他们的故事
关于Vahid Rahimi Ebeli遇害经过的叙述尚未记录。 如果您知道发生了什么,请告诉我们。
这个姓名也出现在伊朗政府自己的名单上。
他们的故事
جاویدنام وحید رحیمی ابلی
وحید رحیمی ابلی ۴۵ سال داشت؛ پدر دو دختر بود و زندگیاش با مسئولیتهایی گره خورده بود که هر روز، مانند بسیاری از پدران، برای بهجا آوردنشان تلاش میکرد. او در فردیس کرج زندگی میکرد؛ جایی که شامگاه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴، اعتراضات مردمی به صحنهای خونین تبدیل شد و مسیر زندگی خانوادهای را برای همیشه تغییر داد. بزرگترین دغدغه و علاقهٔ وحید، آیندهٔ فرزندان و رفاه خانوادهاش بود. او مردی شجاع، اجتماعی و دغدغهمند نسبت به مسائل جامعه بود. شغل آزاد داشت و با خودروی شخصیاش کار میکرد؛ مردی زحمتکش و خانوادهدوست که برای تأمین آسایش عزیزانش تلاش میکرد. هجدهم دیماه ۱۴۰۴، خیابانهای فردیس در میان موجی از اعتراضات مردمی که به فراخوان شاهزاده رضا پهلوی پاسخ مثبت داده بودند، به صحنهٔ رویارویی جمعیتی تبدیل شده بود که با فریاد و حضور خود، خواستههایشان را به خیابان آورده بودند. در فضای پرتنش آن شب، صداها درهم میپیچیدند و نگاهها نگران بودند. هر لحظه این احتمال وجود داشت که خیابان از مسیر اعتراض به میدان خشونت کشیده شود. در برابر مردمی که به خیابان آمده بودند و فریاد «جاوید شاه» سر میدادند، نیروهای مسلح سرکوبگر جمهوری اسلامی وارد عمل شدند. این شعارها خشم حکومت را برانگیخته بود و شلیک گلولهها، فضای اعتراض را به صحنهای مرگبار بدل کرد. وحید که رانندهٔ نیسان بود، در راه بازگشت به خانه، در میان شلوغی و ازدحام خیابان از خودروی خود پیاده شد؛ اما در همان لحظه، هدف اصابت مستقیم گلولهٔ مأموران حکومتی قرار گرفت. او در کنار خودروی خود بر زمین افتاد. شدت جراحات بهاندازهای بود که او را به بیمارستان منتقل کردند. در همان حال، از طریق تلفن همراهش با دخترش تماس گرفتند و خبر دادند که پدرش در بیمارستان است. با وجود تلاشها برای نجات جان وحید، این کوششها نتیجهای نداشت و زمانی که دخترش به بیمارستان رسید، پدر دیگر زنده نبود. با کشتهشدن وحید، دو دختر پدرشان را از دست دادند؛ مردی که حضورش بخشی از زندگی روزمرهٔ آنها بود و آیندهای که میتوانست در کنارشان بسازد، ناتمام ماند. هیچ تصویری نمیتواند تمام آنچه را که پس از چنین فقدانی در یک خانه میگذرد، ثبت کند؛ لحظهای که نبودن یک نفر در سکوت اتاقها، در انتظارهای بیپاسخ و در روزهایی که دیگر شبیه گذشته نیستند، خود را نشان میدهد. دختر وحید در صفحهٔ اینستاگرام خود از فراق پدر و دلتنگیهایش مینویسد. او عکسها و فیلمهایی از رفتن بر سر مزار پدر منتشر کرده است که گوشههایی از روزهای زندگی بدون او را به تصویر میکشند؛ روزهایی که جای خالی پدر در آنها بیش از هر زمان دیگری احساس میشود. به گفتهٔ سحر، پدرش عاشق ورزش کشتی بود. از دوران نوجوانی به باشگاه میرفت تا این ورزش را یاد بگیرد و تمرین کند، اما بعدها کشتی را رها کرد. او طرفدار تیم فوتبال پرسپولیس بود؛ خوشصحبت و اهل بگوبخند بود و به آهنگهای تتلو علاقه داشت. روزهای بیکاری و تعطیلاتش را در کنار خانواده میگذراند و از بودن با آنها لذت میبرد. اکنون، پس از گذشت ماهها از نبودنش، جای خالی او همچنان فقدانی بزرگ در زندگی خانواده است؛ دلتنگی دختران برای پدری که دیگر بازنمیگردد، وصفناشدنی است.
This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.
Source: Narrata · Author: رودابه · Written ۱۴۰۵/۰۷/۲۶ · Read the original story
Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.
我们所知
尚未记录:死因, 遇害日期, 地点。 帮助完成此记录
We do not know yet where Vahid Rahimi Ebeli is buried. Help locate this grave
帮助验证并完成此记录
如果您认识Vahid Rahimi Ebeli或有要添加的内容,每个细节都有帮助。
来源与证据
每份名单对姓名和地名的拼写各不相同。我们按原文照录。
各来源如何记录这个姓名 (2)
| 来源 | 原文姓名 | 地点 | 日期 |
|---|---|---|---|
| Office of the President of Iran | وحید رحیمی ابلی | — | — |
| Narrata | وحید رحیمی ابلی | — | ۱۴۰۴/۱۰/۱۸ |
记录信息
- 记录编号
- V07994B0
- 证据等级
- D 尚未找到该姓名的可信来源
Added 2026年10月15日 · updated 2026年10月29日
纪念消息
为Vahid Rahimi Ebeli留下几句纪念的话。消息经审查后显示。