۳
- ڕێکەوتی کوژران
- یکشنبه ۲۸ تیر ۱۴۰۵
- شوێن
- اصفهان
- هۆی گیانلەدەستدان
- سێدارەدرا
وردەکارییەکانی ناشتن
- گۆڕستان
- روستای رحمتآباد، توابع شهرستان تیران و کرون
ئەم کەسە دەناسیت؟
ئەگەر گلمحمد محمدی دەناسیت، یان شتێکت هەیە زیاد بکەیت، هەر وردەکارییەک یارمەتی دەدات.
ئەمە ئەندامی خێزانمە · ناردنی بەڵگە · داواکاریی تایبەتمەندی یان لابردن
سەرچاوە و بەڵگە
هەر لیستێک ناو و شوێنەکانی بە شێوەی خۆی نووسیوە. ئێمە وەک خۆیان پیشانیان دەدەین.
سەرچاوەکانی ئەم ناوە (۳)
| سەرچاوە | ناو، وەک نووسراوە | شوێن | ڕێکەوت |
|---|---|---|---|
| ههنگاو | گلمحمد محمدی | — | 2026-07-19 |
| Center for Human Rights in Iran | گلمحمد محمدی | — | 2026-07-19 |
| Narrata | گلمحمد محمدی | — | ۱۴۰۵/۰۴/۲۸ |
پۆست و ڤیدیۆکان (۰)
هێشتا هیچ پۆست یان ڤیدیۆیەک بۆ ئەم ناوە تۆمار نەکراوە.
زانیاری تۆمار
- ژمارەی تۆمار
- VD837325
- ئاستی بەڵگە
- A تۆمارکراو لە لانیکەم دوو لیستی سەربەخۆدا
افزودهشده در ۳ آبان ۱۴۰۵ · بهروزشده در ۷ آبان ۱۴۰۵
پەیامەکانی یادەوەری
چەند وشەیەک لە یادەوەری گلمحمد محمدی بنووسە. پەیامەکان دوای پشکنین دەردەکەون.
برای گلمحمد محمدی پیامی بنویسید…
گلمحمد محمدی دەناسیت؟ زانیاری یان وێنە زیاد بکە
ناوێک، وێنەیەک یان وردەکارییەک دەتوانێت یارمەتی تەواوکردنی ئەم تۆمارە بدات.
زانیاری یان وێنە زیاد بکە