نەمر آرمان گرجیان بهمیاری
Arman Gorjian Bahmiari
۱۹ ساڵ
ئەم تۆمارە پێویستی بە پشتڕاستکردنەوە هەیە — ساختە یان گوماناوی نییە، تەنها پێویستی بە سەرچاوەیەکی تر هەیە.
چیرۆکەکەیان
هێشتا هیچ گێڕانەوەیەکی پشتپێبەستراو لەوەی آرمان گرجیان بهمیاری چۆن گیانی لەدەست دا بە دەستمان نەگەیشتووە. ئەگەر دەزانیت چی بەسەری هات، بۆمان بنووسە.
ئەم ناوە لە لیستی فەرمیی حکومەتی ئێرانیشدا هاتووە.
چیرۆکی ئەو
جاویدنام آرمان گرجیان بهمیاری
آرمان گرجیان، از دیار دلیران نورآباد ممسنی، جوانی ۱۹ ساله و اصالتاً لر بود که رؤیای پزشک شدن را در سر داشت. او دانشآموز ممتاز دبیرستان اندیشه در ممسنی بود و خود را برای شرکت در کنکور سراسری آماده میکرد. خانواده، دوستان و معلمانش آیندهای روشن برای او متصور بودند و آرمان با تلاش و پشتکار در مسیر تحقق آرزوهایش گام برمیداشت. اما این رؤیاها ناتمام ماند. آرمان در روز ۱۸ دیماه، بر اثر شلیک مستقیم گلوله به قلبش، جان خود را از دست داد. گلولهای که نهتنها زندگی یک جوان پرامید را خاموش کرد، بلکه خانوادهای را در سوگ فرزندشان و شهری را در اندوه فرو برد. در ویدیویی که از مراسم یادبود آرمان منتشر شده است، مردم در محلی که او هدف گلوله قرار گرفته و جان باخته بود گرد هم آمدند. حاضران با دست زدن، پایکوبی و خواندن سرودهای اعتراضی، یاد این جوان جانباخته را گرامی داشتند و تلاش کردند اندوه فقدان او را با نمایش همبستگی و ایستادگی پاسخ دهند. در میان این صحنهها، تصویر مادر آرمان بیش از همه دلها را به درد میآورد. او بر همان نقطهای که فرزندش بر زمین افتاده بود زانو زد، خاک آنجا را بوسید و با اشک و اندوه، یاد عزیز از دسترفتهاش را گرامی داشت. صحنهای که عمق رنج یک مادر داغدار را به تصویر میکشید؛ مادری که اکنون تنها خاطرات و آرزوهای ناتمام فرزند جوانش را در آغوش داشت. آرمان گرجیان رفت، اما نام و یاد او در همان خیابان، در قلب مردم ممسنی و در حافظهٔ جمعی ایرانیان زنده ماند؛ جوانی که رؤیای پزشک شدن داشت و زندگیاش در نوزدهسالگی ناتمام ماند، اما یادش به نمادی از عشق، دلتنگی و دادخواهی تبدیل شد. یکی از آشنایانش دربارهٔ او گفته است: «نه آدم شورشی بوده، نه وابسته به هیچ حزبی. در واقع سنی نداشت. فقط خیلی باغیرت بود. یک جوان آزادیخواه بود. نه چهرهٔ خشنی داشت که بگویی اهل خشونت بوده مورد هدف قرارش دادند، نه توهین بلد بود. یک پسر خیلی باغیرت بود و خیلی محبوب در فامیل. دوست داشتنی.» پدر داغدار آرمان گرجیان در مراسمی که بر مزار فرزندش برگزار شد، با اندوهی جانکاه گفت: «نفرین بر سردترین زمستان ایران؛ تلختر از کشتار نیشابور به دست مغول، تلختر از آتش زدن تخت جمشید به دست اسکندر، تلختر از صد هزار منارهٔ سر، از مردم اصفهان به دست تیمور لنگ، تلختر از بیست هزار چشم مردان کرمان که هدیهٔ خان قاجار شد. همهٔ مصیبتها در یک شب؛ همهٔ مصیبتهایی که بر سر این مُلک و ملت فرود آمد، از انواع جباران، در یک شب جمع شد و ایران را قتلعام کردند.» پدر این جاویدنام شعری از شهریار را بر مزار فرزندش میخواند: «وای ای مه دو هفته چه جای محاق بود/ آخر محاق نیست که ماه دو هفته را»
منبع: نراتا · نویسنده: نَفَس · تاریخ نگارش: ۱۴۰۵/۰۳/۲۲ · مشاهدهی روایت اصلی
با اجازهی نراتا و بیهیچ تغییری بازنشر شده است. همهی حقوق این روایت از آنِ نویسنده و نراتاست.
ئەوەی دەیزانین
هێشتا تۆمار نەکراوە: هۆی گیانلەدەستدان، ڕێکەوتی کوژران، شوێن. یارمەتی بدە بۆ تەواوکردنی ئەم تۆمارە
هنوز نمیدانیم آرمان گرجیان بهمیاری کجا به خاک سپرده شده. کمک به پیدا کردن مزار
یارمەتی بدە بۆ پشتڕاستکردنەوە و تەواوکردنی ئەم تۆمارە
ئەگەر آرمان گرجیان بهمیاری دەناسیت، یان شتێکت هەیە زیاد بکەیت، هەر وردەکارییەک یارمەتی دەدات.
ئەمە ئەندامی خێزانمە · ناردنی بەڵگە · داواکاریی تایبەتمەندی یان لابردن
سەرچاوە و بەڵگە
هەر لیستێک ناو و شوێنەکانی بە شێوەی خۆی نووسیوە. ئێمە وەک خۆیان پیشانیان دەدەین.
سەرچاوەکانی ئەم ناوە (۲)
| سەرچاوە | ناو، وەک نووسراوە | شوێن | ڕێکەوت |
|---|---|---|---|
| فهرست رسمی دولت | آرمان گرجیان بهمیاری | — | — |
| Narrata | آرمان گرجیان بهمیاری | — | ۱۴۰۴/۱۰/۱۸ |
پۆست و ڤیدیۆکان (۱)
۱ پۆست دۆزرایەوە. هەر بەستەرێک لە ماڵپەڕی خۆیدا دەکرێتەوە.
زانیاری تۆمار
- ژمارەی تۆمار
- VD9B4EFC
- ئاستی بەڵگە
- D هێشتا هیچ سەرچاوەیەکی متمانەپێکراو بۆ ئەم ناوە نەدۆزراوەتەوە
افزودهشده در ۲۳ مهر ۱۴۰۵ · بهروزشده در ۷ آبان ۱۴۰۵
پەیامەکانی یادەوەری
چەند وشەیەک لە یادەوەری آرمان گرجیان بهمیاری بنووسە. پەیامەکان دوای پشکنین دەردەکەون.
برای آرمان گرجیان بهمیاری پیامی بنویسید…
آرمان گرجیان بهمیاری دەناسیت؟ زانیاری یان وێنە زیاد بکە
ناوێک، وێنەیەک یان وردەکارییەک دەتوانێت یارمەتی تەواوکردنی ئەم تۆمارە بدات.
زانیاری یان وێنە زیاد بکە