Zeinab Ahmadi
زینب احمدی
44 år gammal · Fardis, Karaj, Alborz
fredag 9 januari 2026
Den här posten behöver verifiering — den är inte felaktig eller misstänkt, den behöver bara en annan källa.
Deras historia
Det finns ännu ingen redogörelse för hur Zeinab Ahmadi dödades. Om du vet vad som hände, berätta för oss.
Deras berättelse
جاویدنام زینب احمدی
زینب احمدی، زنی بود که پس از چشم بستن پدر و مادرش بر جهان، تنهایی را به دوش کشید، اما نگذاشت آن تنهایی خانهاش را از مهر خالی کند. در آپارتمان کوچکش در ملارد، با دو سگی زندگی میکرد که سرپرستیشان را پذیرفته بود و حضورشان، سکوت خانه را به زندگی پیوند میزد. متولد ۲۸ آذر ۱۳۶۰ بود؛ زنی مهربان که دلبستگیاش به جان موجودات، تنها به انسانها محدود نمیشد. جمعه ۱۹ دی ۱۴۰۴، در جریان اعتراضات فلکه چهارم فردیس کرج، گلوله جنگی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی به پای او اصابت کرد. زینب با وجود جراحت، خود را به پارکینگ ساختمانی در همان حوالی رساند. ساکنان ساختمان برای بند آوردن خونریزی و نجات جانش دست به کار شدند و تصمیم گرفتند او را به بیمارستان منتقل کنند، اما مأموران مسلح بسیجی با شلیک به سوی آنان، راه را بستند. زینب میان امید به رسیدن و نرسیدن، لحظهبهلحظه خون از دست داد؛ زخمی که میتوانست درمان شود، در نبود امکان درمان، به پایان زندگیاش انجامید. یکی از نزدیکانش آخرین گفتوگویشان را چنین به یاد میآورد: «آخرین باری که صدایش را شنیدم ظهر ۱۹ دی بود. گفتم وضعیت خطرناک است، جایی نرو، اگر هم رفتی تنها نرو. گفت نگران نباش، دیشب رفتم و زود برگشتم. اما اینبار برنگشت.» وقتی هیاهوی خیابان فروکش کرد، افرادی که او را نمیشناختند پیکرش را به بیمارستان رساندند، اما دیگر فرصتی برای نجات باقی نمانده بود و زینب مستقیماً به سردخانه منتقل شد. صبح روز بعد، خانه بیصاحب مانده بود. دو سگی که هر روز با صدای قدمهای زینب آرام میشدند، بیقرار و ناآرام، سکوت ساختمان را با پارسهای ممتد شکستند. یکی از همسایهها که از بازنگشتن او نگران شده بود، با اطرافیانش تماس گرفت و همانجا جستوجو آغاز شد؛ جستوجویی که پایانش به سردخانه رسید. پس از جانباختن زینب، خانوادهاش برای تحویل پیکر و دریافت جواز دفن با فشارها و دشواریهای فراوان روبهرو شدند. سرانجام پیکر او را دور از محل زندگیاش، در آرامستان «بهشت علی» کرج به خاک سپردند؛ مهربانویی که واپسین ساعتهای زندگیاش نه در اتاق درمان، بلکه در پارکینگی سپری شد که راه رسیدن آن به بیمارستان بسته مانده بود.
This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.
Source: Narrata · Author: جاوید · Written ۱۴۰۵/۰۵/۰۲ · Read the original story
Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.
Vad vi vet
- Ålder
- 44
- Dödad
- fredag 9 januari 2026
- Plats
- Fardis, Karaj, Alborz
- Born
- lördag 19 december 1981 ↗
Ännu inte registrerat: Dödsorsak. Hjälp till att slutföra den här posten
Hjälp till att verifiera och slutföra den här posten
Om du känner Zeinab Ahmadi eller har något att lägga till, hjälper varje detalj.
Det här är en familjemedlem · Skicka bevis · Begäran om integritet eller borttagning
Källor och bevis
Varje lista stavar namn och orter på sitt eget sätt. Vi visar dem så som de skrevs.
Så registrerade källorna namnet (1)
| Källa | Namnet som det skrevs | Plats | Datum |
|---|---|---|---|
| Narrata | زینب احمدی | — | ۱۴۰۴/۱۰/۱۹ |
Inlägg och videor (0)
Inga inlägg eller videor har registrerats för det här namnet än.
Postinformation
- Postnummer
- V89CD378
- Bevisnivå
- D Ingen pålitlig källa har ännu hittats för det här namnet
Added 25 oktober 2026 · updated 29 oktober 2026
Minnesmeddelanden
Lämna några ord till minne av Zeinab Ahmadi. Meddelanden visas efter granskning.
Write a message for Zeinab Ahmadi…
Känner du Zeinab Ahmadi? Lägg till information eller foton
Ett namn, ett foto eller en detalj kan hjälpa till att slutföra den här posten.
Lägg till information eller foton